صُحُفٍ مُطَهَّرَه

احادیث اهل بیت علیهم السلام در موضوعات مختلف
مشخصات بلاگ
صُحُفٍ مُطَهَّرَه

عمده مطالب این سایت که با نام نویسنده "صُحُفٍ مُطَهَّرَه" مشخص شده است برگرفته از کانال تلگرام به نشانی (https://t.me/sohof2) و در جهت نشر احادیث اهل بیت علیهم السلام می باشد.

نویسندگان

۴۰ مطلب در مهر ۱۳۹۵ ثبت شده است

و درود خدا بر او فرمود: خیری که در پی آن آتش باشد، خیر نخواهد بود، و شری که در پی آن بهشت است شر نخواهد بود، و هر نعمتی بی بهشت ناچیز است، و هر بلایی بی جهنم، عافیت است.
عن أبی جعفر ع قال قال امیر المؤمنین ع قَالَ مَا خَیْرٌ بِخَیْرٍ بَعْدَهُ النَّارُ وَ مَا شَرٌّ بِشَرٍّ بَعْدَهُ الْجَنَّةُ وَ کُلُّ نَعِیمٍ دُونَ الْجَنَّةِ فَهُوَ مَحْقُورٌ وَ کُلُّ بَلَاءٍ دُونَ النَّارِ عَافِیَةٌ.
الکافی (ط - الإسلامیة)، ج‏8، ص: 24، خطبة الوسیلة، التوحید (للصدوق)، ص: 74، نهج البلاغة (للصبحی صالح)، ص: 544/ ح387 و مشابه آن در من لا یحضره الفقیه، ج‏4، ص: 392

صُحُفٍ مُطَهَرَه

رسول الله ص: قطعا روز جمعه سید روز هاست. خداوند در آن حسنات را چند برابر می کند و بدی ها را محو می کند و درجات را بالا می برد. و دعاها را در آن اجابت می کند، و اندوه را بر طرف و حاجات بزرگ را اجابت می نماید، و نزد خدا آزاد شدگان از آتش در آن بسیار هستند. و کسی نیست که در حالی که حق و حرمت آن را می داند، با آن خدا را بخواند، مگر آنکه حق خداوند  باشد که او از نجات یافتگان از آتش قرار دهد. و اگر در روز و یا شب آن بمیرد، شهید است، و ایمن مبعوث خواهد شد. و هیچ کس حرمت و حق آن را خوار نشمرد، مگر آنکه  حق خداوند باشد که او از اهل آتش قرار دهد. مگر آنکه توبه نماید.

عَنِ ابْنِ أَبِی نَصْرٍ عَنْ أَبِی الْحَسَنِ الرِّضَا ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص إِنَّ یَوْمَ الْجُمُعَةِ سَیِّدُ الْأَیَّامِ یُضَاعِفُ اللَّهَ فِیهِ الْحَسَنَاتِ وَ یَمْحُو فِیهِ السَّیِّئَاتِ وَ یَرْفَعُ فِیهِ الدَّرَجَاتِ وَ یَسْتَجِیبُ فِیهِ الدَّعَوَاتِ وَ یَکْشِفُ فِیهِ الْکُرُبَاتِ وَ یَقْضِی فِیهِ الْحَوَائِجَ الْعِظَامَ وَ هُوَ یَوْمُ الْمَزِیدِ لِلَّهِ فِیهِ عُتَقَاءُ وَ طُلَقَاءُ مِنَ النَّارِ مَا دَعَا بِهِ أَحَدٌ مِنَ النَّاسِ وَ قَدْ عَرَفَ حَقَّهُ وَ حُرْمَتَهُ إِلَّا کَانَ حَقّاً عَلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ أَنْ یَجْعَلَهُ مِنْ عُتَقَائِهِ وَ طُلَقَائِهِ مِنَ النَّارِ فَإِنْ مَاتَ فِی یَوْمِهِ وَ لَیْلَتِهِ مَاتَ شَهِیداً وَ بُعِثَ آمِناً وَ مَا اسْتَخَفَّ أَحَدٌ بِحُرْمَتِهِ وَ ضَیَّعَ حَقَّهُ إِلَّا کَانَ حَقّاً عَلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ أَنْ یُصْلِیَهُ نَارَ جَهَنَّمَ إِلَّا أَنْ یَتُوبَ.

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج‏3، ص: 414/ 5

صُحُفٍ مُطَهَرَه
امام صادق علیه السلام : به خدا سوگند مؤمن، [مؤمن] محسوب نمی شود؛ مگر اینکه نسبت به برادر(دینی)اش، هر دو مانند یک پیکر [واحد] باشند که هرگاه به رگی (یک عضوش)، کوچک ترین دردی رسد؛ سایر عضوها نیز متأثر می شوند.
عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: لَا وَ اللَّهِ لَا یَکُونُ [الْمُؤْمِنُ] مُؤْمِناً أَبَداً حَتَّى یَکُونَ لِأَخِیهِ مِثْلَ الْجَسَدِ إِذَا ضَرَبَ عَلَیْهِ عِرْقٌ وَاحِدٌ تَدَاعَتْ لَهُ سَائِرُ عُرُوقِهِ.
المؤمن، باب ما جعل الله بین المؤمنین من الإخاء، ص39 و مشابه آن در ص: 38 و نیز الکافی (ط - الإسلامیة)، ج‏2، ص: 166 و از آن بحارالانوار: 71/ 274 ح 17
و در بعضی نقل ها: «إِذَا اشْتَکَى شَیْئاً مِنْهُ وَجَدَ أَلَمَ ذَلِکَ فِی سَائِرِ جَسَدِه‏»
صُحُفٍ مُطَهَرَه

سخن از نمود و ظهور و نمایش و جلوه در مورد ذاتی که از مقدار و اجزاء و مکان و زمان منزه است معقول نیست. «نمایان شدن» و «تجلی کردن» ویژه ذات مقداری و متجزی است. ذات خداوند مخفی ترین مخفی است هر چند فعل او آشکارترین آشکار است.

پس این فعل خداست که متجلی و نمایان است نه ذات خدا.

روایات:

1. مُتَجَلٍ‏لَا بِاشْتِمَالِ‏ رُؤْیَةٍ. (تحف العقول ص63)

امیرالمؤمنین علیه السلام: خداوند نمایان است اما نه با رؤیتی.

2. بِهَا تَجَلَّى صَانِعُهَا لِلْعُقُول‏. (تحف العقول ص66)

امیرالمؤمنین علیه السلام: به واسطه مخلوقات است که خدای سازنده آنها بر عقول آشکار شد.

3. فَأَیُّ ظَاهِرٍ أَظْهَرُ وَ أَوْضَحُ مِنَ اللَّهِ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى لِأَنَّ کَلَا تَعْدَ مُصَنْعَتَهُ حَیْثُ مَا تَوَجَّهْت‏. (کافی ج1 ص122)

امام رضا علیه السلام: پس کدامین ظاهر، آشکارتر و روشن تر از خدای تبارک و تعالی است؟! زیرا به هر سو نظر کنی مصنوعات او را می بینی.

4. أَنَّ اللَّهَ سُبْحَانَهُ أَظْهَرَ رُبُوبِیَّتَهُ فِی إِبْدَاعِ الْخَلْق‏. (توحید صدوق ص92)

امام صادق علیه السلام: خدای سبحان ربوبیتش را در آفرینش مخلوقات آشکار کرد.


خدا فاعل است اما نه با حرکت، نه با تغیّر، نه با نیاز به ابزار، خدا فاعل است و فعل را ایجاد می کند نه اینکه فعل خدا به معنای تغییر و تحولاتی در ذات خدا باشد چنانچه در فعل مخلوقات چنین است.

پس اینکه بپرسیم: خدا چگونه فعل انجام می دهد، بی معناست.

روایات:

1. فَاعِلٌ لَا بِمَعْنَى الْحَرَکَاتِ وَ الْآلَة. (نهج البلاغه ص40)

امیرالمؤمنین علیه السلام: خداوند فاعل است نه به معنای حرکات و استفاده از ابزار.

2. الْخَالِقِ لَا بِمَعْنَى حَرَکَة وَ نَصَب‏. (توحید صدوق ص56)

امیرالمؤمنین علیه السلام: خداوند خالق است نه با حرکت و خستگی.

3. قَالَ لَهُ عِمْرَانُ یَا سَیِّدِی أَلَا تُخْبِرُنِی عَنِ الْخَالِقِ إِذَا کَانَ وَاحِد اًلَا شَیْ‏ءَ غَیْرُ هُوَ لَا شَیْ‏ءَ مَعَهُ أَلَیْسَ قَدْ تَغَیَّرَ بِخَلْقِهِ الْخَلْقَ قَالَ الرِّضَا ع لَمْ یَتَغَیَّرْ عَزَّ وَجَلَّ بِخَلْقِ الْخَلْقِ. (توحید صدوق ص433)

عمران صابئی به امام رضا علیه السلام: مولای من، آیا خداوندی که یکتاست و هیچ چیز غیر از او نبود، و هیچ چیز با او وجود نداشت، با آفریدن اشیا دگرگونی نیافت؟!

امام رضا علیه السلام: خداوند متعال قدیم است، به آفرینش اشیا تغییر نمى ‏یابد.

4. یَقُول ُلِمَا أَرَادَ کَوْنَهُ کُنْ فَیَکُونُ لَا بِصَوْتٍ یَقْرَعُ وَ لَا نِدَاءٍ یُسْمَع‏. (احتجاج ج1 ص203)

امیرالمؤمنین علیه السلام: به چیزی که بودنش را اراده کند می گوید: باش! پس آن بود می شود. نه با صدایی که طنین اندازد یا ندایی که شنیده شود.

5. لَیْسَ یُقَالُ لَهُ أَکْثَرُ مِنْ فَعَلَ وَ عَمِلَ وَ صَنَعَ‏. (توحید صدوق ص432)

امام رضا علیه السلام: در مورد خداوند بیش از این نتوان گفت که "فعل انجام داد" و "عمل کرد" و "ساخت".


گزیده ای از مطلبی با عنوان: "خلاصه ای از اصول اعتقادی در باب توحید، خلقت و ..."
پستهای مرتبط:
تباین ذاتی خدا و مخلوق
هرچه به ذهن آید حتی اگر دقیق ترین معانی باشد مخلوق است...
آنچه در ذهن و قلب ما پدید آید خود مخلوقی بیش نیست...
کسی که ادعای دیدن و رؤیت خداوند در دنیا و آخرت را بکند، دین ندارد!

