صُحُفٍ مُطَهَّرَه

احادیث اهل بیت علیهم السلام در موضوعات مختلف
مشخصات بلاگ
صُحُفٍ مُطَهَّرَه

عمده مطالب این سایت که با نام نویسنده "صُحُفٍ مُطَهَّرَه" مشخص شده است برگرفته از کانال تلگرام به نشانی (https://t.me/sohof2) و در جهت نشر احادیث اهل بیت علیهم السلام می باشد.

نویسندگان
«اصبغ بن نباته گوید: روزى امیر المؤمنین علیه السلام بر منبر کوفه خطبه خواند و فرمود: اى گروه مردم اگر عهدشکنى بد نبود من سیاستمدارترین مردم بودم، آگاه باشید که هر عهدشکنى تباه کارى و هرزگى است، و هر تباه کارى ناسپاسى و کفرى در بردارد، آگاه باشید که بی وفائى و تباه کارى و خیانت در آتش است.»

از نکات مهم در سیره معصومین
علیهم السلام این است، که ارزش ها را فدای موفقیت های ظاهری نمی کردند. چنانکه مشهور است امیر المؤمنین علی علیه السلام حاضر نشدند در شورای شش نفره برای حکومت عدل، دروغی ظاهری بگویند. و نه برای تحکیم حکومت حاضر بودند با طاغوتی چون معاویه از در مکر در آیند و چند صباحی با وعده هایی او را مشغول سازند و بعد او را از سر راه بردارند.
مولا امیر المؤمنین
علیه السلام کسی است که در بحبوحه جنگ از جزئیات اصول خود غافل نیست. خبر سوال اعرابی در حین جمل از توحید مشهور است. و یا روشنگری حضرت که «انک امرؤ ملبوس علیه اعرف الحق تعرف اهله».
در همین جنگها امام به آسمان نگاه می کردند. و در جواب اعتراض شخص فرمودند که ما برای نماز می جنگیم.
و در خبر ابن عباس در نهج البلاغه فرمود اگر به اصلاح کار مردم بپردازی بهتر از اصلاح نعل است و امام فرمود خلافت بر مردم از این نعل برای من بی ارزش تر است.

عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنْ عَلِیِّ بْنِ أَسْبَاطٍ عَنْ عَمِّهِ یَعْقُوبَ بْنِ سَالِمٍ عَنْ أَبِی الْحَسَنِ الْعَبْدِیِّ عَنْ سَعْدِ بْنِ طَرِیفٍ عَنِ الْأَصْبَغِ بْنِ نُبَاتَةَ قَالَ قَالَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ ع ذَاتَ یَوْمٍ وَ هُوَ یَخْطُبُ عَلَى الْمِنْبَرِ بِالْکُوفَةِ یَا أَیُّهَا النَّاسُ لَوْ لَا کَرَاهِیَةُ الْغَدْرِ کُنْتُ مِنْ أَدْهَى النَّاسِ أَلَا إِنَّ لِکُلِّ غُدَرَةٍ فُجَرَةً وَ لِکُلِّ فُجَرَةٍ کُفَرَةً أَلَا وَ إِنَّ الْغَدْرَ وَ الْفُجُورَ وَ الْخِیَانَةَ فِی النَّارِ.
الکافی (ط - الإسلامیة)، ج‏2، ص: 338/ 6

صُحُفٍ مُطَهَرَه

خداوند پیامبرش را با نوری درخشان، و برهانی آشکار، و راهی روشن، و کتابی هدایتگر برانگیخت. خانواده او نیکوترین خانواده، و درخت وجودش  بهترین درختان است، که شاخه های آن راست و میوه های آن سر به زیر و در دسترس همگان است. زادگاه او مکه، و هجرت او به مدینه پاک و پاکیزه است، که در آنجا نام او بلند و دعوتش به همه جا رسید. خدا او را با برهانی کامل و کافی (قرآن) و پندهای شفابخش، و دعوتی جبران کننده فرستاد. با فرستادن پیامبر (ص) شریعتهای ناشناخته را شناساند، و ریشه بدعتهای راه یافته در ادیان آسمانی را قطع کرد، و احکام و مقررات الهی را بیان فرمود...
ابْتَعَثَهُ بِالنُّورِ الْمُضِی‏ءِ وَ الْبُرْهَانِ الْجَلِیِّ وَ الْمِنْهَاجِ الْبَادِی وَ الْکِتَابِ الْهَادِی أُسْرَتُهُ خَیْرُ أُسْرَةٍ وَ شَجَرَتُهُ خَیْرُ شَجَرَةٍ أَغْصَانُهَا مُعْتَدِلَةٌ وَ ثِمَارُهَا مُتَهَدِّلَةٌ مَوْلِدُهُ بِمَکَّةَ وَ هِجْرَتُهُ بِطَیْبَةَ عَلَا بِهَا ذِکْرُهُ وَ امْتَدَّ مِنْهَا صَوْتُهُ أَرْسَلَهُ بِحُجَّةٍ کَافِیَةٍ وَ مَوْعِظَةٍ شَافِیَةٍ وَ دَعْوَةٍ مُتَلَافِیَةٍ أَظْهَرَ بِهِ الشَّرَائِعَ الْمَجْهُولَةَ وَ قَمَعَ بِهِ الْبِدَعَ الْمَدْخُولَةَ وَ بَیَّنَ بِهِ الْأَحْکَامَ الْمَفْصُولَةَ...
بخشی از خطبه 161 نهج البلاغه

صُحُفٍ مُطَهَرَه
پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و‌ آله و سلم) در روز فتح خیبر فرمودند:
ای علی، اگر ترس این نبود که گروه هائی از امت من درباره تو چیزهایی بگویند که نصاری درباره عیسی گفتند، درباره تو سخنی می گفتم که وقتی از میان جمعی از مسلمانان عبور کنی، خاک پایت و باقیمانده آب وضویت را بگیرند و به آن شفا جویند.
یا علی لولا ان تقول فیک طوائف من امّتی ما قالت النصاری فی عیسی لقلتُ الیوم فیک مقالا لاتمُرّ من المسلمین الا اخذوا تراب رجلیک و فضل طهورک یستشفون به.
از عامه خطیب خوارزمی درمناقب ص ۷۷ و ۹۶ و درمقتل الحسین خوارزمی ص ۴۵ - حافظ گنجی شافعی درکفایة الطالب ص ۱۳۵ به طور کامل-خطیب بغدادی درج ۱۴ ص ۳۲۱ درتاریخ خود و هیثمی درمجمع الزوائد ج ۷ ص ۳۵ و ج ۹ ص ۱۳۴ نقل نموده اند.
و از منابع شیعه کتب بسیاری چون کتاب سلیم، تفسیر فرات، کافی، المسترشد، امالی و خصال شیخ صدوق، الارشاد شیخ مفید و... به اسناد مختلف آن را روایت کرده اند. که ذکر اسناد به طول می انجامد.
صُحُفٍ مُطَهَرَه

از امام جواد علیه السلام سوال شد:
چرا امام زمان علیه السلام را «منتظَر» مى نامند؟!
پس فرمود: «چون او را غیبتی است طولانی که در آن زمان مخلصین انتظار ظهور او را دارند، اهل شک و شبهه منکر وجود حضرت مى شوند، بى دینان نام و یاد او را به استهزاء و مسخره مى گیرند،  گروهى به دروغ برای ظهور وقت تعیین مى کنند؛

کسانى که عجله کنند هلاک مى شوند، و اهل تسلیم نجات پیدا مى کنند.»
حَدَّثَنَا الصَّقْرُ بْنُ أَبِی دُلَفَ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ مُحَمَّدَ بْنَ عَلِیٍّ الرِّضَا ع یَقُول‏... قُلْتُ لَهُ وَ لِمَ سُمِّیَ الْمُنْتَظَرَ قَالَ لِأَنَّ لَهُ غَیْبَةً یَکْثُرُ أَیَّامُهَا وَ یَطُولُ أَمَدُهَا فَیَنْتَظِرُ خُرُوجَهُ الْمُخْلِصُونَ وَ یُنْکِرُهُ الْمُرْتَابُونَ وَ یَسْتَهْزِئُ بِذِکْرِهِ الْجَاحِدُونَ وَ یَکْذِبُ فِیهَا الْوَقَّاتُونَ وَ یَهْلِکُ فِیهَا الْمُسْتَعْجِلُونَ وَ یَنْجُو فِیهَا الْمُسْلِمُونَ.
کمال الدین و تمام النعمة، ج‏2، ص: 378، کفایة الاثر، ص: 238

صُحُفٍ مُطَهَرَه

شیخ مفید از عبداللّه بن عطاء مکى روایت کرده که مى گفت: هرگز ندیدم علما را نزد احدى کوچک و حقیر، چنانکه میدیدم آنها را در نزد حضرت امام محمد باقر علیه السلام، و هر آینه دیدم حکم بن عتیبه را با آن کثرت علم و جلالت شأن که در نزد مردم داشت، هنگامى که در نزد آن جناب بود چنان مى نمود که کودکی است که نزد معلم خود نشسته!
أخبرَنی الشّریفُ أَبو محمّدٍ الحسنُ بنُ محمّدٍ قالَ : حدَّثنی جدَی قالَ : حدثَنا محمدُ بنُ القاسم الشیبانیّ قالَ : حدّثَنا عبدُ الرّحمن بن صالح الأزدیّ ، عن أَبی مالکٍ الجَنْبیّ، عن عبدِاللهِ بنِ عطاءٍ المکِّیِّ قالَ : ما رأَیت العلماءَ عندَ أحدٍ قطُ أَصغرَمنهم عند أَبی جعفرٍ محمّدِ بنِ علیِّ ابنِ الحسینِ ولقد رأَیتُ الحَکَمَ بن عُتَیْبَةَ معَ جلالتِه فی القومبینَ یدیه کأَنّه صبیّ بین یَدَیْ مُعَلِّمه.

