صُحُفٍ مُطَهَّرَه

احادیث اهل بیت علیهم السلام در موضوعات مختلف
مشخصات بلاگ
صُحُفٍ مُطَهَّرَه

عمده مطالب این سایت که با نام نویسنده "صُحُفٍ مُطَهَّرَه" مشخص شده است برگرفته از کانال تلگرام به نشانی (https://t.me/sohof2) و در جهت نشر احادیث اهل بیت علیهم السلام می باشد.

نویسندگان

۱۰ مطلب در خرداد ۱۳۹۶ ثبت شده است


در زیارت مخصوصه امیر المومنین علیه السلام می خوانیم:
لَعَنَ اللَّهُ مَنْ قَتَلَکَ وَ لَعَنَ اللَّهُ مَنْ خَالَفَکَ وَ لَعَنَ اللَّهُ مَنِ افْتَرَى عَلَیْکَ وَ لَعَنَ اللَّهُ مَنْ ظَلَمَکَ وَ غَصَبَکَ وَ غَصَبَ حَقَّکَ وَ لَعَنَ اللَّهُ مَنْ بَلَغَهُ ذَلِکَ فَرَضِیَ بِهِ إِنَّا إِلَى اللَّهِ مِنْهُمْ بُرَآءُ لَعَنَ اللَّهُ أُمَّةً خَالَفَتْکَ وَ أُمَّةً جَحَدَتْ وَلَایَتَکَ وَ تَظَاهَرَتْ عَلَیْکَ وَ قَتَلَتْکَ وَ حَادَتْ عَنْکَ وَ خَذَلَتْکَ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی جَعَلَ النَّارَ مَثْوَاهُمْ وَ بِئْسَ الْوِرْدُ الْمَوْرُودُ.
(خدا لعنت کند آنکه تو را شهید کرد و خدا لعنت کند آنکس که با تو مخالفت نمود و خدا لعنت کند آنکس را که بر تو افترا بست و خدا لعنت کند آنان را که به تو ظلم و ستم کردند و حق تو را غصب کردند و خدا لعنت کند آنکس را این خبر به او رسید راضى و شادمان گردید. ما از آنان به درگاه خدا بیزارى مى ‏جوییم، خدا لعنت کند امتى را که با تو مخالفت کرد و مقام ولایتت را انکار نمود و بر علیه تو همدست شدند و به قتل تو برخاستند و راه خلق را بسوى تو بستند و تو را مخذول و خوار داشتند. سپاس خداى را که آتش دوزخ را مأواى آنان کرد که بسیار بد منزلگاهى است براى واردانش)

حال مولوی صوفی در مثنویش در راستای جبراندیشی صوفیانه “ابن ‏ملجم”، شکافنده شریان‏های مقدس امیرالمؤمنین علیه السلام را ، آلت حق مى ‏شمارد، و بزرگ جنایت او را ـ که روی تاریخ بشریت را سیاه کرده است ـ غیر قابل طعن و ملامت مى ‏داند:

من همی گویم بر او جف القلم    
ز این قلم بس سرنگون گردد علم

 لیک بى‏ غم شو شفیع تو منم
خواجه روحم نه مملوک تنم

مثنوی، تصحیح: استعلامی، محمد، دفتر یکم، ۳۸۶۶


وی همچنین از زبان امام علی (علیه السلام) خطاب به ابن ملجم می گوید:

هیچ بغضی نیست در جانم ز تو
زانک این را من نمی دانم زتو

آلت حقی تو فاعل، دست حق
چون زنم بر آلت حق طعن و دق

مثنوی معنوی/ دفتر اول/ص۱۹۰


جای بسی تاسف دارد افرادی که ادعای ولایت مولای متقیان را دارند همین مثنوی را اصول اصول اصول دین می دانند و برای صوفی ملعونی همچون مولوی بزرگداشت می گیرند!