هو الهادی
امام باقرالعلوم سلام الله علیه به اباحمزه فرمودند:
ای ابا حمزه ! کسی از شما که قصد سفری چند فرسخی دارد ، دنبال دلیل و راهنمایی می گردد و تو به راه های آسمان نا آگاهتر از راه های زمین هستی؛ حال که چنین است، برای خود دلیل و راهنمایی به دست آور .
یا اَبا حَمزَةَ ، یَخرُجُ اَحَدُکُم فَراسِخَ فَیَطلُبُ لِنَفسِهِ دَلیلاً، وَ اَنتَ بِطُرُقّ السَّماءِ اَجهَلُ مِنکَ بِطُرُقِ الاَرضِ ؛ فاطلُب لِنَفسِکَ دلیلاً .
الکافی (ط - الإسلامیة)، ج‏1، ص: 184

صُحُفٍ مُطَهَرَه

ﻗﻠْﺖُ ﻟَﻪُ ﺇِﻧﱢﱢﻲ ﻟَﺎ ﺃَﻟْﻘَﺎﻙَ ﺇِﻟﱠﱠﺎ ﻓِﻰ ﺍﻟﺴﱢﱢﻨِﻴﻦَ ﻓَﺄَﺧْﺒِﺮْﻧِﻰ ﺑِﺸَﻲْﺀٍ ﺁﺧُﺬُ ﺑِﻪِ ﻓَﻘَﺎﻝَ ﺃُﻭﺻِﻴﻚَ ﺑِﺘَﻘْﻮَﻯ ﺍﻟﻠﱠﱠﻪِ ﻭَ ﺍﻟْﻮَﺭَﻉِ ﻭَ ﺍﻟِﺎﺟْﺘِﻬَﺎﺩِ ﻭَ ﺍﻋْﻠَﻢْ ﺃَﻧﱠﱠﻪُ ﻟَﺎ ﻳَﻨْﻔَﻊُ ﺍﺟْﺘِﻬَﺎﺩٌ ﻟَﺎ ﻭَﺭَﻉَ ﻓِﻴﻪِ
عمرو ﺑﻦ ﺳﻌﻴﺪ ﮔﻮﻳﺪ: ﺑﻪ ﺍﻣﺎﻡ ﺻﺎﺩﻕ علیه السلام عرض کرﺩﻡ: ﻣﻦ جز ﭼﻨﺪ ﺳﺎﻝ ﻳﻜﺒﺎﺭ ﺷﻤﺎ ﺭﺍ ﻣﻠﺎﻗﺎﺕ نمیکنم، به من ﭼﻴﺰﻯ ﺑﻔﺮﻣﺎیید ﻛﻪ ﺁن رﺍ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻢ، ﻓﺮﻣﻮﺩ: تو را ﺳﻔﺎﺭﺵ ﻣﻴﻜﻨﻢ به تقوﺍﻯ ﺧﺪﺍ ﻭ ﻭﺭﻉ ﻭ ﻛﻮﺷﺶ ﻭ ﺑﺪﺍﻧﻜﻪ ﻛﻮﺷﺸﻰ ﻛﻪ ﺩﺭ ﺁﻥ ﻭﺭﻉ ﻧﺒﺎﺷﺪ ﺳﻮﺩ ﻧﺪﻫﺪ.
الکافی (ط - الإسلامیة)، ج‏2، ص: 76 و 77 به چند سند. و الأمالی (للمفید)، ص: 194
توضیح: بنا بر بعضی از اخبار، ﺗﻘﻮﻯ ﺗﺮﻙ ﻣﺤﺮﻣﺎﺕ ﺍﺳﺖ ﻭ ﻭﺭﻉ ﺗﺮﻙ ﺷﺒﻬﺎﺕ ﻭ ﺍﺟﺘﻬﺎﺩ (ﻛﻮﺷﺶ) ﺳﻌﻰ ﺩﺭ ﻃﺎﻋﺎﺕ ﻭ ﻋﺒﺎﺩﺍﺕ.

صُحُفٍ مُطَهَرَه

امام صادق علیه السلام فرمود: بپرهیزید از تقلید زیرا هر کس در دین خود تقلید کند؛ هلاک میشود. خداوند متعال فرمود: «اتّخَذُوا أَحْبارَهُمْ وَ رُهْبانَهُمْ أَرْباباً مِنْ دُونِ اللَّهِ‏» (آنان دانشمندان و راهبان خود را به جای خدا به ربوبیت گرفتند) به خدا سوگند آنان برای دانشمندان خود نه نماز می خوانند و نه روزه می گرفتند؛ بلکه وقتی برایشان حرامی را حلال می کردند و یا حلالی را حرام می کردند از آنان تقلید می کردند. پس در واقع آنان را می پرستیدند بی آن که خود بدانند. 

قال الصادق علیه السلام:‏ إیاکم‏ و التقلید فإنه من قلد فی دینه هلک إن الله تعالى یقول‏ اتَّخَذُوا أَحْبارَهُمْ وَ رُهْبانَهُمْ أَرْباباً مِنْ دُونِ اللَّهِ‏  فلا  و الله ما صلوا لهم‏ و لا صاموا و لکنهم أحلوا لهم حراما و حرموا علیهم حلالا فقلدوهم فی ذلک فعبدوهم و هم‏ لا یشعرون.

تصحیح اعتقادات الإمامیة ؛ الشیخ المفید ؛ مؤتمر الشیخ المفید ؛ ص72

تقلید در مذهب شیعه تنها به عنوان رجوع جاهل به عالم معنا دارد نه آن که مردم در هر چیزی مطلقاً و بی چون و چرا از آراء و اجتهادات علماء پیروی کنند؛ حتی اگر دلیلی بر خلاف آن باشد و یا قرائن نشان دهد که آن عالم به رأی و قیاس و استحسان فتوا داده است! بی توجهی به این اصل روشن باعث شده است که بعضی از مردم بدعتها را بی چون و چرا بپذیرند و اگر یکی از اهل رأی گفت: کشف حجاب برای تحصیل جایز است؛ قبول کنند؛ اگر چه این حکم خلاف واضحات باشد و اگر بدعتگذاری گفت: دیه زن و مرد مساوی است حرفی نزنند؛ اگر چه مستلزم انکار ضروری دین و خروج از اسلام باشد و اگر دستاربندی گفت: جزیه منسوخ شده است؛ پاسخش را ندهند و اگر عبا به دوشی، موسیقی را حلال کرد؛ بار تکلیف را از دوش خود بیندازند و اگر کسی حیل مأثور ربا را حرام کرد؛ معذورش دارند و ... 

صُحُفٍ مُطَهَرَه

امیرالمؤمنین علیه السلام شنید که مردی می گوید: سوگند به آن کسی که پشت هفت پرده مخفی شده است. امیرالمؤمنین علیه السلام بر پشت او زد و فرمود: چه کسی پشت هفت پرده مخفی شده است؟! گفت: خداوند. امام فرمود: مادرت به عزایت بنشیند؛ خطا کردی. بین خداوند متعال و آفریدگانش پرده و حجابی نیست؛ زیرا او با آنها است هر کجا که باشند.

توحید الصدوق ؛ جامعه مدرسین ؛ ص184

امام کاظم علیه السلام فرمود: بین خدا و آفریدگانش حجابی نیست مگر آفرینش او. او بدون حجاب پنهان شده و بدون پرده پوشیده است.
«لَیْسَ بَیْنَهُ وَ بَیْنَ خَلْقِهِ حِجَابٌ غَیْرُ خَلْقِهِ احْتَجَبَ‏ بِغَیْرِ حِجَابٍ مَحْجُوبٍ وَ اسْتَتَرَ بِغَیْرِ سِتْرٍ مَسْتُورٍ»

التوحید ؛ جامعه مدرسین ؛ ص179

مخفی بودن خدا از خلق به جهت مغایرت ذاتی خالق و مخلوق است. امامان ما همواره فرموده اند که خداوند با چیزی غیر ذات خود پنهان نشده است؛ بلکه ذات او فراتر از هر حدّ و ترکیب و شباهتی است و برای همین ذاتاً محال است که چیزی او را ببیند و درک کند. نه آن که چیزی او را پوشانده باشد یا از چیزی دور باشد.

پستهای مرتبط:
تباین ذاتی خدا و مخلوق
هرچه به ذهن آید حتی اگر دقیق ترین معانی باشد مخلوق است...
آنچه در ذهن و قلب ما پدید آید خود مخلوقی بیش نیست...
کسی که ادعای دیدن و رؤیت خداوند در دنیا و آخرت را بکند، دین ندارد!
صُحُفٍ مُطَهَرَه
امام صادق علیه السلام می فرماید:
امام سجاد، به مدّت بیست سال برای پدرش حسین (ع) گریست، هر گاه غذایی برای آن حضرت می آوردند گریه می کرد. یکی از خدمتگزاران او عرض کرد: ای فرزند رسول خدا، آیا وقت آن نرسیده است که حزن و اندوه تو پایان یابد؟ آن حضرت فرمود: وای بر تو، یعقوب پیامبر دوازده فرزند داشت، و یکی از آنان را خداوند از دید وی پنهان ساخت، پس آنقدر گریست تا چشمانش از شدّت گریه به سفیدی گرایید، و موی او از کثرت غم سپید گشت، و کمرش از زیادی اندوه خم شد، و این در حالی بود که فرزندش زنده بود. اما من با چشم خود دیدم که پدرم و برادرانم و عموهایم و هفده مرد از اهل بیتم در اطراف من کشته شده اند. چگونه اندوه من پایان پذیرد؟