هو الهادی
امام صادق علیه السلام فرمود: زمانی بندگان [مؤمن] از همیشه به خدا نزدیکتر و خدا از آنان راضی تر است که حجت خدا را گم کنند و برایشان ظاهر نشود و از آنان محجوب گردد و از مکانش آگاه نباشند ولی در عین حال بدانند که حجّت های خداوند و دلائل آشکار او باطل نمی گردد. پس در آن هنگام باید روز و شب منتظر فرج باشند؛
و زمانی خداوند بیش از همیشه بر دشمنان خود خشم می گیرد که حجت خود را از آنان پنهان کند و برایشان ظاهر نشود؛
و خداوند می داند که دوستانش دچار شک نمی شوند و اگر می دانست که آنان دچار شک می شوند، یک لحظه نیز حجت خود از آنان پنهان نمی کرد. [ولی می داند که چنین نیست]

حَدَّثَنَا أَبِی وَ مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُمَا قَالا حَدَّثَنَا سَعْدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ وَ عَبْدُ اللَّهِ بْنُ جَعْفَرٍ الْحِمْیَرِیُّ جَمِیعاً عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَى عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ النُّعْمَانِ قَالَ قَالَ لِی أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع‏ أَقْرَبُ مَا یَکُونُ الْعَبْدُ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ أَرْضَى مَا یَکُونُ عَنْهُ إِذَا افْتَقَدُوا حُجَّةَ اللَّهِ فَلَمْ یَظْهَرْ لَهُمْ وَ حُجِبَ عَنْهُمْ فَلَمْ یَعْلَمُوا بِمَکَانِهِ وَ هُمْ فِی ذَلِکَ یَعْلَمُونَ أَنَّهُ لَا تَبْطُلُ حُجَجُ اللَّهِ وَ لَا بَیِّنَاتُهُ فَعِنْدَهَا فَلْیَتَوَقَّعُوا الْفَرَجَ صَبَاحاً وَ مَسَاءً وَ إِنَّ أَشَدَّ مَا یَکُونُ غَضَباً عَلَى أَعْدَائِهِ إِذَا أَفْقَدَهُمْ حُجَّتَهُ فَلَمْ یَظْهَرْ لَهُمْ وَ قَدْ عَلِمَ أَنَّ أَوْلِیَاءَهُ لَا یَرْتَابُونَ وَ لَوْ عَلِمَ أَنَّهُمْ یَرْتَابُونَ مَا أَفْقَدَهُمْ حُجَّتَهُ طَرْفَةَ عَیْنٍ.
کمال الدین و تمام النعمة، ج‏2، ص339 به سند صحیح. و الکافی (ط - الإسلامیة)، ج‏1، ص: 333، الإمامة و التبصرة من الحیرة، ص: 123، 33؛ الغیبة للنعمانی، ص: 162؛ کمال الدین و تمام النعمة، ج‏2، ص: 338، به سند دیگر و الغیبة (للطوسی)،  ص: 457.
صُحُفٍ مُطَهَرَه
ابن‌عباس می‌گوید: هنگامی که وفات پیغمبر اسلام صلی‌الله‌علیه‌وآله نزدیک گردید آن حضرت به‌ قدری گریست که محاسن مبارکش تر شد.
عرض شد: یا رسول اللَّه! چرا گریه می‏‌کنی؟ فرمود: برای ذریه و فرزندانم و آن ستم‌هایی که از جفاکاران امتم بعد از من به ایشان می‏‌رسد، می‏‌گریم. گویا می‏‌بینم دخترم فاطمه زهرا بعد از من مظلوم واقع شده، هر چه صدا می‏‌زند: یا ابتاه! احدی از امت من به فریاد او نمی‏‌رسد.
وقتی فاطمه این مطلب را شنید، گریان شد. پیغمبر اکرم به وی فرمود: دخترم، گریان مباش! فاطمه گفت: پدر جان! من برای ظلم‏‌هایی که بعد از تو خواهم دید گریه نمی‏‌کنم، بلکه برای فراقت اشک می‏‌ریزم. پیغمبر فرمود: دخترم، مژده باد تو را! زیرا تو اولین کسی هستی که در میان اهل‌بیتم به من ملحق خواهد شد.

عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْعَبَّاسِ قَالَ: لَمَّا حَضَرَتْ رَسُولَ اللَّهِ الْوَفَاةُ بَکَى حَتَّى بَلَّتْ دُمُوعُهُ لِحْیَتَهُ فَقِیلَ لَهُ یَا رَسُولَ اللَّهِ مَا یُبْکِیکَ فَقَالَ أَبْکِی لِذُرِّیَّتِی وَ مَا تَصْنَعُ بِهِمْ شِرَارُ أُمَّتِی مِنْ بَعْدِی کَأَنِّی بِفَاطِمَةَ بِنْتِی وَ قَدْ ظُلِمَتْ بَعْدِی وَ هِیَ تُنَادِی یَا أَبَتَاهْ فَلَا یُعِینُهَا أَحَدٌ مِنْ أُمَّتِی فَسَمِعَتْ ذَلِکَ فَاطِمَةُ فَبَکَتْ فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ لَا تَبْکِیِنَّ یَا بُنَیَّةِ فَقَالَتْ لَسْتُ أَبْکِی لِمَا یُصْنَعُ بِی مِنْ بَعْدِکَ وَ لَکِنِّی أَبْکِی لِفِرَاقِکَ یَا رَسُولَ اللَّهِ فَقَالَ لَهَا أَبْشِرِی یَا بِنْتَ مُحَمَّدٍ بِسُرْعَةِ اللَّحَاقِ بِی فَإِنَّکِ أَوَّلُ مَنْ یَلْحَقُ بِی مِنْ أَهْلِ بَیْتِی.
الأمالی (للطوسی)، ص: 188، بحارالانوار، ج43، ص156
صُحُفٍ مُطَهَرَه
از عایشه روایت است که گفت: هر گاه فاطمه زهراء سلام الله علیها راه می‌رفت، به حق آن خدایی که شریک ندارد راه رفتن وی با راه رفتن رسول خدا (صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِه) تفاوتی نداشت. وقتی رسول خدا صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِه فاطمه سلام الله علیها را می‌دید دو مرتبه به او می‌فرمود: مرحبا به دختر من! فاطمه اطهر سلام الله علیها می‌گوید: پدرم به من فرمود: آیا راضی نیستی که فردای قیامت بزرگ زنان مؤمنین یا زنان این امّت باشی؟
بالْإِسْنَادِ إِلَی عُبَیْدِاللَّهِ بْنِ مُوسَی، عَنْ زَکَرِیَّا، عَنْ فِرَاَّسٍ، عَنْ مَسْرُوقٍ، عَنْ عَائِشَةَ قَالَتْ: أَقْبَلَتْ فَاطِمَةُ سلام الله علیها تَمْشِی لا وَاللَّهِ الَّذِی لا إِلَهَ إِلا هُوَ مَا مَشْیُهَا یَخْرِمُ مِنْ مِشْیَةِ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِه وَ سَلَّم فَلَمَّا رَآهَا قَالَ: مَرْحَباً بِابْنَتِی مَرَّتَیْنِ قَالَتْ فَاطِمَةُ سلام الله علیها فَقَالَ لِی: أَمَا تَرْضَیْنَ أَنْ تَأْتِیَ یَوْمَ الْقِیَامَةِ سَیِّدَةَ نِسَاءِ الْمُؤْمِنِینَ أَوْ سَیِّدَةَ نِسَاءِ هَذِهِ الْأُمَّةِ.
الأمالی (للطوسی)، ص: 333 و از منابع عامه: صحیح البخاری، ج‏10، ص: 76، صحیح مسلم، ج‏4، ص: 1905، سنن ابن ماجه، ج‏3، ص: 131، سنن النسائی، ج‏5، ص: 96
صُحُفٍ مُطَهَرَه

از اصبغ بن نباتة آورده اند که گفت: شبی امیرالمؤمنین علیه السّلام بیرون شد؛ من و قنبر نیز در پیِ او می رفتیم. ناگاه قنبر صدای مردی را شنید که می گریست و با صدایی محزون می خواند: أَمَّنْ هُوَ قانِتٌ آناءَ اللَّیْلِ ساجِداً وَ قائِماً یَحْذَرُ الْآخِرَةَ وَ یَرْجُوا رَحْمَةَ رَبِّهِ ... [الزّمر : 9 ... - یا آن کسى که در طول شب در سجده و قیام اطاعت خدا مى کند و از آخرت مى ترسد و رحمت پروردگارش را امید دارد ...] قنبر ایستاد و گفت: به خدا سوگند تو را از آنان (شب زنده داران) می پندارم. امیرالمؤمنین علیه السلام دست خود را میان دو کتف قنبر زد و فرمود: 

"برو! خوابیدن با یقین، بهتر از نماز خواندن در شکّ است. ما آل محمّد [علیهم السلام]، نجاتِ هر مؤمنیم."

چون روزِ نهروان شد، همان قاری را در میان کشتگان خوارج یافتیم. قنبر رو به جنازه او کرد و گفت: امیرالمؤمنین راست گفت، ای دشمن خدا! به خدا سوگند، از من به حال تو آگاه تر بود.  

[... و به قال: أخبرنا أبی رحمه اللّه تعالى، قال: حدّثنا حمزة بن القاسم العلوی العبّاسی، قال: حدّثنا جعفر بن سلمة بن أحمد، قال: حدّثنا إبراهیم بن محمّد الثّقفی، قال: حدّثنا یحیى بن صالح الحریری، قال: حدّثنا مالک بن خالد الاسدی، قال: حدّثنا زیاد بن المنذر عن الاصبغ بن نباتة، قال: خرج أمیر المؤمنین علیّ علیه السّلام ذات لیلة یمشی و أنا خلفه و قنبر بین یدیه إذ سمع قنبر رجال یقول: قانِتٌ آناءَ اللَّیْلِ ساجِداً وَ قائِماً یَحْذَرُ الْآخِرَةَ وَ یَرْجُوا رَحْمَةَ رَبِّهِ [الزمر: 9 ]و یبکی و یقرأها بصوت حزین فوقف قنبر ثمّ قال: أراک و اللّه منهم، قال: فضرب أمیرالمؤمنین بین کتفیه ثمّ قال: امض نوم على یقین خیر من صلاه فی شکّ، إنّا آل محمّد نجاة کلّ مؤمن، فلمّا کان یوم النّهروان وجدنا الرّجل القارئ فی القتلى مع الخوارج، فقال قنبر: صدق أمیر المؤمنین یا عدوّ اللّه کان- و اللّه- أعلم بک منّی.] (تیسیر المطالب فی أمالی أبی طالب، صص213 و 214 ،مؤسسه امام زید بن على، صنعاء، چاپ اول، 1422 ه.ق.)

سیّد رضیّ بخشی از این داستان را روایت کرده است. (نهج البلاغة ؛ ص485؛ نشر الهجرة- خصائص الائمة علیهم السلام ؛ ص95 ؛ بنیاد پژوهشهای آستان قدس) سبط بن الجوزی نیز شبیه آن را از ابن عبّاس روایت کرده است. (تذکرة الخواص ؛ ص100 ؛ منشورات الشریف الرضیّ) دیلمی نیز داستان را بدون ذکر سند روایت کرده امّا به جای قنبر، آن را به کمیل نسبت داده است. (إرشاد القلوب ؛ ج2 ؛ ص226 ) البتّه گزارش دیلمی صرفاً نقل به مضمون است و با ادبیّات خاصّی پرورده شده و از اصالت روایت بالا برخوردار نیست.