هو الهادی
صبح شهادت امیرالمؤمنین علیه السلام امام حسن بن علی علیه السلام خطبه خواند و پس از حمد و ثناء و صلوات فرمود: «دیشب مردی از دنیا رفت که گذشتگان با هیچ کاری بر او پیشی نگرفتند و آیندگان نیز با هیچ عملی به او نخواهند رسید. همراه رسول خدا صلی الله علیه و آله جهاد می کرد و او را به جان خویش، حفظ می نمود. رسول خدا صلی الله علیه و آله او را با پرچم خویش روانه می ساخت؛ پس جبرئیل او را از راست در بر می گرفت و میکائیل از چپ. باز نمی گشت تا خداوند به دست او فتح کند. در شبی از دنیا رفت که عیسی بن مریم به آسمان رفت و یوشع بن نون وصی موسی در گذشت. هیچ دینار و درهمی باقی نگذاشت مگر هفتصد درهم که از سهمش از بیت المالش آمده بود و می خواست با آن خادمی برای خانواده اش بخرد.»
سپس بسیار گریست و مردم نیز با او گریستند. سپس فرمود: «منم پسر بشارت دهنده. منم پسر انذار کننده. منم پسر آن کسی که به اذن خدا مردم را به سوی خدا می خواند. منم پسر چراغ فروزان و روشنی بخش. من از خاندانی هستم که خداوند ناپاکی را از آنان برده و آنان را پاک نموده است. من از خاندانی هستم که خداوند محبت آنان را در کتاب خود واجب گردانده است. خداوند فرموده است: «قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبى‏ وَ مَنْ یَقْتَرِفْ حَسَنَةً نَزِدْ لَهُ فِیها حُسْناً» پس حسنة، دوستی ما اهل بیت است.»