لَقَدْ کَانَ بَکَى عَلَى أَبِیهِ الْحُسَیْنِ ع عِشْرِینَ سَنَةً وَ مَا وُضِعَ بَیْنَ یَدَیْهِ طَعَامٌ إِلَّا بَکَى حَتَّى قَالَ لَهُ مَوْلًى لَهُ یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ أَ مَا آنَ لِحُزْنِکَ أَنْ یَنْقَضِیَ فَقَالَ لَهُ وَیْحَکَ إِنَّ یَعْقُوبَ النَّبِیَّ ع کَانَ لَهُ اثْنَا عَشَرَ ابْناً فَغَیَّبَ اللَّهُ عَنْهُ وَاحِداً مِنْهُمْ فَابْیَضَّتْ عَیْنَاهُ مِنْ کَثْرَةِ بُکَائِهِ عَلَیْهِ وَ شَابَ رَأْسُهُ مِنَ الْحُزْنِ وَ احْدَوْدَبَ ظَهْرُهُ مِنَ الْغَمِّ وَ کَانَ ابْنُهُ حَیّاً فِی‏ الدُّنْیَا وَ أَنَا نَظَرْتُ إِلَى أَبِی وَ أَخِی وَ عَمِّی وَ سَبْعَةَ عَشَرَ مِنْ أَهْلِ بَیْتِی مَقْتُولِینَ حَوْلِی فَکَیْفَ یَنْقَضِی حُزْنِی؟
کتاب الخصال، للصدوق، ج‏2، ص: 518. کامل الزیارات، ص: 107 به سند دیگر مشابه آن. و کتاب المناقب، ابن شهرآشوب، جلد 4، و کتاب حلیة الألیاء، ابونعیم، جلد 3.
صُحُفٍ مُطَهَرَه
امام رضا علیه السلام: هرکس روز عاشورای امام حسین علیه السلام، دنبال کسب و کار نرود؛ خداوند متعال خواسته ها و حوائج دنیا و آخرت او را برآورده می نماید و هرکس  عاشوراء روز مصیبت و حزن و گریه اش باشد؛ خداوند عز و جل روز قیامت را روز شادی و سرورش قرار خواهد داد و در بهشت چشمانش به دیدار ما - اهل بیت عصمت وطهارت علیهم السلام - روشن خواهد شد.
أمالی الصدوق: الطالقانی، عن أحمد الهمدانی، عن علی بن الحسن بن فضال عن أبیه، عن الرضا علیه السلام قال: من ترک السعی فی حوائجه یوم عاشورا قضى الله له حوائج الدنیا والآخرة، ومن کان یوم عاشورا یوم مصیبته وحزنه وبکائه، جعل الله عز وجل یوم القیامة یوم فرحه وسروره، وقرت بنا فی الجنان عینه.
عیون اخبار الرضا(ع)ج1ص299، الامالی(للصدوق)ص129
صُحُفٍ مُطَهَرَه
 ... یاران عمر بن سعد پیش آمدند و به گرد خیمه گاه حسین علیه السلام جولان دادند. دیدند که پشت آن ها خندق حفر شده و در آن هیزم و نی ریخته شده و آتش بر آن شعله ور است.
شمر بن ذی الجوشن لعنه الله با صدای بلند ندا داد: ای حسین آیا قبل از روز قیامت به سوی آتش شتافته ای؟ امام حسین علیه السلام فرمود: این کیست؟ گویا شمر بن ذی الجوشن است. گفت: آری.
امام فرمود: ای پسر زن بُز چِران تو سزاوارتری که وارد آتش دوزخ شوی. مسلم بن عوسجة رحمه الله خواست شمر را با تیر بزند. امام حسین علیه السلام او را منع کرد. مسلم بن عوسجة گفت: بگذار او را بزنم زیرا او مردی فاسق و از بزرگترین گردنکشان است و اکنون خداوند فرصتی فراهم کرده که او را بزنیم.
امام حسین علیه السلام فرمود: او را نزن، زیرا من خوش ندارم جنگ را آغاز کنم. سپس امام دستور داد مرکبش را بیاورند. بر آن نشست و با صدای بلند فرمود: ای مردم عراق. -در این حال اکثر آنان می شنیدند.- فرمود: ای مردم سخن مرا بشنوید و شتاب نکنید تا شما را موعظه کنم به آن چه حقّ شما بر من است؛ و حجت را بر شما تمام کنم. پس اگر انصاف بدهید به سعادت شما نزدیک تر است و اگر انصاف ندهید؛ فَأَجْمِعُوا أَمْرَکُمْ وَ شُرَکاءَکُمْ ثُمَّ لا یَکُنْ أَمْرُکُمْ عَلَیْکُمْ غُمَّةً ثُمَّ اقْضُوا إِلَیَّ وَ لا تُنْظِرُونِ‏ (یونس 71) و إِنَّ وَلِیِّیَ اللَّهُ الَّذی نَزَّلَ الْکِتابَ وَ هُوَ یَتَوَلَّى الصَّالِحینَ‏  (اعراف 196)


... أَقْبَلَ الْقَوْمُ یَجُولُونَ حَوْلَ بُیُوتِ الْحُسَیْنِ ع فَیَرَوْنَ الْخَنْدَقَ فِی ظُهُورِهِمْ وَ النَّارُ تَضْطَرِمُ فِی الْحَطَبِ وَ الْقَصَبِ الَّذِی کَانَ أُلْقِیَ فِیهِ فَنَادَى شِمْرُ بْنُ ذِی الْجَوْشَنِ عَلَیْهِ اللَّعْنَةُ بِأَعْلَى صَوْتِهِ یَا حُسَیْنُ أَ تَعَجَّلْتَ النَّارَ قَبْلَ یَوْمِ الْقِیَامَةِ فَقَالَ الْحُسَیْنُ ع مَنْ هَذَا کَأَنَّهُ شِمْرُ بْنُ ذِی الْجَوْشَنِ فَقَالَ لَهُ نَعَمْ فَقَالَ لَهُ یَا ابْنَ رَاعِیَةِ الْمِعْزَى أَنْتَ‏ أَوْلى‏ بِها صِلِیًّا. وَ رَامَ مُسْلِمُ بْنُ عَوْسَجَةَ أَنْ یَرْمِیَهُ بِسَهْمٍ فَمَنَعَهُ الْحُسَیْنُ ع مِنْ ذَلِکَ فَقَالَ لَهُ دَعْنِی حَتَّى أَرْمِیَهُ فَإِنَّهُ الْفَاسِقُ مِنْ عُظَمَاءِ الْجَبَّارِینَ وَ قَدْ أَمْکَنَ اللَّهُ مِنْهُ فَقَالَ لَهُ الْحُسَیْنُ ع لَا تَرْمِهِ فَإِنِّی أَکْرَهُ أَنْ أَبْدَأَهُمْ. ثُمَّ دَعَا الْحُسَیْنُ ع بِرَاحِلَتِهِ فَرَکِبَهَا وَ نَادَى بِأَعْلَى صَوْتِهِ یَا أَهْلَ الْعِرَاقِ وَ جُلُّهُمْ یَسْمَعُونَ فَقَالَ أَیُّهَا النَّاسُ اسْمَعُوا قَوْلِی وَ لَا تَعْجَلُوا حَتَّى أَعِظَکُمْ بِمَا یَحِقُ‏ لَکُمْ‏ عَلَیَ‏ وَ حَتَّى أُعْذِرَ إِلَیْکُمْ فَإِنْ أَعْطَیْتُمُونِی النَّصَفَ کُنْتُمْ بِذَلِکَ أَسْعَدَ وَ إِنْ لَمْ تُعْطُونِی النَّصَفَ مِنْ أَنْفُسِکُمْ فَأَجْمِعُوا رَأْیَکُمْ‏ ثُمَّ لا یَکُنْ أَمْرُکُمْ عَلَیْکُمْ غُمَّةً ثُمَّ اقْضُوا إِلَیَّ وَ لا تُنْظِرُونِ‏ إِنَّ وَلِیِّیَ اللَّهُ الَّذِی نَزَّلَ الْکِتابَ وَ هُوَ یَتَوَلَّى الصَّالِحِینَ‏ ...
 إرشاد المفید (نشر مؤتمر الشیخ المفید) ؛ ج‏2 ؛ ص96

صُحُفٍ مُطَهَرَه
 عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ الإِمَامِ الصَّادِقِ صَلَوَاتُ اللّهِ عَلَیْه قَالَ: مَنْ ذُکِرْنَا عِنْدَهُ، فَفَاضَتْ عَیْنَاهُ، وَ لَوْ مِثْلَ جَنَاحِ بَعُوضَةٍ [الذُّبَابِ]، غُفِرَ لَهُ ذُنُوبُهُ وَ لَوْ کَانَتْ مِثْلَ زَبَدِ الْبَحْرِ.
حضرت امام صادق صلوات الله و سلامه علیه : کسى که ما نزد او یاد شویم، پس از چشمانش اشک بیاید، اگر چه به قدر بال پشه (یا مگس) باشد، گناهانش آمرزیده شود هرچند به اندازهٔ کف دریاها باشد.
کتاب المحاسن، ج‏1، ص: 63. و کامل الزّیارات: باب سی و دوم،ص103 به چند سند با الفاظ مختلف.

گاه برخی به دلیل توجه نداشتن به قیود و شرایط این نوع روایات آن را بعید می شمارند، در پاسخ به چند نکته اشاره می کنیم:

1- مشابه همین تعبیر در مورد توبه نیز وارد شده. بنا بر این چه منعی دارد، اشک برای سید الشهداء همچون توبه دل پرسوز محب را بشوید و او را مشمول این اجرها بلکه فراتر از آن گرداند.

2- روایات و آیات مختلفی حاکی از شرایط و قیود مختلفی برای قبولی اعمال است، که از آن جمله ایمان و تقواست. بنا بر این اشک غیر مومن هرچند خواصی داشته باشد، باید با دلایل خاص خود ثابت شود.

3- استخفاف به معارف و اوامر دین، خود از مواردی است که به سلامت عقیده دین آسیب می زند، بنا بر این کسی که به بهانه اشک، فرائض دینی را خوار بشمارد، مصداق روایات سنگین استخفاف است، و نه توبه و انابه و اشک. مگر آنکه به برکت این اشک واقعاً توبه نماید.
صُحُفٍ مُطَهَرَه

امام باقر علیه السّلام در تفسیر آیه «وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِیعاً وَ لا تَفَرَّقُوا» فرمود: خداوند می دانست که مردم بعد از پیامبرشان (صلی الله علیه و آله) فرقه فرقه شده و اختلاف خواهند کرد. برای همین آنان را از تفرقه نهی کرد؛ چنان که گذشتگان را نهی کرده بود و آنان را امر نمود که بر ولایت آل محمّد علیهم السلام گرد آیند و تفرقه نکنند.