گردآوری:  http://alasar.blog.ir/1396/11/20/najat

هو الهادی
اسماء بنت عمیس مى گوید: فاطمه علیها السلام به من فرمود: من شیوه تشییع جنازه زنان را بسیار زشت و ناپسند مى دانم، پارچه اى بر روى او مى کشند که برجستگیهاى بدن او را براى بینندگان به نمایش مى گذارد! اى اسماء مرا بر تابوت آشکار نگذار بدن مرا بپوشان که خدا تو را از آتش بپوشاند.
عن أسماءَ بِنتِ عُمَیس إنَّ فاطِمَةَ علیها السلام  قالَت لَها: اِنّى قَدِ اسْتَقْبَحْتُ ما یُصْنَعُ بِالنِّساءِ، اِنَّهُ یُطْرَحُ عَلَى الْمَرْأَةِ الثَّوْبُ فَیَصِفُها لِمَنْ رَأى، فَلاتَحْمِلینى عَلى سَریرٍ ظاهِرٍ، اُسْتُرینى سَتَرَکِ اللّه ُ مِنَ النّارِ.
وسائل الشیعة، ج2: 876 ح 3453 و 3456 و 3457. تهذیب الأحکام (تحقیق خرسان)، ج‏1، ص: 469
صُحُفٍ مُطَهَرَه

بخاری و مسلم هر کدام در صحیح خود می نویسند:
یحیی بن بکیر به ما حدیث گفت که لیث از عُقَیل از ابن شهاب از عروه از عائشه حدیث نقل کرده است که گفته است: فاطمه سلام الله علیها دختر پیامبر صلی الله علیه [و آله] و سلم، کسی را نزد ابوبکر فرستاد تا از او ارثش را از رسول خدا صلی الله علیه [و آله] و سلم درخواست کند، از اموال فیء و فدک و آن چه از خمس خیبر مانده بود.
ابوبکر گفت: رسول خدا صلی الله علیه [و آله] و سلم فرموده: «ما ارث نمی گذاریم، هر چه ترک می کنیم صدقه است...». و من به خدا قسم چیزی از صدقه ی رسول خدا صلی الله علیه [و آله] و سلم را از حالتی که در زمان رسول خدا صلی الله علیه [و آله] و سلم بود تغییر نمی دهم و همان طور در آن ها عمل می کنم که رسول خدا صلی الله علیه [و آله] و سلم در آن ها عمل می کرد.
پس ابوبکر امتناع کرد از این که چیزی از آن اموال به فاطمه [
سلام الله علیها] بدهد، پس فاطمه[سلام الله علیها] بر ابوبکر غَضَب کرد و از او دوری نمود و تا زمانی که زنده بود با او سخن نگفت ... .

بنا بر احتجاج حضرت زهرا سلام الله علیها در خطبه فدکیه حدیث ادعایی ابوبکر در ارث ندادن به حضرت  خلاف صریح آیات قرآن است.

(حَدَّثَنَا یَحْیَى بْنُ بُکَیْرٍ) حَدَّثَنَا اللَّیْثُ عَنْ عُقَیْلٍ عَنِ ابْنِ شِهَابٍ عَنْ عُرْوَةَ عَنْ عَائِشَةَ أَنَّ فَاطِمَةَ - عَلَیْهَا السَّلاَمُ - بِنْتَ النَّبِىِّ - صلى الله علیه وسلم - أَرْسَلَتْ إِلَى أَبِى بَکْرٍ تَسْأَلُهُ مِیرَاثَهَا مِنْ رَسُولِ اللَّهِ - صلى الله علیه وسلم - مِمَّا أَفَاءَ اللَّهُ عَلَیْهِ بِالْمَدِینَةِ وَفَدَکَ، وَمَا بَقِىَ مِنْ خُمُسِ خَیْبَرَ، فَقَالَ أَبُو بَکْرٍ إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ - صلى الله علیه وسلم - قَالَ « لاَ نُورَثُ، مَا تَرَکْنَا صَدَقَةٌ، إِنَّمَا یَأْکُلُ آلُ مُحَمَّدٍ - صلى الله علیه وسلم - فِى هَذَا الْمَالِ». وَإِنِّى وَاللَّهِ لاَ أُغَیِّرُ شَیْئًا مِنْ صَدَقَةِ رَسُولِ اللَّهِ - صلى الله علیه وسلم - عَنْ حَالِهَا الَّتِى کَانَ عَلَیْهَا فِى عَهْدِ رَسُولِ اللَّهِ - صلى الله علیه وسلم - وَلأَعْمَلَنَّ فِیهَا بِمَا عَمِلَ بِهِ رَسُولُ اللَّهِ - صلى الله علیه وسلم - فَأَبَى أَبُو بَکْرٍ أَنْ یَدْفَعَ إِلَى فَاطِمَةَ مِنْهَا شَیْئًا فَوَجَدَتْ [«فَغَضِبَتْ» در روایت 3093] فَاطِمَةُ عَلَى أَبِى بَکْرٍ فِى ذَلِکَ فَهَجَرَتْهُ، فَلَمْ تُکَلِّمْهُ حَتَّى تُوُفِّیَتْ ... .
صحیح البخاری، چاپ وزارت اوقاف مصر، ج‏6، ص: 395، صحیح بخاری موجود در «المکتبة الشاملة»، ج11، ص 188، حدیث 3092 و 3093، قسمتهائی از این حدیث در احادیث 3093 ، 3712 ، 4036 ، 6726  آمده است. صحیح مسلم، قاهره، دار الحدیث، ج‏3، ص: 1380.

صُحُفٍ مُطَهَرَه
فاطمه زهرا سلام الله علیها بعد از پدر بزرگوار خود در دنیا چندان مکث نکرد و در آن مدت قلیل آن قدر اذیّت و درد کشید که خداى داند. اگر کسى تامّل کند در آن کلمات که امیرالمؤمنین علیه السّلام بعد از دفن فاطمه علیهاالسّلام با قبر پیغمبر صلى اللّه علیه و آله و سلّم خطاب کرد مى داند که چه مقدار بوده صدمات آن مظلومه.
و از آن کلمات است: «سَتُنَبِّئُکَ اِبْنَتُکَ بِتَظافُرِ اُمَّتِکَ عَلى هَضْمِها فَاحْفِهَا السُّؤ الَ وَاسْتَخْبِرْهَا الْح الَ فَکَمْ مِنْ غَلیلٍ مُعْتَلَجٍ بِصَدْرِه الَمْ تَجِدْ اِلى بَثِّهِ سَبیلاً وَ سَتَقُولُ وَ یْحَکُمُ اللّهُ وَ هُوَ خَیْرُ الْحاکِمینَ.»
حاصل عبارت آنکه از امیرالمؤمنین علیه السّلام مروی است که ایشان به رسول خدا صلى اللّه علیه وآله و سلّم مى گوید: و به زودى خبر خواهد داد تو را دختر تو به معاونت و یارى کردن امت تو یکدیگر را بر غصب حق من و ظلم کردن در حق او. پس از او بپرس احوال را، چه بسیار غمها و دردهاى سوزنده که در سینه فاطمه علیهاالسّلام بر روى هم نشسته بود که به کسى اظهار نمى توانست کرد. ️و به زودى همه را به شما عرض خواهد کرد وخدا از براى او حکم خواهد کرد و او بهترین حکم کنندگان است.
الکافی (ط - الإسلامیة)، ج‏1، ص: 458/ ح3
هو الهادی

با ما است پرچم حق. هر که از آن پیروی کند به مقصد می رسد و هر که از آن پس افتد؛ غرق می شود. بدانید که تنها با ما است که انتقام هر مؤمنی گرفته می شود و با ما است که افسار ذلّت از گردن شما باز می شود و با ما آغاز گردید نه با شما و با ما پایان می یابد نه با شما.

(یعنی همچنان که حکومت اسلام با رسول خدا صلی الله علیه و آله و اهل بیت او آغاز شد؛ سرانجام دوباره به ایشان باز خواهد گشت.)

عن الامام الصادق علیه السلام عن امیرالمؤمنین علیه السلام قال: «مَعَنا رایَةُ الحَقِّ مَن تَبِعَها لَحِق و مَن تَأخَّر عَنها غَرِق أَلا و بِنا تُدرَک تِرَةُ کُلِّ مؤمنٍ و بِنا تُخلَعُ رَبقَةُ الذُّلِّ عَن أعناقِکُم‏ و بِنا فُتِحَ لا بِکم و بِنا یُختَم لا بِکُم.»
سلسلة المختار من التراث العربی (71) ،  المختار من نثر الدرّ للوزیر الکاتب ابی سعد منصور بن الحسین الآبی (متوفی412) ، اختار النصوص مظهر الحجی، السفر الاول،  ص 125 و 126، وزارة الثقافة فی الجمهوریة العربیة السوریة

صُحُفٍ مُطَهَرَه
در بهشت درختی است که خداوند به بادها دستور می دهد آن را به حرکت درآورند؛ پس هر کس [در دنیا گوشِ] خود را از [شنیدن] آواز و غناء پاک کرده باشد؛ صدایی از آن می شنود که به زیبایی آن شنیده نشده؛ اما کسی که خود را از [شنیدن] آن پاک نداشته، آن را نخواهد شنید.