عن أبی جعفر علیه السّلام، أنه قال فی قول اللّه تعالى: «وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِیعاً وَ لا تَفَرَّقُوا». قال: علم اللّه عز و جل انّهم سیفترقون بعد نبیّهم صلّى اللّه علیه و آله و یختلفون، فنهاهم اللّه عن التفرّق کما نهى من کان قبله و أمرهم أن یجتمعوا على ولایة آل محمد علیهم السّلام و لا یتفرقوا.
شرح الأخبار فی فضائل الأئمة الأطهار علیهم السلام ؛ مؤسسه نشر اسلامی وابسته به جامعه مدرسین؛ ج‏1 ؛ ص239

صُحُفٍ مُطَهَرَه
شخصی از شیخ مفید پرسید: وقتی امام در طول این مدت غایب باشد و مردم از او بهره نبرند؛ چه فرقی میان وجود و عدم او است؟
شیخ مفید پاسخ داد: هر گاه خداوند راهنما و حجتی بر آفریدگان خود قرار دهد و ظالمان او را بترسانند (و او را مجبور به مخفی شدن کنند) حجّت بر کسانی است که او را ترسانده اند نه بر خداوند؛ ولی اگر خداوند چنین حجت و راهنمایی قرار ندهد؛ حجّت بر خداوند خواهد بود نه بر ظالمان و این است فرق بودن و نبودن چنین امامی.

فقال السائل فإذا کان الإمام ع غائبا طول هذه المدة لا ینتفع به فما الفرق بین وجوده و عدمه. قال له إن الله سبحانه إذا نصب دلیلا و حجة على سائر خلقه فأخافه الظالمون کانت الحجة على من أخافه لا على الله سبحانه و لو أعدمه الله کانت الحجة على الله لا على الظالمین و هذا الفرق بین وجوده و عدمه.

رسائل فی الغیبة؛ الشیخ المفید ؛ مؤتمر الشیخ المفید ؛ ج‏2 ؛ ص15

صُحُفٍ مُطَهَرَه

امام رضا علیه السلام فرمود: محرم ماهى بود که اهل جاهلیت نبرد را در آن حرام مى ‏دانستند و [ولی این امت] خون ما را در آن حلال شمردند و حرمت ما را هتک کردند و ذرارى و زنان ما را اسیر کردند و آتش به خیمه‏ هاى ما زدند و آنچه بنه در آن بود چپاول کردند و در امر ما رعایتى از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم نکردند روز شهادت حسین علیه السلام چشم ما را ریش کرد و اشک ما را روان ساخت و عزیز ما را در زمین کربلا خوار کرد و گرفتارى و بلا به ما دچار ساخت. تا روز قیامت بر مانند حسین باید گریست. این گریه گناهان بزرگ را بریزد.
سپس فرمود پدرم را شیوه بود که چون محرم می شد خنده نداشت و اندوه بر او غالب بود تا روز دهم، روز دهم روز مصیبت و حزن و گریه ‏اش بود و می فرمود در این روز حسین کشته شد
.

الأمالی (للصدوق)، ص: 129. وسائل الشّیعة: ج 14، باب 66، استحباب البکاء لقتل الحسین سلام الله علیه، ص 504

شما را به خدا بنگرید به این حدیث که اعماق جان را می سوزاند، آنگاه طوائفی جاهل به نام عرفان، عاشورا را روز شادی و سرور خود قرار داده اند!!!

سید محمد حسین حسینی لاله زاری تهرانی که سخت شیفته فلسفه صدرایی و عرفان ابن عربی بوده است در کتاب روح مجرد درباره استاد و معبود خود سید هاشم حداد می نویسد: «در تمام دهه عزاداری، حال حضرت[سیدهاشم]حداد بسیار منقلب بود. چهره سرخ می شد و چشمان درخشان و نورانی؛حال حزن و اندوه در ایشان دیده نمی شد. سراسر ابتهاج و مسرت بود. می فرمود: چقدر مردم غافلند که برای این شهید جانباخته غصه می خورند و ماتم و اندوه بپا می دارند…تحقیقاً روز شادی و مسرّت اهل بیت (علیهم السلام) است.»

کتاب روح مجرد، ص ۷۸ و ۷۹

پیش تر نیز محمد بلخی مشهور به مولوی در مثنویش عزاداران بر حضرت سید الشهداء علیه السلام را به سخره گرفته و ایام عزای حضرت را وقت شادی دانسته!!!
چند بیت از آنچه در دفتر ششم مثنوی سروده:

روح سلطانی، ز زندانی بـجست//جامه چون دَرّیم و، چون خاییم دست
چون که ایشان، خسرو دین بوده‌اند//وقت شادی شد، چو بگسستند بند
سوی شادروان دولت، تاختند//کنده و زنجیر را انداختند
دور مُلک است و، گه شاهنشهی//
گر تو یک ذره، از ایشان آگهی
...

همچنین شمس تبریزی معشوق و معبود مولوی نیز کسانی که بر سیدالشهدا علیه السلام می گریستند را تمسخر کرده و می گفت:
شمس خُجَندی بر خاندان پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و آله می‌گریست، ما بر وی گریستیم، یکی به خدا پیوست، بر وی می‌گرید!!
مقالات شمس، ص271.

خداوند بر مصیبت ما در عزای حضرت سید الشهداء علیه السلام بیفزاید.

هو الهادی
از عبدالله بن فضل هاشمی نقل است که به امام صادق علیه السلام عرض کرد: ای پسر رسول خدا (ص)  چرا سنّیان روز عاشوراء را روز برکت نامیدند؟ امام گریست و سپس فرمود: وقتی حسین علیه السلام کشته شد؛ در شام مردم به یزید تقرّب جستند و برای او حدیث جعل کردند و به خاطر این کار جایزه می گرفتند. از جمله چیزهایی که برای او جعل کردند؛ همین بود که این روز، روز برکت است؛ تا مردم از بی تابی و گریه و مصیبت و اندوه در روز عاشوراء به شادی و سرور و تبرک و توشه بر چیدن روی آورند. خدا میان ما و آنان داوری خواهد کرد. سپس فرمود: ای پسر عمو، ولی این احادیث جعلی ضررش بر اسلام و مسلمین کمتر از احادیثی است که گروهی جعل کردند که دوستی ما را به خود می بندند و ادعا می کنند که ولایت ما را دین خود قرار داده اند و به امامت ما معتقدند. اینان ادّعا کردند که حسین علیه السلام کشته نشده و مانند عیسی (ع) امرش بر مردم مشتبه شده است. اگر چنین باشد که ادّعا می کنند؛ دیگر هیچ سرزنش و توبیخی بر بنی امیه نیست! ای پسر عمو هر کس ادّعا کند که حسین (ع) کشته نشده است؛ رسول خدا (ص) و علی (ع) و امامان پس از او را تکذیب نموده که از کشته شدن حسین (ع) خبر داده اند و هر کس آنان را تکذیب کند؛ به خداوند بزرگ کافر شده و ریختن خونش بر هر کس که این سخن را از او بشنود؛ حلال است. عبدالله بن الفضل گفت: ای پسر رسول خدا (ص) چه می فرمایید درباره گروهی از شیعیانت که چنین اعتقادی دارند؟ امام فرمود: اینان از شیعیان من نیستند و من از آنان بیزارم.

«قَالَ عَبْدُ اللَّهِ بْنُ الْفَضْلِ الْهَاشِمِیُّ فَقُلْتُ لَهُ یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ فَکَیْفَ سَمَّتِ الْعَامَّةُ یَوْمَ عَاشُورَاءَ یَوْمَ بَرَکَةٍ فَبَکَى ع ثُمَّ قَالَ لَمَّا قُتِلَ الْحُسَیْنُ ع تَقَرَّبَ النَّاسُ بِالشَّامِ إِلَى یَزِیدَ فَوَضَعُوا لَهُ الْأَخْبَارَ وَ أَخَذُوا عَلَیْهِ الْجَوَائِزَ مِنَ الْأَمْوَالِ فَکَانَ مِمَّا وَضَعُوا لَهُ أَمْرُ هَذَا الْیَوْمِ وَ أَنَّهُ یَوْمُ بَرَکَةٍ لِیَعْدِلَ النَّاسُ فِیهِ مِنَ الْجَزَعِ وَ الْبُکَاءِ وَ الْمُصِیبَةِ وَ الْحُزْنِ إِلَى الْفَرَحِ وَ السُّرُورِ وَ التَّبَرُّکِ وَ الِاسْتِعْدَادِ فِیهِ حُکْمُ اللَّهِ‏ مَا بَیْنَنَا وَ بَیْنَهُمْ قَالَ ثُمَّ قَالَ ع یَا ابْنَ عَمِّ وَ إِنَّ ذَلِکَ لَأَقَلُّ ضَرَراً عَلَى‏ الْإِسْلَامِ‏ وَ أَهْلِهِ ممّا وَضَعَهُ قَوْمٌ انْتَحَلُوا مَوَدَّتَنَا وَ زَعَمُوا أَنَّهُمْ یَدِینُونَ بِمُوَالاتِنَا وَ یَقُولُونَ بِإِمَامَتِنَا زَعَمُوا أَنَّ الْحُسَیْنَ ع لَمْ یُقْتَلْ وَ أَنَّهُ شُبِّهَ لِلنَّاسِ أَمْرُهُ کَعِیسَى ابْنِ مَرْیَمَ فَلَا لَائِمَةَ إِذَنْ عَلَى بَنِی أُمَیَّةَ وَ لَا عَتْبَ عَلَى زَعْمِهِمْ یَا ابْنَ عَمِّ مَنْ زَعَمَ أَنَّ الْحُسَیْنَ ع لَمْ یُقْتَلْ فَقَدْ کَذَّبَ رَسُولَ اللَّهِ ص وَ عَلِیّاً وَ کَذَّبَ مَنْ بَعْدَهُ الْأَئِمَّةَ ع فِی إِخْبَارِهِمْ بِقَتْلِهِ وَ مَنْ کَذَّبَهُمْ فَهُوَ کَافِرٌ بِاللَّهِ الْعَظِیمِ وَ دَمُهُ مُبَاحٌ لِکُلِّ مَنْ سَمِعَ ذَلِکَ مِنْهُ قَالَ عَبْدُ اللَّهِ بْنُ الْفَضْلِ فَقُلْتُ لَهُ یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ فَمَا تَقُولُ فِی قَوْمٍ مِنْ شِیعَتِکَ یَقُولُونَ بِهِ فَقَالَ ع مَا هَؤُلَاءِ مِنْ شِیعَتِی وَ إِنِّی بَرِی‏ءٌ مِنْهُمْ.»
علل الشرائع، شیخ صدوق، مکتبة داوری، ج‏1، ص 226 و 227
صُحُفٍ مُطَهَرَه

قال الامام الشهید الحسین بن علیّ علیه السلام :

مَا الْإِمَامُ‏ إِلَّا الْحَاکِمُ بِالْکِتَابِ الْقَائِمُ بِالْقِسْطِ الدَّائِنُ بِدِینِ الْحَقِّ الْحَابِسُ نَفْسَهُ عَلَى ذَاتِ اللَّهِ.

امام نیست مگر کسی که به کتاب خدا حکم کند و عدالت را بر پا دارد و به دین حقّ عمل کند و خود را بر رضای خدا مقیّد سازد.

الإرشاد فی معرفة حجج الله على العباد ؛ مؤتمر الشیخ المفید؛ ج‏2 ؛ ص39

صُحُفٍ مُطَهَرَه

عَنِ الْأَعْمَشِ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ ع قَالَ: ... لَا یَفْرِضُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ عَلَى عِبَادِهِ طَاعَةَ مَنْ یَعْلَمُ أَنَّهُ یُغْوِیهِمْ وَ یُضِلُّهُمْ وَ لَا یَخْتَارُ لِرِسَالَتِهِ وَ لَا یَصْطَفِی مِنْ عِبَادِهِ مَنْ یَعْلَمُ أَنَّهُ یَکْفُرُ بِهِ وَ یَعْبُدُ الشَّیْطَانَ دُونَهُ وَ لَا یَتَّخِذُ عَلَى خَلْقِهِ حُجَّةً إِلَّا مَعْصُوماً.

«خداوند اطاعت کسی را که می داند؛ بندگان را گمراه می کند؛ بر آنان واجب نمی کند و کسی را که می داند کفر می ورزد و شیطان را به جای او می پرستد؛ برای رسالت خود اختیار نمی کند و کسی را بر آفریدگان خود، حجّت قرار نمی دهد مگر آن که معصوم باشد.»

 التوحید، جامعه مدرِسین، ص 407 و الخصال، جامعه مدرّسین، ج‏2، ص608

صُحُفٍ مُطَهَرَه

ریان بن شبیب گوید:

در روز اول محرم خدمت امام رضا علیه السلام رسیدم، فرمود: اى فرزند شبیب آیا روزه هستى؟ عرض کردم: روزه ندارم.

امام فرمود: در این روز حضرت زکریا علیه السلام دعا کرد و از خداوند خواست تا به او فرزندى عنایت کند، خداوند دعاى او را اجابت فرمود و به فرشتگان امر کرد تا هنگامى که زکریا در محراب مشغول عبادت است وى را مژده دهند که خداوند به او فرزندى خواهد داد، اینک هر کس امروز روزه داشته باشد و از خداوند هر چه بخواهد مورد اجابت قرار خواهد گرفت همان طور که دعاى زکریا علیه السلام مستجاب شد.

ای پسر شبیب همانا محرم ماهی بود که اهل جاهلیت هم ظلم و قتال را در آن تحریم کرده بودند ولی این امت نه حرمت این ماه را نگه داشتند و نه حرمت پیامبرشان را. ذریه او را کشتند و زنانشان را اسیری بردند و اموالشان را غارت کردند پس خداوند هیچگاه آنان را نبخشد.

اى فرزند شبیب اگر مى‏ خواهى بر کسى گریه کنى برحسین بن على گریه کن که او را مانند گوسفند سر بریدند، و هیجده نفر از خاندان او را که مانند آن‏ها در زمین نبود با وى کشتند، آسمان و زمین براى کشته شدن او گریه کردند.
چهار هزار فرشته براى یارى کردن او فرود آمدند و او را کشته یافتند، و آنها محزون و غبار آلود درکنار قبر او می باشند تا وقتى که قائم قیام کند، در هنگام ظهور قائم آن فرشتگان وى را یارى مى‏کنند و شعار آنان «یا لثارات الحسین» مى‏ باشد. در آن هنگام از آسمان خاک و خون خواهد بارید.

اى فرزند شبیب اگر گریه کنى بر حسین بن على تا اینکه اشکهایت بر گونه ‏هایت جارى شود، خداوند همه گناهان تو را مى‏ آمرزد، بزرگ باشد یا کوچک اندک باشد یا زیاد اى فرزند شبیب اگر می خواهى خداوند را ملاقات کنى در حالى که گناه نداشته باشى حسین را زیارت کن.

اى فرزند شبیب اگر می خواهى در بهشت جاى گیرى و با محمد و آلش ‏همنشین گردى قاتلان حسین را لعنت کن.

اى فرزند شبیب اگر می خواهى ثواب شهداى کربلا را داشته باشى، هر گاه آنها را یاد کرد بگو: یا لَیْتَنِی کُنْتُ مَعَهُمْ فَأَفُوزَ فَوْزاً عَظِیماً

اى فرزند شبیب اگر می خواهى با ما در درجات بلند قرار گیرى، در هنگام اندوه ما اندوهگین باش، و در وقت خوشحالى ما خوشحالى کن اکنون به ولایت ما چنگ زن و بدان اگر کسى سنگى را دوست داشته باشد خداوند روز قیامت او را با همان سنگ محشور می کند.

مسند الإمام الرضا علیه السلام، ج‏2، ص27

الامالی شیخ صدوق، ص 202 مجلس 27 حدیث5 پنجم، به سند صحیح

هو الهادی
ذات خداوند به دلیل اینکه اوصاف مخلوق را ندارد به هیچ وجه قابل ادراک، تعقل، تصور، توهم، تخیل و ... نیست. آنچه مستقیماً در ذهن و قلب ما پدید آید خود مخلوقی بیش نیست. ذات منزه از مکان و زمان و اجزاء و ابعاد و تغیر و ... قابل ادراک مستقیم به هیچ نحوی از ادراکات نیست. فقط می توان با استدلال به وجود مخلوقات اصل وجود او و این را که بر خلاف همه مخلوقات است اثبات کرد. پس نهی از تفکر در ذات خدا مسأله ای صرفا تعبدی نیست بلکه مبتنی بر برهان عقلیِ عدم سنخیت خدا و خلق است. هر تلاشی برای شناخت ذات خدا نامعقول، بیهوده و دور کننده انسان از خدای واقعی است.
روایات:
1. احْتَجَبَ عَنِ الْعُقُولِ کَمَا احْتَجَبَ عَنِ الْأَبْصَار. (تحف العقول ص245)
امام حسین علیه السلام: خداوند از عقل‏ها همان‏ سان پنهان است که از دیدگان در نهان است.
2. فَالْحِجَابُ بَیْنَهُ وَ بَیْنَ خَلْقِهِ لِامْتِنَاعِهِ مِمَّا یُمْکِنُ فِی ذَوَاتِهِمْ وَ لِإِمْکَانِ ذَوَاتِهِمْ مِمَّا یَمْتَنِعُ مِنْهُ ذَاتُهُ وَ لِافْتِرَاقِ الصَّانِعِو َالْمَصْنُوعِ وَ الرَّبِّ وَ الْمَرْبُوبِ وَ الْحَادِّ وَ الْمَحْدُودِ. (توحید ص56)
امام رضا علیه السلام: پس حجاب بین او و خلقش از این است که هر چه در ذات خلق ممکن باشد، در ذاتِ او ناممکن، و هر چه در ذات او غیر ممکن باشد در ذات خلق ممکن است. و از این جهت است که باید بین صانع و مصنوع، و آفریدگار و آفریده شده، و محدودکننده با محدود فرق باشد.
3. مَنْ شَبَّهَ اللَّهَ بِخَلْقِهِ فَهُوَ مُشْرِک ‏إِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى لَا یُشْبِهُ شَیْئاً وَ لَا یُشْبِهُهُ شَیْ‏ءٌ وَ کُلُّمَا وَقَعَ فِی الْوَهْمِ فَهُوَ بِخِلَافِهِ. (توحید ص80)
امام صادق علیه السلام: هرکس خداوند را شبیه خلقش بداند مشرک است، خداوند به هیچ چیز شبیه نیست، و هیچ چیز همانند او نیست، و هر چه در نظر آید خداوند برخلاف آن است.
4. هُوَ أَجَلُّ مِنْ أَنْ یُدْرِکَهُ بَصَرٌأَ وْ یُحِیطَ بِهِ وَ هْمٌ أَوْ یَضْبِطَهُ عَقْل‏.(توحید صدوق ص252)
امام رضا علیه السلام: او فراتر از این است که به ادراک بصر آید، یا وهم او را در برگیرد، یاعقل او را بشناسد.
5. إِیَّاکُمْ وَ التَّفَکُّرَ فِی اللَّهِ فَإِنَّ التَّفَکُّرَ فِی اللَّهِ لَایَزِیدُ إِلَّا تَیْهاً إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ لا تُدْرِکُهُ الْأَبْصارُ وَ لَا یُوصَفُ بِمِقْدَارٍ. (امالی صدوق ص417)
امام صادق علیه السلام: از تفکّر در ذات خداوند بپرهیزید که تفکّر در ذات خداوند جز سرگشتگی و فزونی حیرت و گمراهی نتیجه‏ ای ندارد، همانا خداوند قابل ادراک نیست و به داشتن مقدار وصف نمی ‏شود.
6. مَا تُصُوِّرَ فِی الْأَوْهَامِ فَهُوَ خِلَافُهُ لَیْسَ بِرَبٍّ مَنْ طُرِحَ تَحْتَ الْبَلَاغ‏. (تحف العقول ص244)
امام حسین علیه السلام: هر چه در اوهام آید خدا بر خلاف آن است. هرچیز که بدان توان رسید، پروردگار نیست.
7. لَا بُدَّ مِنْ إِثْبَاتِ صَانِعِ الْأَشْیَاءِ خَارِجٍ مِنَ الْجِهَتَیْنِ الْمَذْمُومَتَیْنِ إِحْدَاهُمَا النَّفْیُ إِذْ کَانَ النَّفْیُ هُوَ الْإِبْطَالَ وَ الْعَدَمَ وَ الْجِهَةُ الثَّانِیَةُ التَّشْبِیهُ إِذْ کَانَ التَّشْبِیهُ مِنْ صِفَةِ الْمَخْلُوقِ الظَّاهِرِ التَّرْکِیبِ وَ التَّأْلِیفِ فَلَمْ یَکُنْ بُدٌّ مِنْ إِثْبَاتِ الصَّانِعِ لِوُجُودِ الْمَصْنُوعِینَ وَ الِاضْطِرَارُ مِنْهُمْ إِلَیْهِ أَثْبَتَ أَنَّهُمْ مَصْنُوعُونَ وَ أَنَّ صَانِعَهُمْ غَیْرُهُمْ وَ لَیْسَ مِثْلَهُمْ إِذْ کَانَ مِثْلُهُمْ شَبِیهاً بِهِمْ فِی ظَاهِرِ التَّرْکِیبِ وَ التَّأْلِیفِ وَ فِیمَا یَجْرِی عَلَیْهِمْ مِنْ حُدُوثِهِمْ بَعْدَ أَنْ لَمْ یَکُونُوا وَ تَنَقُّلِهِمْ مِنْ صِغَرٍ إِلَى کِبَرٍ وَ سَوَادٍ إِلَى بَیَاضٍ وَ قُوَّةٍ إِلَى ضَعْفٍ وَ أَحْوَالٍ مَوْجُودَةٍ لَا حَاجَةَ لَنَا إِلَى تَفْسِیرِهَا لِثَبَاتِهَا وَ وُجُودِهَا قَالَ السَّائِلُ فَقَدْ حَدَدْتَهُ إِذْ أَثْبَتَّ وُجُودَهُ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع لَمْ أَحُدَّهُ وَ لَکِنْ أَثْبَتُّهُ إِذْ لَمْ یَکُنْ بَیْنَ الْإِثْبَاتِ وَ النَّفْیِ مَنْزِلَةٌ قَالَ السَّائِلُ فَلَهُ کَیْفِیَّةٌ قَالَ لَا لِأَنَّ الْکَیْفِیَّةَ جِهَةُ الصِّفَةِ وَ الْإِحَاطَةِ وَ لَکِنْ لَا بُدَّ مِنَ الْخُرُوجِ مِنْ جِهَةِ التَّعْطِیلِ وَ التَّشْبِیهِ لِأَنَّ مَنْ نَفَاهُ أَنْکَرَهُ وَ رَفَعَ رُبُوبِیَّتَهُ وَ أَبْطَلَهُ وَ مَنْ شَبَّهَهُ بِغَیْرِهِ فَقَدْ أَثْبَتَهُ بِصِفَةِ الْمَخْلُوقِینَ الْمَصْنُوعِینَ الَّذِینَ لَا یَسْتَحِقُّونَ الرُّبُوبِیَّةَ (توحید ص246)
امام صادق علیه السلام: گریزی از اثبات صانع اشیا نیست، به گونه‏ ای که نه نفی لازم آید و نه تشبیه، زیرا نفی همان ابطال و عدم است، و تشبیه نیز از آن مخلوقی است که ترکیب و تألیف در وجود آن آشکار است....
چون مخلوقات موجودند پس صانع و خالق اشیا را باید اثبات کرد، چرا که مخلوقات به ناچار باید خالق داشته باشند و آن خالق غیر خود آنهاست و شبیه آنها نیست....
سائل: اگر شما وجود او را اثبات کردید، پس او را تعریف کرده و قابل شناخت نیز دانسته‏ اید.
امام علیه ‏السلام: حقیقت وجود او را تعریف و بیان نکردم بلکه تنها او را اثبات کردم، زیرا بین "بودن و نبودن" چیز سومی وجود ندارد...
سائل: آیا دارای کیفیت نیز هست؟
امام علیه السلام: خیر، زیرا کیفیت چیزی است که شی‏ء به واسطه آن مورد وصف و شناخت و ادراک قرار می‏گیرد. ما ناچاریم از تعطیل و تشبیه خارج شویم، زیرا هر کس او را نفی کرد انکار وجود او نموده، ربوبیت او را ابطال کرده است. و هر کس او را شبیه غیر داند او را دارای اوصاف مخلوقات و مصنوعاتی که لایق ربوبیت نیستند اثبات کرده است.