[عن یاسر الخادم، عن أبی الحسن علیه السلام قال: من نزه نفسه عن الغناء فإن فی الجنة شجرة یأمرالله عزوجل الریاح أن تحرکها فیسمع لها صوتا لم یسمع بمثله ومن لم یتنزه عنه لم یسمعه.]
الکافی - الشیخ الکلینی - ج ٦ - الصفحة ٤٣٤
هو الهادی
روایت است که مردی مسن و نابینا در گذر گدایی می‌کرد. امیر المؤمنین علیه السلام پرسیدند: این چیست؟ گفتند: او مردی نصرانی (مسیحی) است!
امام فرمود: تا جوان بود از او کار کشیدید و حالا که پیر شده رهایش کردید؟! (پس دستور داد) خرج او را از بیت المال بپردازید.
بالإسناد عن محمّد بن أحمد بن یحیی، [فی نوادر الحکمة] عن محمّد بن عیسى، عن أحمد بن عائذ، عن محمّد بن أبی حمزة عَنْ رَجُلٍ بَلَغَ بِهِ أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ ع قَالَ: مَرَّ شَیْخٌ مَکْفُوفٌ کَبِیرٌ یَسْأَلُ فَقَالَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ ع مَا هَذَا فَقَالُوا یَا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ نَصْرَانِیٌّ قَالَ فَقَالَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ ع اسْتَعْمَلْتُمُوهُ حَتَّى إِذَا کَبِرَ وَ عَجَزَ مَنَعْتُمُوهُ أَنْفِقُوا عَلَیْهِ مِنْ بَیْتِ الْمَالِ.
تهذیب الأحکام (تحقیق خرسان)، ج‏6، ص: 293، وسائل الشیعة، ج15، ص: 66
صُحُفٍ مُطَهَرَه
امام صادق علیه السلام فرمودند: (امامان در کتاب خدا بر دو نوع اند:
1. خداوند فرموده است: «آنها را امامانی قرار دادیم که به امر ما هدایت می کنند.» [فرموده: به امر ما] نه امر مردم. آنان امر خدا را بر امر خویش و حکم خدا را بر حکم خویش مقدّم می دارند.
2. خداوند فرموده است: «و آنها را امامانی قرار دادیم که به سوی آتش دعوت می کنند.» آنان امر خود را بر امر خدا و حکم خود را بر حکم خدا مقدّم می دارند و مطابق هوای خود [و خواسته و نظرِ خویش] و بر خلاف آن چه در کتاب خدا است عمل می کنند.)
امامان الهی علیهم السّلام از آیات قرآن نکات جالبی استفاده می کنند، که در عمق جان و دل می نشیند. مثلاً در همین آیه بعد از بیان امام، تعبیر «بامرنا» را خیلی آشکار و گویا می یابیم.
این نکته در روایات بسیار دیگری نیز قابل مشاهده است.
 نمونه: دولت الله و دولت ابلیس
مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ وَ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَیْنِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَحْیَى عَنْ طَلْحَةَ بْنِ زَیْدٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قَالَ: إِنَّ الْأَئِمَّةَ فِی کِتَابِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ إِمَامَانِ قَالَ اللَّهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى وَ جَعَلْناهُمْ أَئِمَّةً یَهْدُونَ بِأَمْرِنا لَا بِأَمْرِ النَّاسِ‏ یُقَدِّمُونَ أَمْرَ اللَّهِ قَبْلَ أَمْرِهِمْ وَ حُکْمَ اللَّهِ قَبْلَ حُکْمِهِمْ قَالَ‏ وَ جَعَلْناهُمْ أَئِمَّةً یَدْعُونَ إِلَى النَّارِ یُقَدِّمُونَ أَمْرَهُمْ قَبْلَ أَمْرِ اللَّهِ وَ حُکْمَهُمْ قَبْلَ حُکْمِ اللَّهِ وَ یَأْخُذُونَ بِأَهْوَائِهِمْ خِلَافَ مَا فِی کِتَابِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ.
الکافی، دار الکتب الإسلامیة، ج‏1، ص216
صُحُفٍ مُطَهَرَه

شخصی از تفسیر آیه «بَلْ هُوَ آیاتٌ بَیِّناتٌ فِی صُدُورِ الَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ» پرسید. امام باقر علیه السلام فرمود: منظورش فقط ما هستیم. ما هستیم کسانی که خدا به آنها علم داده است.

 «... قَالَ فَقَوْلُهُ بَلْ هُوَ آیاتٌ بَیِّناتٌ فِی صُدُورِ الَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ‏ قَالَ إِیَّانَا عَنَى بِهَذَا وَ نَحْنُ الَّذِینَ أُوتِینَا الْعِلْم‏.»

دعائم الإسلام؛ مؤسسة آل البیت؛ ج‏1 ؛ ص22


صُحُفٍ مُطَهَرَه
پس به پیامبرت که پاک ترین و پاکیزه ترین است (صلی الله علیه و آله)  اقتدا کن، که راه و رسم او الگویی است برای الگوطلبان، و مایه فخر و بزرگی است برای کسی که خواهان بزرگواری باشد، و محبوبترین بنده نزد خدا کسی است که از پیامبرش پیروی کند، و گام بر جایگاه قدم او نهد، پیامبر  از دنیا چندان نخورد که دهان را پر کند، و به دنیا با گوشه چشم نگریست، دو پهلویش از تمام مردم فرو رفته تر، و شکمش از همه خالیتر بود، دنیا را به او نشان دادند اما نپذیرفت، و چون دانست خدا چیزی را دشمن می دارد آن را دشمن داشت، و چیزی را که خدا خوار شمرده، آن را خوار انگاشت، و چیزی را که خدا کوچک شمرده کوچک و ناچیز می دانست. اگر در ما نباشد جز آنکه آنچه خدا و پیامبرش دشمن می دارند، دوست بداریم، یا آنچه را خدا و پیامبرش کوچک شمارند، بزرگ بداریم، برای نشان دادن دشمنی ما با خدا، و سرپیچی از فرمانهای او کافی بود. و همانا پیامبر (صلی الله علیه و آله) بر روی زمین می نشست و غذا می خورد، و چون برده ساده می نشست، و با دست خود کفش خود را وصله می زد، و جامه خود را با دست خود می دوخت، و بر الاغ برهنه می نشست، و دیگری را پشت سر خویش سوار می کرد.
فَتَأَسَّ بِنَبِیِّکَ الْأَطْیَبِ الْأَطْهَرِ ( صلی الله علیه وآله ) فَإِنَّ فِیهِ أُسْوَةً لِمَنْ تَأَسَّی وَ عَزَاءً لِمَنْ تَعَزَّی وَ أَحَبُّ الْعِبَادِ إِلَی اللَّهِ الْمُتَأَسِّی بِنَبِیِّهِ وَ الْمُقْتَصُّ لِأَثَرِهِ قَضَمَ الدُّنْیَا قَضْماً وَ لَمْ یُعِرْهَا طَرْفاً أَهْضَمُ أَهْلِ الدُّنْیَا کَشْحاً وَ أَخْمَصُهُمْ مِنَ الدُّنْیَا بَطْناً عُرِضَتْ عَلَیْهِ الدُّنْیَا فَأَبَی أَنْ یَقْبَلَهَا وَ عَلِمَ أَنَّ اللَّهَ سُبْحَانَهُ أَبْغَضَ شَیْئاً فَأَبْغَضَهُ وَ حَقَّرَ شَیْئاً فَحَقَّرَهُ وَ صَغَّرَ شَیْئاً فَصَغَّرَهُ وَ لَوْ لَمْ یَکُنْ فِینَا إِلَّا حُبُّنَا مَا أَبْغَضَ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ تَعْظِیمُنَا مَا صَغَّرَ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ لَکَفَی بِهِ شِقَاقاً لِلَّهِ وَ مُحَادَّةً عَنْ أَمْرِ اللَّهِ وَ لَقَدْ کَانَ ( صلی الله علیه وآله ) یَأْکُلُ عَلَی الْأَرْضِ وَ یَجْلِسُ جِلْسَةَ الْعَبْدِ وَ یَخْصِفُ بِیَدِهِ نَعْلَهُ وَ یَرْقَعُ بِیَدِهِ ثَوْبَهُ وَ یَرْکَبُ الْحِمَارَ الْعَارِیَ وَ یُرْدِفُ خَلْفَهُ
بخشی از خطبه 160 نهج البلاغه
صُحُفٍ مُطَهَرَه
حماد از امام صادق علیه السلام نقل کند که حضرت امام صادق علیه السلام رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله را یاد نموده و فرمود: امیر المؤمنین علیه السلام فرمود: خدا هیچ انسانی را بهتر از محمد صلّى اللَّه علیه و آله نیافریده.
مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَجَّالِ عَنْ حَمَّادٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع وَ ذَکَرَ رَسُولَ اللَّهِ ص فَقَالَ قَالَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ ع مَا بَرَأَ اللَّهُ نَسَمَةً خَیْراً مِنْ مُحَمَّدٍ ص.
الکافی (ط - الإسلامیة)، ج‏1، ص: 440/ ح1 و 2
میلاد پر خیر و برکت رحمة للعالمین، حضرت رسول اکرم، محمد بن عبد الله صلی الله علیه و آله و حضرت امام جعفر صادق علیه السلام مبارک باد.
صُحُفٍ مُطَهَرَه
[بنا بر نامه مروی اصحاب از سعد خیر،] امام باقر علیه السّلام ریشه اختلاف مردم را پس از پیامبر صلوات الله علیه و آله این گونه توصیف نموده است:
... پس از آن که امّت، مرجع خود را امر خداوند قرار داده بود، اکنون از امر مردم پیروی و [در هنگام نیاز] به آن رجوع می کند؛ چه بد جایگزینی است برای ستمگران ولایت مردم به جای ولایت خدا، و پاداش مردم به جای پاداش خدا، و خشنودی مردم به جای پاداش خدا ... رسول خدا صلّی الله علیه و آله آنان را بر راه روشنی که شب و روزش آشکار است رها کرد؛ در حالی که نه بدعتی در میانشان پیدا شده بود و نه سنّتی دگرگون گشته بود؛ نه مخالفتی بود و نه اختلافی؛ امّا زمانی که تاریکیِ خطاها مردم را در برگرفت؛ رهبران دو دسته شدند: امامی که مردم را به سوی خدا فرا می خواند و امامی که مردم را به آتش دعوت می نمود؛ در این هنگام شیطان به سخن در آمد و صدایش بر زبان دوستانش بلند گشت و پیاده نظام و سواره نظامش زیاد شد و در مال و فرزندِ آن کس که شریکش قرار داد، شراکت جست؛ پس بدعت به کار گرفته شد و کتاب و سنّت رها گشت. ولی دوستان خدا با حجّت و برهان سخن گفتند و به کتاب خدا و حکمت [رسول خدا] درآویختند. از آن روز بود که اهل حق و اهل باطل جدا شدند. رهیافتگان از یاری هم دست وانهاده و سستی کردند؛ ولی گمراهان به یاری هم برخاستند تا آن که بیشتر مردم بر گرد فلانی و مانند او جمع شدند ...
... فَالْأُمَّةُ یَصْدُرُونَ‏ عَنْ‏ أَمْرِ النَّاسِ‏ بَعْدَ أَمْرِ اللَّهِ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى وَ عَلَیْهِ یَرِدون فَبِئْسَ لِلظَّالِمِینَ‏ بَدَلًا وَلَایَةُ النَّاسِ بَعْدَ وَلَایَةِ اللَّهِ‏ وَ ثَوَابُ النَّاسِ بَعْدَ ثَوَابِ اللَّهِ وَ رِضَا النَّاسِ بَعْدَ رِضَا اللَّهِ ... تَرْکَهُمْ رَسُولَ اللَّهِ‏ ص عَلَى الْبَیْضَاءِ لَیْلُهَا مِنْ نَهَارِهَا لَمْ یَظْهَرْ فِیهِمْ بِدْعَةٌ وَ لَمْ یُبَدَّلْ فِیهِمْ سُنَّةٌ لَا خِلَافَ عِنْدَهُمْ وَ لَا اخْتِلَافَ فَلَمَّا غَشِیَ النَّاسَ ظُلْمَةُ خَطَایَاهُمْ صَارُوا إِمَامَیْنِ دَاعٍ إِلَى اللَّهِ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى وَ دَاعٍ إِلَى النَّارِ فَعِنْدَ ذَلِکَ نَطَقَ الشَّیْطَانُ فَعَلَا صَوْتُهُ عَلَى لِسَانِ أَوْلِیَائِهِ وَ کَثُرَ خَیْلُهُ وَ رَجْلُهُ وَ شَارَکَ فِی الْمَالِ وَ الْوَلَدِ مَنْ أَشْرَکَهُ فَعُمِلَ بِالْبِدْعَةِ وَ تُرِکَ الْکِتَابُ وَ السُّنَّةُ وَ نَطَقَ أَوْلِیَاءُ اللَّهِ بِالْحُجَّةِ وَ أَخَذُوا بِالْکِتَابِ وَ الْحِکْمَةِ فَتَفَرَّقَ مِنْ ذَلِکَ الْیَوْمِ أَهْلُ الْحَقِّ وَ أَهْلُ الْبَاطِلِ وَ تَخَاذَلَ‏ وَ تَهَاونَ [تهادن] أَهْلُ الْهُدَى وَ تَعَاوَنَ أَهْلُ الضَّلَالَةِ حَتَّى کَانَتِ الْجَمَاعَةُ مَعَ فُلَانٍ وَ أَشْبَاهِه‏ ...(الکافی، ج‏8، صص53-55)