گزیده ای از مطلبی با عنوان: "خلاصه ای از اصول اعتقادی در باب توحید، خلقت و ..."
پستهای مرتبط:
تباین ذاتی خدا و مخلوق
هرچه به ذهن آید حتی اگر دقیق ترین معانی باشد مخلوق است...
هو الهادی
عن امیرالمؤمنین علیه السلام : ما کَبیرَةٌ بِکَبیرَةٍ مَعَ الاِستِغفارِ، ولا صَغیرَةٌ بِصَغیرَةٍ مَعَ الإِصرارِ؛
هیچ گناه بزرگى با وجود آمرزش خواهى، بزرگ نیست، و هیچ گناه کوچکى، با وجود اصرار بر آن، کوچک نیست.
ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، ص: 293 و مشابه آن در الکافی (ط - الإسلامیة)، ج‏2، ص: 288

عن الصادق ع عن رسول الله ص عن جبرئیل قال  قَالَ اللَّهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى مَنْ أَذْنَبَ ذَنْباً فَعَلِمَ أَنَّ لِی أَنْ أُعَذِّبَهُ وَ أَنَّ لِی أَنْ أَعْفُوَ عَنْهُ عَفَوْتُ عَنْه‏.
از رسول خدا از جبرئیل، گفت خداوند فرمود: هر کس گناهی کند (چه کوچک و چه بزرگ) پس بداند که من حق دارم او را عذاب کنم، و حق دارم از او در گذرم، از او در گذشتم.
محاسن۱ ص۲۶، امالی صدوق ص۲۸۷ و توحید صدوق ص۴۱۰ و ثواب الاعمال ص۱۷۹ به سند صحیح

بیان:
عکس این مطلب هم صحیح است و از روایاتی فهمیده می شود؛ یعنی اگر کسی گناه کند، و گمان کند که خداوند حق ندارد او را عذاب کند، خداوند او را نمی بخشد.
و البته اگر کسی واقعا از این حق خداوند بر عذاب بترسد، یا گناه نمی کند، و یا اگر گناه کند اصرار نمی کند و یا توبه می کند.
 در بعضی از روایات نهی شده از این که گناهی را کوچک بشماریم، و امر شده به بزرگی آن کس که او را معصیت می کنیم، نظر کنیم.


صُحُفٍ مُطَهَرَه


قَالَ الصادق علیه السلام: إِذَا کَانَتْ عَشِیَّةُ الْخَمِیسِ وَ لَیْلَةُ الْجُمُعَةِ نَزَلَتْ مَلَائِکَةٌ مِنَ السَّمَاءِ وَ مَعَهَا أَقْلَامُ‏ الذَّهَبِ‏ وَ صُحُفُ الْفِضَّةِ لَا یَکْتُبُونَ عَشِیَّةَ الْخَمِیسِ وَ لَیْلَةَ الْجُمُعَةِ وَ یَوْمَ الْجُمُعَةِ إِلَى أَنْ تَغِیبَ الشَّمْسُ إِلَّا الصَّلَاةَ عَلَى النَّبِیِّ ص‏.

امام صادق علیه السلام فرمود: در پایان روز پنجشنبه و شب جمعه، گروهی از ملائکه، با قلم های زرین و ورق های سیمین از آسمان فرود آیند و تا غروب روز جمعه تنها ثواب صلوات بر رسول خدا صلی الله علیه و آله را می نویسند.

من لا یحضره الفقیه ؛ جامعه مدرسین ؛ ج‏1 ؛ ص424


صُحُفٍ مُطَهَرَه

عن امیرالمؤمنین (ع) قال: «أَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَحْدَهُ لَا شَرِیکَ لَهُ وَ أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ شَهَادَتَانِ‏ تَرْفَعَانِ الْقَوْلَ وَ تُضَاعِفَانِ‏ الْعَمَلَ خَفَّ مِیزَانٌ تُرْفَعَانِ مِنْهُ وَ ثَقُلَ مِیزَانٌ تُوضَعَانِ فِیهِ وَ بِهِمَا الْفَوْزُ بِالْجَنَّةِ وَ النَّجَاةُ مِنَ النَّارِ وَ الْجَوَازُ عَلَى الصِّرَاطِ وَ بِالشَّهَادَةِ تَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ وَ بِالصَّلَاةِ تَنَالُونَ الرَّحْمَةَ أَکْثِرُوا مِنَ الصَّلَاةِ عَلَى نَبِیِّکُمْ‏ إِنَّ اللَّهَ وَ مَلائِکَتَهُ یُصَلُّونَ عَلَى النَّبِیِ‏ یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَیْهِ وَ سَلِّمُوا تَسْلِیماً صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ تَسْلِیماً»

ترجمه: «أَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَحْدَهُ لَا شَرِیکَ لَهُ وَ أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ. دو شهادت است که سخن را بالا می برد و کار نیک را دوچندان می نماید. هر ترازویی که این دو شهادت از آن برداشته شوند؛ سبک است و هر ترازویی که این دو شهادت در آن قرار داده شوند؛ سنگین است. با این دو شهادت می توان به بهشت دست یافت و از آتش دوزخ رها گشت و از صراط گذشت. با شهادت است که به بهشت وارد می شوید و با صلوات است که به رحمت دست می یابید. بسیار بر نبی خود (ص) صلوات بفرستید. إِنَّ اللَّهَ وَ مَلائِکَتَهُ یُصَلُّونَ عَلَى النَّبِیِ‏ یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَیْهِ وَ سَلِّمُوا تَسْلِیماً. صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ تَسْلِیماً

الکافی؛ دار الکتب الإسلامیة؛ ج‏8؛ ص18 و 19

بر این اساس اعمال کافران که از شهادت به توحید و رسالت محروم اند؛ هر چند به ظاهر زیاد باشد؛ سبک و کم ارزش، بلکه برای بسیاری از آنان بی ارزش است. در مقابل مؤمنان به توحید و رسالت که طبعاً به امامت نیز ایمان دارند؛ عملشان، هر چند به ظاهر کم باشد؛ سنگین و ارزشمند است.

صُحُفٍ مُطَهَرَه
مناسبت های ۲۴ ذی الحجه:

۱ - روز مباهله
این روز از یک سو روز مباهله اهل بیت علیهم السّلام با نصارى نجران است و نزول آیه :
«فَمَنْ حَاجَّکَ فیهِ مِنْ بَعْدِ ما جاءَکَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أبْناءَنا وَ أبْناءَکُمْ وَ نِساءَنا وَ نِساءَکُمْ وَ أنْفُسَنا وَ أنْفُسَکُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَى الْکاذِبینَ» (سوره آل عمران، آیه ۶۱)
 (اگر کسى با تو مجادله کند بعد از علمى که نزد تو آمده، بگو بیاید تا فرا خوانیم پسران خود و زنهاى خود و کسى که به منزله جان ماست. آنگاه نفرین کنیم و لعنت خدا را بر دروغگویان قرار دهیم.)

مراسم مباهله:
روز دیگر بعد از نزول این آیه هنگام بالا آمدن آفتاب، پیامبر صلّى اللَّه علیه و آله دست على بن ابى طالب علیه السّلام را گرفت و از حجره بیرون آمد. امام حسن و امام حسین علیهماالسّلام را پیش رو روانه فرمود و حضرت صدیقه کبرى فاطمه زهرا سلام اللَّه علیها از پشت سر آمدند . . .

۲- روز نزول آیه تطهیر در شأن اهل بیت علیهم السّلام در این روز بوده است:
«إِنَّمَا یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَیُطَهِّرَکُمْ تَطْهِیرًا »(سوره احزاب آیه ۳۳) (اى اهل بیت، خدا مى‌خواهد پلیدى را از شما دور کند و شما را پاک دارد.)
مسار الشیعة: ص ۲۲ - ۲۳. العدد القویة: ص ۳۰۷ - ۳۰۸. مصباح کفعمى: ج ۲، ص ۶۰۱. بحار الانوار: ج ۹۷، ص ۱۶۸، ۳۸۴. فیض العلام: ص ۱۲۷ - ۱۲۹. زاد المعاد: ص ۲۸۷
 
هنگامى که این آیه نازل شد پیامبر صلّى اللَّه علیه و آله على و فاطمه و حسن و حسین علیهم السّلام را فرا خواند و فرمود: «اللهم هؤلاء اهلى» «بار الها اینان اهل من هستند».
 تاریخ الخلفاء، ص ۱۶۹ و المسترشد فی إمامة علی بن أبی طالب علیه السلام، ص: 598

۳ - روز خاتم بخشى
 در این روز أمیرالمؤمنین علیه السّلام در مسجد پیامبر صلّى اللَّه علیه و آله انگشتر خود را در حالت رکوع به سائل بخشید، و آیه مبارکه «إنَّما وَلِیُّکُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذینَ آمَنُوا الَّذینَ یُقیمُونَ الصَّلاةَ وَ یُؤْتُونَ الزَّکاةَ وَ هُمْ راکِعُونَ» (سوره مائده: آیه ۵۵) در شأن آن حضرت نازل شد.
 
(قلائد النحور: ج ذى الحجه، ص ۴۲۶. اکابر اهل سنّت اتّفاق دارند که آیه «انما ولیکم اللَّه... » در شأن امیر المؤمنین علیه السّلام نازل شده است. مانند فخر رازى، محمّد صدر عالم، ابن مردویه، خطیب بغدادى، ابن عساکرمحمّد بن اسماعیل الامیر، ابن مغازلى، ابواللیث سمرقندى، سبط ابن جوزى، شهاب الدین احمد، ابن صباغ، ابونعیم، ملاعلى قوشجى، سمعانى، واقدى، بیهقى، نسائى، خوارزمى، طبرى، کلبى، حموینى و... )
 
از امیرالمومنین علیه السّلام معناى این آیه شریفه را سؤال کردند که مى فرماید: «یَعْرِفُونَ نِعْمَتَ اللَّهِ ثُمَّ یُنْکِرُونَها»(سوره نحل: آیه ۸۳) «نعمت خداوند را مى شناسند و سپس آن را انکار مى کنند».
حضرت فرمودند: هنگامى که آیه مبارکه «انما ولیکم اللَّه... » نازل شد عده اى از اصحاب پیامبر صلّى اللَّه علیه و آله در مسجد مدینه جمع شدند. بعضى به بعض دیگر گفتند: در باره این آیه چه مى گوئید؟ بعضى گفتند: اگر منکر این آیه بشویم سایر آیات را هم باید منکر شویم و اگر ایمان به این آیه بیاوریم و قبول کنیم براى ما ذلّت است زیرا على بن ابى طالب علیه السّلام بر ما مسلّط مى شود.
عده اى از منافقین گفتند: ما مى دانیم که محمّد در آنچه مى گوید صادق است. او را به ظاهر دوست داریم، ولى از على در آنچه امر مى کند اطاعت نمى کنیم.
حضرت فرمودند: در این هنگام این آیه نازل شد:«یعرفون نعمة اللَّه ثم ینکرونها... »، یعنى: ولایت على بن ابى طالب علیه السّلام را مى شناسند و حال اینکه اکثر آنها که آن را مى شناسند نسبت به ولایت آن حضرت کافرند.   الکافی (ط - الإسلامیة)، ج‏1، ص: 427. تفسیر برهان : ج ۱، ص ۴۷۹

۴ - نزول سوره هل اتى
در این روز سوره «هل اتى» در شأن امیر المؤمنین و فاطمه زهرا و امام حسن و امام حسین علیهم السّلام نازل شده است.
این مهم بعد از سه روز روزه آنان و اعطاى افطارشان به مسکین و یتیم و اسیر بود که آن طعام بهشتى نازل شد. بنابر نقلى روز ۲۵ ذى الحجة سوره مبارکه نازل شد.
 توضیح المقاصد: ص ۳۲. مسار الشیعة: ص ۲۳. مصباح المتهجد: ص ۷۱۲. العدد القویة: ص ۳۱۵. مصباح کفعمى: ج ۲، ص ۶۰۱. فیض العلام: ص ۱۲۸. زاد المعاد : ص ۳۰۱
 
امام صادق علیه السّلام : آن کاسه اى که طعام از بهشت آوردند و آن بزرگواران میل کردند نزد ماست و حضرت صاحب الامر علیه السّلام آن را ظاهر خواهد کرد، و طعام بهشتى از آن تناول خواهند فرمود.
زاد المعاد: ص ۳۰۱
به نقل از کتاب کانال الکَلِمُ الْطَیِّب از تقویم شیعه عبدالحسین نیشابوری (با اندک اضافاتی در اسناد)

صُحُفٍ مُطَهَرَه
خدا و مخلوقات هر دو موجود هستند اما دو سنخ موجود مباین با هم. مباین یعنی به لحاظ ذاتی کاملا متفاوت با هم. یعنی بدون هیچ سنخیت و شباهتی با هم. زیرا مخلوقات موجوداتی مقداری و عددی، متجزی، متغیر، دارای مکان و زمان هستند اما خدا هیچ یک از این اوصاف را ندارد. مقدار، تجزی، تغیر، مکان و زمان در خدا راه ندارد خدا منزه از این اوصاف و تمام اوصاف ذاتی مخلوقات است. آنچه در مخلوق رواست در خدا روا نیست. کمالات مخلوق برای خدا نقص است چه رسد به نقائصشان. اگر اینگونه نبود و خدا اوصاف مخلوقات را داشت خود مخلوقی می شد و نیازمند خالق. پس خدا هم سنخ مخلوقات نیست چه رسد به اینکه عینِ مخلوقات باشد.
روایات:
1. قَالَ اللَّهُ جَلَّ جَلَالُهُ:...مَا عَرَفَنِی مَنْ شَبَّهَنِی بِخَلْقِی‏. (توحید صدوق ص68)
رسول خدا صلی الله علیه و آله: خدای والا مرتبه فرمود: نشناخت مرا کسیکه به خلقم تشبیه کرد.
2. التَّوْحِیدُ أَنْ‏ لَا تُجَوِّزَ عَلَى رَبِّکَ مَا جَازَ عَلَیْکَ. (إعلام الوری ص291)

امام صادق علیه السلام: توحید آن است که آنچه بر تو رواست بر پروردگارت روا ندانی.

3. إِنَّ اللَّهَ خِلْوٌ مِن ْخَلْقِهِ وَ خَلْقَهُ خِلْوٌ مِنْه‏. (کافی ج1 ص82)

امام باقر علیه السلام: خداوند جدا از خلقش است، و خلقش جدا از او می ‏باشند.

4. فَکُلُّمَا فِی الْخَلْقِ لَا یُوجَدُ فِی خَالِقِهِ وَ کُلُّمَا یُمْکِنُ فِیهِ یَمْتَنِعُ مِن ْصَانِعِه‏.
(توحید صدوق ص40)
امام رضا علیه السلام: آنچه در خلق است در خالقش یافت نشود و آنچه در خلق ممکن است از صانعش ممتنع است.

5. جَلَّ وَ عَزَّ عَنْ أَدَاةِ خَلْقِهِ وَ سِمَاتِ بَرِیَّتِهِ وَ تَعَالَى عَنْ ذَلِکَ عُلُوّاً کَبِیرا.
(کافی ج1ص117)
امام جواد علیه السلام: خداوند فراتر و والاتر است از داشتن اجزا و نشانه‏ های خلقش.

6. لَایَلِیقُ بِالَّذِی هُوَخَالِقُ کُلِّ شَیْ‏ءٍإِلَّاأَنْ یَکُونَ مُبَایِناًلِکُلِّ شَیْ‏ءٍمُتَعَالِیاًعَنْ کُلِّ شَیْ‏ءٍسُبْحَانَهُ وَتَعَالَى‏. (بحار الأنوار ج3 ص148)

امام صادق علیه السلام: خالق همه چیز را نمی سزد مگر اینکه مخالف با همه چیز ، و متعالی از وجودِ همه اشیا باشد.

7. مُبَایِنٌ لِجَمِیعِ مَاأَحْدَثَ فِی الصِّفَات‏. (عیون أخبار الرضا ج1 ص121)

امام رضا علیه السلام: با اوصاف تمام چیزهایی که خلق نموده است مخالف و جدا است.

8. أَنَّهُ رَبُّنَاوَأَنَّهُ شَیْ‏ءٌبِخِلَافِ الْأَشْیَاء. (عیون أخبار الرضا ج1 ص132)

امام رضا علیه السلام: او پروردگار ماست و او چیزی است بر خلاف همه چیزها.

9. لَیْسَ هُوَفِی الْخَلْقِ وَلَاالْخَلْقُ فِیه‏ تَعَالَى عَنْ ذَلِک‏. (توحید صدوق ص434)

امام رضا علیه السلام: نه خدا در خلق است و نه خلق در خدا هستند. خدا والاتر از این است.