[و بنا بر روایتی از امام صادق علیه السلام] در کتاب خدا امامان دو گونه اند. خداوند فرموده است: «وَ جَعَلْناهُمْ أَئِمَّةً یَهْدُونَ بِأَمْرِنا» [= آنان را امامانی قرار دادیم که به امر ما هدایت می کنند.] نفرموده: به امر مردم. [پس] امامان هدایت امر خدا را بر امر خود و حکم خدا را بر حکم خود مقدّم می دارند. همچنین فرموده است: «وَ جَعَلْناهُمْ أَئِمَّةً یَدْعُونَ إِلَى النَّارِ» [=آنان را امامانی قرار دادیم که به آتش فرا می خوانند.] پس این گونه امامان امر خود را بر امر خدا و حکم خود را بر حکم خدا مقدّم می دارند و بر خلاف کتاب خدا، به هوا و رأی خویش عمل می کنند. (الکافی ؛ ج‏1 ؛ ص216)

بنابراین نزاع شیعه و دیگران در اصل بر سر یک چیز است: اجرای حکم خدا و سنّت رسول خدا صلی الله علیه و آله، به دست حجّت خدا و خلیفه رسول خدا صلی الله علیه و آله یا اجرای قانون و حکم بشری به دست یکی از افراد بشر که با انتخاب و یاری همه یا گروهی از مردم بر سر کار آمده است.
ذکری
هو الهادی
از محمد بن مسلم امام باقر علیه السلام فرمودند: امام حسین علیه السلام، بزرگ مرد کربلا، مظلوم و رنجیده خاطر و لب تشنه و مصیب ‏زده به شهادت رسید. پس خداوند، به ذات خود، قسم یاد کرد که هیچ مصیبت‏ زده و رنجیده خاطر و گنهکار و اندوهناک و تشنه‌‏اى و هیچ بلا دیده‌‏اى به خدا روى نمى‏‌آورد و نزد قبر حسین علیه السلام دعا نمی‌کند و آن حضرت را به درگاه خدا شفیع نمی‌سازد، مگر این‏که خداوند، اندوهش را برطرف و حاجاتش را برآورده مى‏ کند و گناهش را مى‏ بخشد و عمرش را طولانى و روزى ‏اش را گسترده مى ‏سازد. پس اى اهل بینش، درس بگیرید.
حَدَّثَنِی الْحَسَنُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَى عَنْ أَبِیهِ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنِ الْعَلَاءِ بْنِ رَزِینٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ: إِنَّ الْحُسَیْنَ صَاحِبَ کَرْبَلَاءَ قُتِلَ مَظْلُوماً مَکْرُوباً عَطْشَاناً لَهْفَاناً [فَآلَى اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ عَلَى نَفْسِهِ أَنْ‏] وَ حَقٌّ عَلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ أَنْ لَا یَأْتِیَهُ لَهْفَانٌ وَ لَا مَکْرُوبٌ وَ لَا مُذْنِبٌ وَ لَا مَغْمُومٌ وَ لَا عَطْشَانٌ وَ لَا ذُو عَاهَةٍ ثُمَّ دَعَا عِنْدَهُ وَ تَقَرَّبَ بِالْحُسَیْنِ ع إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَّا نَفَّسَ اللَّهُ کُرْبَتَهُ وَ أَعْطَاهُ مَسْأَلَتَهُ وَ غَفَرَ ذُنُوبَهُ [ذَنْبَهُ‏] وَ مَدَّ فِی عُمُرِهِ وَ بَسَطَ فِی رِزْقِهِ فَاعْتَبِرُوا یا أُولِی الْأَبْصار.
کامل الزیارات، دار المرتضویة، ص: 168
صُحُفٍ مُطَهَرَه
حسین بن ثُوَیر گفت: حضرت صادق علیه السلام فرمود: اى حسین! کسى که به قصد زیارت قبر حسین(علیه السلام) از منزلش خارج شود، چنانچه پیاده باشد، خداوند به ازای هر قدمى که برمى ‏دارد یک حسنه برایش نوشته و یک گناه از او محو مى ‏فرماید، و اگر سواره باشد، خداوند به هر قدمی که مرکبش بر زمین می گذارد، حسنه ای برای او می نویسد و گناهی را از نامه عملش پاک می کند تا آن که به حائر (حسینی) برسد. در این هنگام خداوند او را از رستگاران و حاجت رواشدگان قرار مى‏ دهد. بعد از انجام زیارت، خداوند او را در زمره رستگاران ثبت می کند، و هنگامی که بر می گردد، فرشته ای نزدش می آید و می گوید: رسول خدا صلی الله علیه و آله به تو سلام رسانده و می فرماید: عملت را از نو شروع کن، زیرا خداوند گناهان گذشته ات را آمرزید.
عَنِ الْحَسَنِ بْنِ ثُوَیْرِ بْنِ أَبِی فَاخِتَةَ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام: یَا حُسَیْنُ! إِنَّهُ مَنْ خَرَجَ مِنْ مَنْزِلِهِ یُرِیدُ زِیَارَةَ قَبْرِ الْحُسَیْنِ بْنِ عَلِیٍّ علیه السلام، إِنْ کَانَ مَاشِیاً کُتِبَ لَهُ بِکُلِّ خُطْوَةٍ حَسَنَةٌ وَ مُحِیَ عَنْهُ سَیِّئَةٌ، فَإِنْ کَانَ رَاکِباً کَتَبَ اللَّهُ لَهُ بِکُلِّ حَافِرٍ حَسَنَةً، وَ حَطَّ بِهَا عَنْهُ سَیِّئَةً، حَتَّى إِذَا صَارَ فِی الْحَائِرِ کَتَبَهُ اللَّهُ مِنَ الْمُفْلِحِینَ الْمُنْجِحِینَ، حَتَّى إِذَا قَضَى مَنَاسِکَهُ کَتَبَهُ اللَّهُ مِنَ الْفَائِزِینَ، حَتَّى إِذَا أَرَادَ الِانْصِرَافَ أَتَاهُ مَلَکٌ فَقَالَ لَهُ: إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ صلّی الله علیه و آله یُقْرِئُکَ السَّلَامَ، وَ یَقُولُ لَکَ: اسْتَأْنِفِ الْعَمَلَ فَقَدْ غَفَرَ اللَّهُ لَکَ مَا مَضَى‏.
ثواب الأعمال، ص91، کتاب المزار (للمفید)، ص: 30، تهذیب الأحکام (تحقیق خرسان)، ج‏6، ص: 43، کامل الزیارات، ص: 132 باب 49 ثواب من زار الحسین‏ع راکبا أو ماشیا و مناجاة الله لزائره‏، ح1. در این باب احادیث بسیاری در این معنا آمده که از آن میان تعبیر روایات 4، 6، 9، و ص: 220، ح14 بسیار نزدیک است. و مانند آن در تهذیب الأحکام، ج‏6، ص: 20.
شیخ صدوق نیز در من لا یحضره الفقیه، ج‏2، ص: 598 بعد از آوردن سند مشابهی گوید: «وَ قَدْ أَخْرَجْتُ فِی کِتَابِ الزِّیَارَاتِ وَ فِی کِتَابِ مَقْتَلِ الْحُسَیْنِ ع أَنْوَاعاً مِنَ الزِّیَارَاتِ وَ اخْتَرْتُ هَذِهِ لِهَذَا الْکِتَابِ لِأَنَّهَا أَصَحُ‏ الزِّیَارَاتِ‏ عِنْدِی مِنْ طَرِیقِ الرِّوَایَةِ وَ فِیهَا بَلَاغٌ وَ کِفَایَةٌ.»