10. لَوْکَانَ کَمَایَقُولُ الْمُشَبِّهَةُلَمْ یُعْرَفِ الْخَالِقُ مِنَ الْمَخْلُوقِ وَلَاالْمُنْشِئُ مِنَ الْمُنْشَأ. (توحید صدوق ص61)

امام رضا علیه السلام: اگر چنان بود که مُشبِّهه می گویند خالق و آفریننده با مخلوق و آفریده شده تفاوتی نداشت.


گزیده ای از مطلبی با عنوان: "خلاصه ای از اصول اعتقادی در باب توحید، خلقت و ..."
مطالب مزتبط:
آنچه در ذهن و قلب ما پدید آید خود مخلوقی بیش نیست...
کسی که ادعای دیدن و رؤیت خداوند در دنیا و آخرت را بکند، دین ندارد!

هرچه به ذهن آید حتی اگر دقیق ترین معانی باشد مخلوق است ...

هو الهادی

«... عن موسی بن جعفر علیه السلام قال: إِنَّ رَجُلًا جَاءَ إِلَى سَیِّدِنَا الصَّادِقِ ع فَشَکَا إِلَیْهِ الْفَقْرَ فَقَالَ لَیْسَ الْأَمْرُ کَمَا ذَکَرْتَ وَ مَا أَعْرِفُکَ فَقِیراً قَالَ وَ اللَّهِ یَا سَیِّدِی مَا کَذَبْتُ وَ ذَکَرَ مِنَ الْفَقْرِ قِطْعَةً وَ الصَّادِقُ ع یُکَذِّبُهُ إِلَى أَنْ قَالَ لَهُ أَخْبِرْنِی لَوْ أُعْطِیتَ بِالْبَرَاءَةِ مِنَّا مِائَةَ دِینَارٍ کُنْتَ تَأْخُذُ قَالَ لَا إِلَى أَنْ ذَکَرَ لَهُ أُلُوفَ الدَّنَانِیرِ وَ الرَّجُلُ یَحْلِفُ أَنَّهُ لَا یَفْعَلُ فَقَالَ مَنْ مَعَهُ سلعة یُعْطَى بِهَا هَذَا الْمَالَ لَا یَبِیعُهَا هُوَ فَقِیرٌ؟»

«مردی نزد آقا امام صادق علیه السلام آمد و از فقر شکایت کرد. امام فرمود: چنین نیست که میگویی و من تو را فقیر نمی دانم! مرد گفت: آقا به خدا سوگند دروغ نگفتم و سپس شمّه ای از فقر خود را شرح داد؛ اما امام صادق علیه السلام همچنان سخنش را رد می کرد! تا این که فرمود: بگو ببینم اگر صد دینار به تو بدهند که از ما برائت جویی؛ آن را میگیری؟ مرد گفت: نه. امام پیوسته مبلغ را بالا برد تا به چند هزار دینار رسید و آن مرد همچنان سوگند می خورد که حاضر نیست از ایشان برائت جوید. پس امام فرمود: کسی که چنین کالایی دارد که حاضر نیست با این قیمت گزاف بفروشد؛ فقیر است؟!»

بشارة المصطفى لشیعة المرتضى؛ المکتبة الحیدریة؛ ص190

أمالی الشیخ الطوسی؛ دار الثقافة؛ ص298


صُحُفٍ مُطَهَرَه

عن زین العابدین علیه السّلام: من ثبت على موالاتنا فى غیبة قائمنا، اعطاه اللّه ثواب الف شهید بدر و احد.
امام سجاد علیه السلام: هر که در زمان غیبت قائم ما (علیه السلام) بر ولایت ما پایدار بماند؛ خداوند ثواب هزار شهید بدر و احد را به او عطا می کند.
کمال الدین و تمام النعمة، (ط - الإسلامیة)، ج‏1، ص: 323 و مناقب الطاهرین، عماد طبری، (سازمان چاپ و نشر)، ج‏2 ، ص891 و...

صُحُفٍ مُطَهَرَه
...أبی جعفر علیه السّلام: کُلُّ ما مَیَّزتُموه بِاوهامِکُم فی اَدَقِّ مَعانیهِ مَخلوقٌ مَصنوعٌ مِثلُکُم مَردودٌ الیکم و لَعَلَّ النَّملَ الصِّغارَ تَتَوَهَّمُ اَنَّ لِلّهِ زبانِیتَینِ فانّ ذلک کَمالُها و یَتَوَهَّمُ اَنّ عَدَمَها نُقصانٌ لِمَن لا یَتَّصِفُ بهما و هذا حالُ العُقَلاءِ یَصِفونَ اللّهَ تعالی بهِ ...
امام باقر علیه السلام: هر چه را با خطورات ذهنی خود در دقیقترین معانی آن تشخیص می دهید، مخلوق است، مصنوعی مانند شماست، مردود به سوی خودتان است (یعنی مانند شما مخلوق است و ویژگی های شما را دارد) و شاید مورچه های کوچک تصور کنند که خداوند دو شاخک دارد، چرا که شاخک داشتن کمال آنهاست و می پندارند که نبودن آن (شاخک) نقص کسی است که متصف به آن (شاخک) نباشد، و این حال عاقلان است در مورد آنچه خدای متعال را با آن وصف می کنند.

بحار الانوار،محمدباقر مجلسی، ج 69، باب 37، حدیث 22، ص 292

مطالب مرتبط:
تباین ذاتی خدا و مخلوقات
آنچه در ذهن و قلب ما پدید آید خود مخلوقی بیش نیست...

هو الهادی

»قُلْ یَوْمَ الْفَتْحِ لا یَنْفَعُ الَّذینَ کَفَرُوا إیمانُهُمْ وَ لا هُمْ یُنْظَرُونَ‏. فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ وَ انْتَظِرْ إِنَّهُمْ مُنْتَظِرُونَ‏.» (السجدة، 29 و30(

 آیا در فتح مکه یا دیگر فتوحات رسول اکرم صلی الله علیه و آله اسلام و ایمان کافران پذیرفته نمی شد؟! پس این کدام روز فتح است که ایمان کافران و معاندان دیگر فایده ای ندارد؟! این کدام روز فتح است که باید منتظر آن بود؟!

عن أَبی عَبْدِ اللَّهِ ع قال:‏ فِی قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَ‏ قُلْ یَوْمَ الْفَتْحِ لا یَنْفَعُ الَّذِینَ کَفَرُوا إِیمانُهُمْ وَ لا هُمْ یُنْظَرُونَ‏ قَالَ یَوْمُ الْفَتْحِ یَوْمٌ تُفَتَّحُ الدُّنْیَا عَلَى الْقَائِمِ ...

از امام صادق علیه السلام روایت است که در تفسیر این آیه فرمود: «یوم الفتح» روزی است که دنیا برای قائم (عج) گشوده می شود ...

تأویل الآیات الظاهرة فی فضائل العترة الطاهرة ؛ مؤسسة النشر الاسلامی؛ ص438

مؤیدات:

مختصر البصائر ؛ مؤسسة النشر الاسلامی؛ ص474

تفسیر القمی ؛ دار الکتاب؛ ج‏2 ؛ ص171

همچنین آیه زیر و روایات متعدّدی که آن را به «رجعت» تأویل کرده است؛ مؤیّد تفسیر فوق می باشد:

«هَلْ یَنْظُرُونَ إِلاَّ أَنْ تَأْتِیَهُمُ الْمَلائِکَةُ أَوْ یَأْتِیَ رَبُّکَ أَوْ یَأْتِیَ بَعْضُ آیاتِ رَبِّکَ یَوْمَ یَأْتی‏ بَعْضُ آیاتِ رَبِّکَ لا یَنْفَعُ نَفْساً إیمانُها لَمْ تَکُنْ آمَنَتْ مِنْ قَبْلُ أَوْ کَسَبَتْ فی‏ إیمانِها خَیْراً قُلِ انْتَظِرُوا إِنَّا مُنْتَظِرُونَ »(الانعام، 158)

صُحُفٍ مُطَهَرَه
از زراره نقل است که گفت: به امام صادق ع عرض کردم: مردی از فرزندان «عبد الله بن سبا» قائل به تفویض است.
امام فرمود: تفویض چیست؟
زراره گفت: می گوید: «خداوند محمد صلی الله علیه و آله و سلمّ و علی علیه السلام را خلق کرد و سپس امر را به آنان سپرد؛ پس خلق کردند و روزی دادند و زنده کردند و میراندند.»
امام فرمود: دروغ گفته دشمن خدا. هر گاه نزد او بازگشتی؛ این آیه را بخوان که در سوره رعد است: «أَمْ جَعَلُوا لِلَّهِ شُرَکاءَ خَلَقُوا کَخَلْقِهِ فَتَشابَهَ الْخَلْقُ عَلَیْهِمْ قُلِ اللَّهُ خالِقُ کُلِّ شَیْ‏ءٍ وَ هُوَ الْواحِدُ الْقَهَّار.»
زراره گوید: نزد آن مرد برگشتم و سخن امام صادق ع را برایش بازگو کردم؛ پس گویی سنگ در گلویش انداخته ام یا گفت: گویی لال شد. [شک از راوی است و این تعبیر یعنی نتوانست جوابی بدهد و ساکت شد.]

 (إعتقادات الإمامیة، شیخ صدوق، مؤتمر الشیخ المفید، چاپ دوم، ص100)

امام رضا علیه السلام فرمود: «اللَّهُمَّ مَنْ زَعَمَ أَنَّنَا أَرْبَابٌ فَنَحْنُ إِلَیْکَ مِنْهُ بِرَاءٌ وَ مَنْ زَعَمَ أَنَّ إِلَیْنَا الْخَلْقَ وَ عَلَیْنَا الرِّزْقَ فَنَحْنُ إِلَیْکَ مِنْهُ بِرَاءٌ کَبَرَاءَةِ عِیسَى- عَلَیْهِ السَّلَامُ- مِنَ النَّصَارَى.»
خداوندا هر کس مدّعی شود که ما «ربّ» هستیم؛ از او به سوی تو برائت می جوییم و هر که مدّعی شود که «خلق» به ما سپرده شده و «رزق» بر عهده ما است؛ ما از او به سوی تو بیزاری می جوییم چنان که عیسی علیه السلام از نصاری بیزاری جست.

اعتقادات الامامیة، شیخ صدوق، چاپ کنگره شیخ مفید، ص 100

صُحُفٍ مُطَهَرَه