صُحُفٍ مُطَهَرَه
ﺍﺯ ﻣﺤﻤّﺪ ﺑﻦ ﻣﺴﻠﻢ، ﺍﺯ ﺣﻀﺮﺕ ﺍﺑﻰ ﺟﻌﻔﺮ امام باقر ﻋﻠﻴﻪ ﺍﻟﺴّﻠﺎﻡ، ﺁﻥ ﺣﻀﺮﺕ ﻓﺮﻣﻮﺩﻧﺪ:
ﺍﮔﺮ ﻣﺮﺩﻡ ﻣﻰ ﺩﺍﻧﺴﺘﻨﺪ ﻛﻪ ﺩﺭ ﺯﻳﺎﺭﺕ ﻗﺒﺮ ﺣﻀﺮﺕ ﺣﺴﻴﻦ ﺑﻦ ﻋﻠﻰ علیه ﺍﻟﺴّﻠﺎﻡ ﭼﻪ ﻓﻀﻞ ﻭ ﺛﻮﺍﺑﻰ ﺍﺳﺖ ﺣﺘﻤﺎً ﺍﺯ ﺷﻮﻕ ﻭ ﺫﻭﻕ ﻗﺎﻟﺐ ﺗﻬﻰ ﻣﻰ ﻛﺮﺩﻧﺪ ﻭ ﺑﺨﺎﻃﺮ ﺣﺴﺮﺕ‌ﻫﺎ ﻧﻔﺲ ﻫﺎﻳﺸﺎﻥ ﺑﻪ ﺷﻤﺎﺭﻩ ﺍﻓﺘﺎﺩﻩ ﻭ ﻗﻄﻊ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺷﺪ.
ﺭﺍﻭﻯ ﻣﻰ ﮔﻮﻳﺪ: ﻋﺮﺽ ﻛﺮﺩﻡ: ﺩﺭ ﺯﻳﺎﺭﺕ ﺁﻥ ﺣﻀﺮﺕ ﭼﻪ ﺍﺟﺮ ﻭ ﺛﻮﺍﺑﻰ ﻣﻰ ﺑﺎﺷﺪ؟ ﺣﻀﺮﺕ ﻓﺮﻣﻮﺩﻧﺪ: ﻛﺴﻰ ﻛﻪ ﺍﺯ ﺭﻭﻯ ﺷﻮﻕ ﻭ ﺫﻭﻕ ﺑﻪ ﺯﻳﺎﺭﺕ ﺁﻥ ﺣﻀﺮﺕ ﺭﻭﺩ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﻣﺘﻌﺎﻝ ﻫﺰﺍﺭ ﺣﺞّ ﻭ ﻫﺰﺍﺭ ﻋﻤﺮﻩ ﻗﺒﻮﻝ ﺷﺪﻩ ﺑﺮﺍﻳﺶ ﻣﻰ ﻧﻮﻳﺴﺪ ﻭ ﺍﺟﺮ ﻭ ﺛﻮﺍﺏ ﻫﺰﺍﺭ ﺷﻬﻴﺪ ﺍﺯ ﺷﻬﺪﺍﺀ ﺑﺪﺭ ﻭ ﺍﺟﺮ ﻫﺰﺍﺭ ﺭﻭﺯﻩ ﺩﺍﺭ ﻭ ﺛﻮﺍﺏ ﻫﺰﺍﺭ ﺻﺪﻗﻪ ﻗﺒﻮﻝ ﺷﺪﻩ ﻭ ﺛﻮﺍﺏ ﺁﺯﺍﺩ ﻧﻤﻮﺩﻥ ﻫﺰﺍﺭ ﺑﻨﺪﻩ ﻛﻪ ﺩﺭ ﺭﺍﻩ ﺧﺪﺍ ﺁﺯﺍﺩ ﺷﺪﻩ ﺑﺎﺷﻨﺪ ﺑﺮﺍﻳﺶ ﻣﻨﻈﻮﺭ ﻣﻰ ﺷﻮﺩ ﻭ ﭘﻴﻮﺳﺘﻪ ﺩﺭ ﻃﻮﻝ ﺍﻳﺎﻡ ﺳﺎﻝ ﺍﺯ ﻫﺮ ﺁﻓﺘﻰ ﻛﻪ ﻛﻤﺘﺮﻳﻦ ﺁﻥ ﺷﻴﻄﺎﻥ ﺑﺎﺷﺪ ﻣﺤﻔﻮﻅ ﻣﺎﻧﺪﻩ ﻭ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﻣﺘﻌﺎﻝ ﻓﺮﺷﺘﻪ ﻛﺮﻳﻤﻰ ﺭﺍ ﺑﺮ ﺍﻭ ﻣﻮﻛّﻞ ﻛﺮﺩﻩ ﻛﻪ ﻭﻯ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺟﻠﻮ ﻭ ﭘﺸﺖ ﺳﺮ ﻭ ﺭﺍﺳﺖ ﻭ ﭼﭗ ﻭ ﺑﺎﻟﺎ ﻭ ﺯﻳﺮ ﻗﺪﻡ ﻧﮕﻬﺪﺍﺭﺵ ﺑﺎﺷﺪ ﻭ ﺍﮔﺮ ﺩﺭ ﺍﺛﻨﺎﺀ ﺳﺎﻝ ﻓﻮﺕ ﻛﺮﺩ ﻓﺮﺷﺘﮕﺎﻥ ﺭﺣﻤﺖ ﺍﻟﻬﻰ ﺑﺮ ﺳﺮﺵ ﺣﺎﺿﺮ ﺷﺪﻩ ﻭ ﺍﻭ ﺭﺍ ﻏﺴﻞ ﺩﺍﺩﻩ ﻭ ﻛﻔﻦ ﻧﻤﻮﺩﻩ ﻭ ﺑﺮﺍﻳﺶ ﺍﺳﺘﻐﻔﺎﺭ ﻭ ﻃﻠﺐ ﺁﻣﺮﺯﺵ ﻛﺮﺩﻩ ﻭ ﺗﺎ ﻗﺒﺮﺵ ﻣﺸﺎﻳﻌﺘﺶ ﻧﻤﻮﺩﻩ ﻭ ﺑﻪ ﻣﻘﺪﺍﺭ ﻃﻮﻝ ﺷﻌﺎﻉ ﭼﺸﻢ ﺩﺭ ﻗﺒﺮﺵ ﻭﺳﻌﺖ ﻭ ﮔﺸﺎﻳﺶ ﺍﻳﺠﺎﺩ ﻛﺮﺩﻩ ﻭ ﺍﺯ ﻓﺸﺎﺭ ﻗﺒﺮ ﺩﺭ ﺍﻣﺎﻧﺶ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺩﻩ ﻭ ﺍﺯ ﺧﻮﻑ ﻭ ﺗﺮﺱ ﺩﻭ ﻓﺮﺷﺘﻪ ﻣﻨﻜﺮ ﻭ ﻧﻜﻴﺮ ﺑﺮ ﺣﺬﺭﺵ ﻣﻰ ﺩﺍﺭﻧﺪ ﻭ ﺑﺮﺍﻳﺶ ﺩﺭﺑﻰ ﺑﻪ ﺑﻬﺸﺖ ﻣﻰ ﮔﺸﺎﻳﻨﺪ ﻭ ﻛﺘﺎﺑﺶ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﺭﺍﺳﺘﺶ ﻣﻰ ﺩﻫﻨﺪ ﻭ ﺩﺭ ﺭﻭﺯ ﻗﻴﺎﻣﺖ ﻧﻮﺭﻯ ﺑﻪ ﻭﻯ ﺍﻋﻄﺎﺀ ﻣﻰ ﺷﻮﺩ ﻛﻪ ﺑﻴﻦ ﻣﻐﺮﺏ ﻭ ﻣﺸﺮﻕ ﺍﺯ ﭘﺮﺗﻮ ﺁﻥ ﺭﻭﺷﻦ ﻣﻰ ﮔﺮﺩﺩ ﻭ ﻣﻨﺎﺩﻯ ﻧﺪﺍﺀ ﻣﻰ ﻛﻨﺪ: ﺍﻳﻦ ﻛﺴﻰ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺍﺯ ﺭﻭﻯ ﺷﻮﻕ ﻭ ﺫﻭﻕ ﺣﻀﺮﺕ ﺍﻣﺎﻡ ﺣﺴﻴﻦ ﻋﻠﻴﻪ ﺍﻟﺴّﻠﺎﻡ ﺭﺍ ﺯﻳﺎﺭﺕ ﻛﺮﺩﻩ ﻭ ﭘﺲ ﺍﺯ ﺍﻳﻦ ﻧﺪﺍﺀ ﺍﺣﺪﻯ ﺩﺭ ﻗﻴﺎﻣﺖ ﺑﺎﻗﻰ ﻧﻤﻰ ﻣﺎﻧﺪ ﻣﮕﺮ ﺁﻧﻜﻪ ﺗﻤﻨّﺎ ﻭ ﺁﺭﺯﻭ ﻣﻰ ﻛﻨﺪ ﻛﻪ ﻛﺎﺵ ﺍﺯ ﺯﻭّﺍﺭ ﺣﻀﺮﺕ ﺍﺑﺎ ﻋﺒﺪ ﺍﻟﻠّﻪ ﺍﻟﺤﺴﻴﻦ ﻋﻠﻴﻪ ﺍﻟﺴّﻠﺎﻡ ﻣﻰ ﺑﻮﺩ.
ﺣَﺪﱠﱠﺛَﻨِﻲ ﺍﻟْﺤَﺴَﻦُ ﺑْﻦُ ﻋَﺒْﺪِ ﺍﻟﻠﱠﱠﻪِ ﻋَﻦْ ﺃَﺑِﻴﻪِ ﻋَﻦِ ﺍﻟْﺤَﺴَﻦِ ﺑْﻦِ ﻣَﺤْﺒُﻮﺏٍ ﻋَﻦِ ﺍﻟْﻌَﻠَﺎﺀِ ﺑْﻦِ ﺭَﺯِﻳﻦٍ ﻋَﻦْ ﻣُﺤَﻤﱠﱠﺪِ ﺑْﻦِ ﻣُﺴْﻠِﻢٍ ﻋَﻦْ ﺃَﺑِﻲ ﺟَﻌْﻔَﺮٍ (ﻋﻠﻴﻪ ﺍﻟﺴﻠﺎﻡ) ﻗَﺎﻝَ: ﻟَﻮْ ﻳَﻌْﻠَﻢُ ﺍﻟﻨﱠﱠﺎﺱُ ﻣَﺎ ﻓِﻲ ﺯِﻳَﺎﺭَﺓِ ﻗَﺒْﺮِ ﺍﻟْﺤُﺴَﻴْﻦِ (ﻋﻠﻴﻪ ﺍﻟﺴﻠﺎﻡ) ﻣِﻦَ ﺍﻟْﻔَﻀْﻞِ ﻟَﻤَﺎﺗُﻮﺍ ﺷَﻮْﻗﺎً ﻭَ ﺗَﻘَﻄﱠﱠﻌَﺖْ ﺃَﻧْﻔُﺴُﻬُﻢْ ﻋَﻠَﻴْﻪِ ﺣَﺴَﺮَﺍﺕٍ-
ﻗُﻠْﺖُ ﻭَ ﻣَﺎ ﻓِﻴﻪِ ﻗَﺎﻝَ: ﻣَﻦْ ﺃَﺗَﺎﻩُ ﺗَﺸَﻮﱡﱡﻗﺎً ﻛَﺘَﺐَ ﺍﻟﻠﱠﱠﻪُ ﻟَﻪُ ﺃَﻟْﻒَ ﺣِﺠﱠﱠﺔٍ ﻣُﺘَﻘَﺒﱠﱠﻠَﺔٍ ﻭَ ﺃَﻟْﻒَ ﻋُﻤْﺮَﺓٍ ﻣَﺒْﺮُﻭﺭَﺓٍ- ﻭَ ﺃَﺟْﺮَ ﺃَﻟْﻒِ ﺷَﻬِﻴﺪٍ ﻣِﻦْ ﺷُﻬَﺪَﺍﺀِ ﺑَﺪْﺭٍ ﻭَ ﺃَﺟْﺮَ ﺃَﻟْﻒِ ﺻَﺎﺋِﻢٍ ﻭَ ﺛَﻮَﺍﺏَ ﺃَﻟْﻒِ ﺻَﺪَﻗَﺔٍ ﻣَﻘْﺒُﻮﻟَﺔٍ- ﻭَ ﺛَﻮَﺍﺏَ ﺃَﻟْﻒِ ﻧَﺴَﻤَﺔٍ ﺃُﺭِﻳﺪَ ﺑِﻬَﺎ ﻭَﺟْﻪُ ﺍﻟﻠﱠﱠﻪِ ﻭَ ﻟَﻢْ ﻳَﺰَﻝْ ﻣَﺤْﻔُﻮﻇﺎً ﺳَﻨَﺘَﻪُ ﻣِﻦْ ﻛُﻞﱢﱢ ﺁﻓَﺔٍ ﺃَﻫْﻮَﻧُﻬَﺎ ﺍﻟﺸﱠﱠﻴْﻄَﺎﻥُ ﻭَ ﻭُﻛﱢﱢﻞَ ﺑِﻪِ ﻣَﻠَﻚٌ ﻛَﺮِﻳﻢٌ ﻳَﺤْﻔَﻈُﻪُ ﻣِﻦْ ﺑَﻴْﻦِ ﻳَﺪَﻳْﻪِ ﻭَ ﻣِﻦْ ﺧَﻠْﻔِﻪِ ﻭَ ﻋَﻦْ ﻳَﻤِﻴﻨِﻪِ ﻭَ ﻋَﻦْ ﺷِﻤَﺎﻟِﻪِ ﻭَ ﻣِﻦْ ﻓَﻮْﻕِ ﺭَﺃْﺳِﻪِ ﻭَ ﻣِﻦْ ﺗَﺤْﺖِ ﻗَﺪَﻣِﻪِ ﻓَﺈِﻥْ ﻣَﺎﺕَ ﺳَﻨَﺘَﻪُ ﺣَﻀَﺮَﺗْﻪُ ﻣَﻠَﺎﺋِﻜَﺔُ ﺍﻟﺮﱠﱠﺣْﻤَﺔِ ﻳَﺤْﻀُﺮُﻭﻥَ ﻏُﺴْﻠَﻪُ ﻭَ ﺃَﻛْﻔَﺎﻧَﻪُ ﻭَ ﺍﻟِﺎﺳْﺘِﻐْﻔَﺎﺭَ ﻟَﻪُ ﻭَ ﻳُﺸَﻴﱢﱢﻌُﻮﻧَﻪُ ﺇِﻟَﻰ ﻗَﺒْﺮِﻩِ ﺑِﺎﻟﺎﺳْﺘِﻐْﻔَﺎﺭِ ﻟَﻪُ- ﻭَ ﻳُﻔْﺴَﺢُ ﻟَﻪُ ﻓِﻲ ﻗَﺒْﺮِﻩِ ﻣَﺪﱠﱠ ﺑَﺼَﺮِﻩِ ﻭَ ﻳُﻮﺀْﻣِﻨُﻪُ ﺍﻟﻠﱠﱠﻪُ ﻣِﻦْ ﺿَﻐْﻄَﺔِ ﺍﻟْﻘَﺒْﺮِ ﻭَ ﻣِﻦْ ﻣُﻨْﻜَﺮٍ ﻭَ ﻧَﻜِﻴﺮٍ ﺃَﻥْ ﻳﺮﻭﻋﺎﻧﻪ [ﻳُﺮَﻭﱢﱢﻋَﺎﻩُ- ﻭَ ﻳُﻔْﺘَﺢُ ﻟَﻪُ ﺑَﺎﺏٌ ﺇِﻟَﻰ ﺍﻟْﺠَﻨﱠﱠﺔِ ﻭَ ﻳُﻌْﻄَﻰ ﻛِﺘَﺎﺑَﻪُ ﺑِﻴَﻤِﻴﻨِﻪِ ﻭَ ﻳُﻌْﻄَﻰ ﻟَﻪُ ﻳَﻮْﻡَ ﺍﻟْﻘِﻴَﺎﻣَﺔِ ﻧﻮﺭﺍ [ﻧُﻮﺭٌ ﻳُﻀِﻲﺀُ ﻟِﻨُﻮﺭِﻩِ ﻣَﺎ ﺑَﻴْﻦَ ﺍﻟْﻤَﺸْﺮِﻕِ ﻭَ ﺍﻟْﻤَﻐْﺮِﺏِ ﻭَ ﻳُﻨَﺎﺩِﻱ ﻣُﻨَﺎﺩٍ ﻫَﺬَﺍ ﻣَﻦْ ﺯَﺍﺭَ ﺍﻟْﺤُﺴَﻴْﻦَ ﺷَﻮْﻗﺎً ﺇِﻟَﻴْﻪِ ﻓَﻠَﺎ ﻳَﺒْﻘَﻰ ﺃَﺣَﺪٌ ﻳَﻮْﻡَ ﺍﻟْﻘِﻴَﺎﻣَﺔِ ﺇِﻟﱠﱠﺎ ﺗَﻤَﻨﱠﱠﻰ ﻳَﻮْﻣَﺌِﺬٍ ﺃَﻧﱠﱠﻪُ ﻛَﺎﻥَ ﻣِﻦْ ﺯُﻭﱠﱠﺍﺭِ ﺍﻟْﺤُﺴَﻴْﻦِ ع.
کامل‌الزیارات، ص142
پاداش و بعضی از شرایط زیارت حضرت سیدالشهدا علیه السلام
زیارت خدا !
صُحُفٍ مُطَهَرَه
ابن ابى یعفور گوید: شنیدم امام صادق علیه السلام می فرمود: واى بر سرکشان عرب از امرى که نزدیک است، عرض کردم: قربانت گردم، چند نفر از عرب همراه حضرت قائم خواهند بود؟ فرمود: چند نفر اندک، عرض کردم به خدا کسانى که از ایشان از این امر سخن می گویند (اظهار عقیده به امام زمان می کنند) بسیارند، فرمود مردم ناچار باید امتحان شوند (تا ایمان پاک و صاف و خالص، از ناخالص و منافق و ایمان غیر مستقرّ معلوم شود) و جدا گردند و غربال شوند و مردم بسیارى از غربال بیرون ریزند.
عَنِ ابْنِ أَبِی یَعْفُورٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام یَقُولُ‏ وَیْلٌ لِطُغَاةِ الْعَرَبِ مِنْ أَمْرٍ قَدِ اقْتَرَبَ قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاکَ کَمْ مَعَ الْقَائِمِ مِنَ الْعَرَبِ؟ قَالَ نَفَرٌ یَسِیرٌ، قُلْتُ وَ اللَّهِ إِنَّ مَنْ یَصِفُ هَذَا الْأَمْرَ مِنْهُمْ لَکَثِیرٌ! قَالَ لَا بُدَّ لِلنَّاسِ مِنْ أَنْ یُمَحَّصُوا وَ یُمَیَّزُوا وَ یُغَرْبَلُوا وَ یُسْتَخْرَجُ فِی الْغِرْبَالِ خَلْقٌ کَثِیرٌ.

منصور گوید: امام صادق علیه السلام به من فرمود: اى منصور! این امر (ظهور) به شما نمی رسد جز بعد از نا امیدى و نه به خدا (به شما نمی رسد) تا (خوب از بد) جدا شوید و نه به خدا تا بررسى شوید و نه به خدا تا شقاوت به شقى رسد و سعادت به سعید.
عَنْ مَنْصُورٍ الصیقل قَالَ قَالَ لِی أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام:‏ یَا مَنْصُورُ إِنَّ هَذَا الْأَمْرَ لَا یَأْتِیکُمْ إِلَّا بَعْدَ إِیَاسٍ وَ لَا وَ اللَّهِ حَتَّى تُمَیَّزُوا وَ لَا وَ اللَّهِ حَتَّى تُمَحَّصُوا وَ لَا وَ اللَّهِ حَتَّى یَشْقَى مَنْ یَشْقَى وَ یَسْعَدَ مَنْ یَسْعَدُ.
الکافی، ج‏1، ص370/ ح2 و ح3، ترجمه مصطفوى، ج‏2، ص195. و در هیمن باب اسناد متعدد دیگر آمده. و نیز الغیبة للنعمانی، ص: 209.

یعنی آنهایی که در ظاهر خیال می شود که جزوِ سعداء هستند امّا در باطن شقی می باشند ظاهر شوند، و همچنین آنهایی که در ظاهر و یا ابتدای امر شقی هستند، امّا به جهت علم خداوند متعال به لیاقت و استحقاقشان، با الطاف و توفیقاتش او را با سربلندی در امتحان، به سعادت و عاقبت به خیری می کشاند؛ و به عبارتی آنهایی را که علم دارد در واقع شقی هستند، با امتحان شقاوتشان را ظاهر خواهد نمود تا ملحق بدانها شوند و آنهایی را که علم دارد که در حقیقت سعید هستند، با امتحان سعادتشان را ظاهر خواهد نمود تا بدیشان ملحق شوند.

البته سعادت گرچه بدون توفیقات خداوند برایِ مؤمنین میسّر نخواهد بود، امّا علّتِ کسب سعادت، ایمان و طاعتِ اختیاریِ خود مؤمنین و نیت نیک ایشان است، و همچنین گرچه کفّار و منافقین با خذلان و سلب الطاف، شقیّ شدند، امّا علّتِ تحقّقِ شقاوت، کفر و سرکشی و معاصیِ اختیاریِ خود کفّار و منافقین است، فلذا بدون امتحان، سعادت و شقاوت افراد، معلوم نخواهد شد.
صُحُفٍ مُطَهَرَه

امام صادق علیه السلام: خانه ای که در آن غنا باشد، از مصیبت دردناک ناگهانی در امان نیست و دعا در آن خانه مستجاب نمی گردد و فرشتگان در آن منزل داخل نمی شوند.

عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع: بَیْتُ الْغِنَاءِ بَیْتٌ لَا تُؤْمَنُ فِیهِ الْفَجِیعَةُ وَ لَا تُجَابُ فِیهِ الدَّعْوَةُ وَ لَا تُدْخِلُهُ الْمَلَائِکَة.
الکافی (ط - الإسلامیة)، ج‏6، ص: 433 به سند صحیح، دعائم الاسلام ج 2، ص 208 ، ح 762

غناء و آوازه خوانی، لانه نفاق و دوروئی است.

عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: الْغِنَاءُ عُشُّ النِّفَاقِ. الکافی (ط - الإسلامیة)، ج‏6، ص: 431، ثواب الأعمال، دار الشریف الرضیّ، ص 244 و علل الشرائع، مکتبة داوری، ج‏2 ؛ ص476؛ وسائل الشیعه، ج ۱۲، ص ۲۲۷

گوش کردن به لهو و غناء، نفاق را می رویاند همان گونه که آب کشتزار را می رویاند.

عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ عَنْبَسَةَ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: اسْتِمَاعُ الْغِنَاءِ وَ اللَّهْوِ یُنْبِتُ النِّفَاقَ فِی الْقَلْبِ کَمَا یُنْبِتُ الْمَاءُ الزَّرْعَ. الکافی (ط - الإسلامیة)، ج‏6، ص: 434، دعائم الإسلام، ج‏2، ص: 208، وسائل الشیعه, ج۱۲،ص۲۳۶، و ر.ک الأصول الستة عشر (ط - دار الحدیث)، ص: 199

امام صادق علیه السّلام درباره سخن خداوند که می فرماید: «از گفتار باطل بپرهیزید» فرمود: گفتار باطل همان غناء است.

 عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع فی قول الله تعالی: «وَ اجْتَنِبُوا قَوْلَ الزُّورِ» قال: قول الزُّورِ الغِناء. الکافی (ط - الإسلامیة)، ج‏6، ص: 435/ ح2 و 7 و ص: 431 باب الغناء به اسناد صحیح در ح1 و 6 و 13، وسائل الشیعه، ج12، ص227.

بدانید که غناء از جمله چیزهایی است که خداوند تعالی در کتابش بر آن وعده عذاب داده است. و تلاوت فرمود «وَ مِنَ النَّاسِ مَن یَشترِى لَهْوَ الْحَدِیثِ ...»  (از جمله مردم کسی است که  کلام لهو و باطل را می خرد تا با آن مردم را از راه خدا بدون علم گمراه کند، و آن را مسخره گیرد. برای آنان عذابی خوار کننده است.)
(که از مصادیق «لهو الحدیث» در این آیه غنا و آوازه خوانی است.)

عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ سَمِعْتُهُ یَقُولُ الْغِنَاءُ مِمَّا وَعَدَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ عَلَیْهِ النَّارَ وَ تَلَا هَذِهِ الْآیَةَ- وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ یَشْتَرِی لَهْوَ الْحَدِیثِ لِیُضِلَّ عَنْ سَبِیلِ اللَّهِ بِغَیْرِ عِلْمٍ وَ یَتَّخِذَها هُزُواً أُولئِکَ لَهُمْ عَذابٌ مُهِین‏. الکافی (ط - الإسلامیة)، ج‏6، ص: 431 و مشابه این تفسیر در احادیث متعددی به اسناد قوی آمده است.

صُحُفٍ مُطَهَرَه
ابوبصیر از امام صادق علیه السلام روایت می کند:ای ابابصیر! خوشا به حال شیعیان قائم (عجل الله تعالی فرجه) ما، کسانیکه در غیبتش منتظر ظهور او هستند و در حال ظهورش نیز فرمانبردار اویند  آنان اولیای خدا هستند که نه خوفی بر آنهاست و نه اندوهگین می شوند.
«...ثم قال علیه السلام:  یَا أَبَا بَصِیرٍ طُوبَى لِشِیعَةِ قَائِمِنَا الْمُنْتَظِرِینَ لِظُهُورِهِ فِی غَیْبَتِهِ وَ الْمُطِیعِینَ لَهُ فِی ظُهُورِهِ أُولَئِکَ أَوْلِیَاءُ اللَّهِ الَّذِینَ لا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لا هُمْ یَحْزَنُون‏»
کمال الدین، جلد دوم، باب: 33، ص:357 حدیث 54

از امام سجاد علیه السلام خطاب به ابو خالد کابلی: ای ابوخالد! همانا اهل زمان غیبت او که اعتقاد به امامتش دارند و در انتظار ظهورش هستند از مردم همه زمانها بهترند، زیرا خدای تبارک و تعالی چنان عقل و فهم و معرفتی به آنها عنایت فرموده که غیبت برای آنها به منزله مشاهده است، خداوند آن ها را در آن زمان مثل کسانى قرار داده که با شمشیر در پیش روى پیغمبر صلی الله علیه و آله (علیه دشمنان دین) پیکار کرده ‏اند، آن ها مخلصان حقیقى و شیعیان راستگوى ما هستند که مردم را به طور آشکار و نهان به دین خدا می‌خوانند. و هم فرمود: انتظار فرج از بزرگترین گشایش ها است.
عَنْ عَبْدِ الْعَظِیمِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ الْحَسَنِیِّ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنِی صَفْوَانُ بْنُ یَحْیَى عَنْ إِبْرَاهِیمَ بْنِ أَبِی زِیَادٍ عَنْ أَبِی حَمْزَةَ الثُّمَالِیِّ عَنْ أَبِی خَالِدٍ الْکَابُلِی‏ عن علی بن الحسین ع:
... یَا أَبَا خَالِدٍ إِنَّ أَهْلَ زَمَانِ غَیْبَتِهِ الْقَائِلِینَ بِإِمَامَتِهِ وَ الْمُنْتَظِرِینَ لِظُهُورِهِ أَفْضَلُ مِنْ أَهْلِ کُلِّ زَمَانٍ لِأَنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى أَعْطَاهُمْ مِنَ الْعُقُولِ وَ الْأَفْهَامِ وَ الْمَعْرِفَةِ مَا صَارَتْ بِهِ الْغَیْبَةُ عِنْدَهُمْ بِمَنْزِلَةِ الْمُشَاهَدَةِ وَ جَعَلَهُمْ فِی ذَلِکَ الزَّمَانِ بِمَنْزِلَةِ الْمُجَاهِدِینَ بَیْنَ یَدَیْ رَسُولِ اللَّهِ ص بِالسَّیْفِ أُولَئِکَ الْمُخْلَصُونَ حَقّاً وَ شِیعَتُنَا صِدْقاً وَ الدُّعَاةُ إِلَى دِینِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ سِرّاً وَ جَهْراً وَ قَالَ عَلِیُّ بْنُ الْحُسَیْنِ ع انْتِظَارُ الْفَرَجِ مِنْ أَعْظَمِ الْفَرَجِ.
کمال الدین و تمام النعمة، ج‏1، ص: 319 باب31، ح2
صُحُفٍ مُطَهَرَه

از امیرالمؤمنین علی علیه السلام روایت است که فرمود:

... پس از من زمانی بر شما خواهد آمد که چیزی پنهان تر از حق و آشکارتر از باطل و بیشتر از دروغ بر خدا و رسولش صلی الله علیه و آله نیست ...

«... إِنَّهُ سَیَأْتِی عَلَیْکُمْ مِنْ بَعْدِی زَمَانٌ لَیْسَ فِی ذَلِکَ الزَّمَانِ شَیْ‏ءٌ أَخْفَى مِنَ الْحَقِّ وَ لَا أَظْهَرَ مِنَ الْبَاطِلِ وَ لَا أَکْثَرَ مِنَ الْکَذِبِ عَلَى اللَّهِ تَعَالَى وَ رَسُولِهِ ص ...»

الکافی ؛ دار الکتب الإسلامیة؛ ج‏8؛ ص 387 - نهج البلاغة ؛ خطبه 147

سرگردان شدن شیعیان در آخرالزمان
صُحُفٍ مُطَهَرَه
شمر بعد از نماز می گفت: خدایا! تو مى دانى که من فرد شریفی هستم، پس مرا بیامرز!
راوى (أبو إسحاق السبیعی‏) گوید: به او گفتم: چگونه از خدا انتظار دارى که تو را ببخشد، در حالى که تو فرزند دختر رسول خدا صلى اللّه علیه وآله را به قتل رسانده اى؟
شمر در پاسخ گفت: تو چه مى گویى؟ چه کار باید مى کردم؟ آنان که به ما امر کردند، امیران ما هستند و اگر ما مخالفت مى کردیم، از این خر هم پلید تر می شدم [زیرا که امیران ما واجب الاطاعه هستند]
مراقب باشیم تاریخ تکرار نشود!

کان شَمِر بن ذی الجَوْشَن‏ یقول بعد الصلاة: اللَّهمّ إنک تعلم أنی شریف فاغفر لی.فقال له: کیف یغفر الله لک و قد أعنت على قتل ابن رسول الله؟ فقال: ویحک کیف نصنع؟ إن أمراءنا هؤلاء أمرونا بأمر، فلم نخالفهم، و لو خالفناهم کنا شرا من هذه الحمر!
تهذیب تاریخ دمشق 6/ 340. ذهبی، تاریخ‏الإسلام،ج‏5،ص:126، زرکلی، الأعلام،ج‏3،ص:175
صُحُفٍ مُطَهَرَه
راوی گوید: محضر امام صادق علیه السلام عرض کردم: ما خادمی (کنیزی) داریم که امر شیعه را نمی شناسد. هنگامی که اشتباه و گناهی از او سر بزند و بخواهد (او را تنبیه نکنیم،) قسم یاد نموده، گوید: نه، به حق کسی که وقتی از او یاد می کنید اشک می ریزید. حضرت فرمود: رحمت خدا بر شما خانواده!
حدثنی محمد بن مسعود، قال: حدثنی عبد الله بن محمد، عن الوشاء، قال: حدثنا علی بن عقبة، عن أبیه، قال: قُلْتُ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ (ع) إِنَّ لَنَا خَادِماً لَا تَعْرِفُ مَا نَحْنُ عَلَیْهِ، فَإِذَا أَذْنَبَتْ ذَنْباً وَ أَرَادَتْ أَنْ تَحْلِفَ بِیَمِینٍ: قَالَتْ لَا وَ حَقِّ الَّذِی إِذَا ذَکَرْتُمُوهُ بَکَیْتُمْ، قَالَ، فَقَالَ: رَحِمَکُمُ اللَّهُ مِنْ أَهْلِ الْبَیْتِ.
رجال کشی، نشر دانشگاه مشهد، ص: 344
صُحُفٍ مُطَهَرَه
به سند زیارت عاشورا راوی از امام محمد باقر علیه السلام می پرسد چگونه یکدیگر را در روز عاشورا تعزیت بگویند، فرمود که مى‌گویند:
أعْظَمَ اللَّهُ أُجُورَنَا بِمُصَابِنَا بِالْحُسَیْنِ علیه السلام وَ جَعَلَنَا وَ إِیَّاکُمْ مِنَ الطَّالِبِینَ بِثَارِهِ مَعَ وَلِیِّهِ الْإِمَامِ الْمَهْدِیِّ مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ عَلَیْهِمُ السَّلاَمُ.
یعنى بزرگ فرماید خداوند اجرهاى ما را در مصیبت ما بر حسین علیه السلام و ما و شما را از خواهندگان خون او با ولی او امام مهدى از آل محمد علیهم السلام قرار دهد!
صُحُفٍ مُطَهَرَه