رَوَى أَبُو مِخْنَفٍ لُوطُ بْنُ یَحْیَى قَالَ حَدَّثَنِی أَشْعَثُ بْنُ سَوَّارٍ عَنْ أَبِی إِسْحَاقَ السَّبِیعِیِّ وَ غَیْرِهِ قَالُوا: خَطَبَ الْحَسَنُ بْنُ عَلِیٍّ ع صَبِیحَةَ اللَّیْلَةِ الَّتِی قُبِضَ فِیهَا أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ ع‏ فَحَمِدَ اللَّهَ وَ أَثْنَى عَلَیْهِ وَ صَلَّى عَلَى رَسُولِ اللَّهِ ص ثُمَّ قَالَ: لَقَدْ قُبِضَ فِی هَذِهِ اللَّیْلَةِ رَجُلٌ لَمْ‏ یَسْبِقْهُ‏ الْأَوَّلُونَ‏ بِعَمَلٍ وَ لَا یُدْرِکُهُ الْآخِرُونَ بِعَمَلٍ لَقَدْ کَانَ یُجَاهِدُ مَعَ رَسُولِ اللَّهِ فَیَقِیهِ بِنَفْسِهِ وَ کَانَ رَسُولُ اللَّهِ ص یُوَجِّهُهُ بِرَایَتِهِ فَیَکْنُفُهُ جَبْرَئِیلُ عَنْ یَمِینِهِ وَ مِیکَائِیلُ عَنْ یَسَارِهِ فَلَا یَرْجِعُ حَتَّى یَفْتَحَ اللَّهُ عَلَى یَدَیْهِ وَ لَقَدْ تُوُفِّیَ ع فِی اللَّیْلَةِ الَّتِی عُرِجَ فِیهَا بِعِیسَى ابْنِ مَرْیَمَ ع وَ فِیهَا قُبِضَ یُوشَعُ بْنُ نُونٍ وَصِیُّ مُوسَى وَ مَا خَلَّفَ صَفْرَاءَ وَ لَا بَیْضَاءَ إِلَّا سَبْعَمِائَةِ دِرْهَمٍ فَضَلَتْ مِنْ عَطَائِهِ أَرَادَ أَنْ یَبْتَاعَ بِهَا خَادِماً لِأَهْلِهِ ثُمَّ خَنَقَتْهُ الْعَبْرَةُ فَبَکَى وَ بَکَى النَّاسُ مَعَهُ. ثُمَّ قَالَ أَنَا ابْنُ الْبَشِیرِ أَنَا ابْنُ النَّذِیرِ أَنَا ابْنُ الدَّاعِی إِلَى اللَّهِ بِإِذْنِهِ أَنَا ابْنُ السِّرَاجِ الْمُنِیرِ أَنَا مِنْ أَهْلِ بَیْتٍ أَذْهَبَ اللَّهُ عَنْهُمُ الرِّجْسَ وَ طَهَّرَهُمْ تَطْهِیراً أَنَا مِنْ أَهْلِ بَیْتٍ افْتَرَضَ اللَّهُ حُبَّهُمْ فِی کِتَابِهِ فَقَالَ عَزَّ وَ جَلَ‏ قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبى‏ وَ مَنْ یَقْتَرِفْ حَسَنَةً نَزِدْ لَهُ فِیها حُسْناً فَالْحَسَنَةُ مَوَدَّتُنَا أَهْلَ الْبَیْتِ.
الإرشاد فی معرفة حجج الله على العباد؛ مؤسسة آل البیت علیهم السلام؛ ج‏2؛ ص7، و نیز الکافی، الاسلامیة، ج1، ص457، ح8 به سند دیگر از امام باقر ع.
صُحُفٍ مُطَهَرَه
از ابو العلا خفاف، از ابى سعید عقیصا نقل کرده اند که وى گفت: محضر مبارک حسن بن على بن ابى طالب (علیهم السلام) عرض کردم: اى فرزند رسول خدا براى چه با معاویه مداهنه و صلح نمودید و حال آن که مى‏ دانستید حقّ مال شما است نه مال او و نیز مى‏ دانستید که معاویه گمراه و ستمگر است؟
حضرت فرمودند: آیا بعد از پدرم علیه السلام من حجّت خدا بر مردم و امام ایشان نیستم؟
عرضه داشتم: چرا؟
فرمود: آیا مگر من نه آن کسى هستم که رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله درباره من و برادرم فرمودند: حسن و حسین دو امام بوده چه قیام کرده و چه بنشینند؟
عرض کردم: آرى همین طور است.
فرمود: پس من امام بوده چه قیام کنم و چه بنشینم، اى ابا سعید به همان علّتى که پیامبر خدا صلّى اللَّه علیه و آله با بنى ضمره و بنى اشجع و با اهل مکّه هنگام برگشت از حدیبیّه صلح فرمودند من نیز با معاویه صلح نموده ‏ام، آنها که رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله با ایشان صلح فرمود بنصّ کتاب کافر بودند و معاویه و اصحابش به مقتضاى تأویل قرآن کافر مى ‏باشند، اى ابا سعید وقتى من امام از جانب خدا بودم نباید رأى مرا تخطئه کنى و عملى را که انجام داده ‏ام چه مداهنه و صلح بوده و چه محاربه و جنگ باشد مى‏ باید بپذیرى اگر چه حکمت کردار من بر تو مخفى و مشتبه باشد، مگر نمى ‏بینى جناب خضر علیه السلام وقتى کشتى را شکافت و جوان را کشت و دیوار را تعمیر کرد و بپا داشت موسى به غضب آمد و از کردارش سخت برآشفت، جهت غضبناک شدن موسى این بود که حکمت عمل خضر بر او مخفى بود تا آن که خضر علیه السلام آن را بازگو کرد و موسى راضى گشت، عمل و کردار من نیز همین طور مى‏ باشد یعنى از عمل و فعل من خرسند نبوده بلکه غضبناک هستند زیرا حکمت آن بر شما پنهان مى ‏باشد و آن این است که اگر من غیر از این مى ‏نمودم یک نفر از شیعیان ما روى زمین باقى نمى‏ ماند مگر آن که او را مى‏ کشتند.
عَنْ أَبِی سَعِیدٍ عَقِیصَا قَالَ: قُلْتُ لِلْحَسَنِ بْنِ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ (علیهم السلام) یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ لِمَ دَاهَنْتَ مُعَاوِیَةَ وَ صَالَحْتَهُ وَ قَدْ عَلِمْتَ أَنَّ الْحَقَّ لَکَ دُونَهُ وَ أَنَّ مُعَاوِیَةَ ضَالٌّ بَاغٍ فَقَالَ یَا أَبَا سَعِیدٍ أَ لَسْتُ حُجَّةَ اللَّهِ تَعَالَى ذِکْرُهُ عَلَى خَلْقِهِ وَ إِمَاماً عَلَیْهِمْ بَعْدَ أَبِی ع قُلْتُ بَلَى قَالَ أَ لَسْتُ الَّذِی قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص لِی وَ لِأَخِی الْحَسَنُ وَ الْحُسَیْنُ إِمَامَانِ قَامَا أَوْ قَعَدَا قُلْتُ بَلَى- قَالَ فَأَنَا إِذَنْ إِمَامٌ لَوْ قُمْتُ وَ أَنَا إِمَامٌ إِذْ لَوْ قَعَدْتُ یَا أَبَا سَعِیدٍ عِلَّةُ مُصَالَحَتِی لِمُعَاوِیَةَ عِلَّةُ مُصَالَحَةِ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه واله وسلم) لِبَنِی ضَمْرَةَ وَ بَنِی أَشْجَعَ وَ لِأَهْلِ مَکَّةَ حِینَ انْصَرَفَ مِنَ الْحُدَیْبِیَةِ أُولَئِکَ کُفَّارٌ بِالتَّنْزِیلِ وَ مُعَاوِیَةُ وَ أَصْحَابُهُ کُفَّارٌ بِالتَّأْوِیلِ یَا أَبَا سَعِیدٍ إِذَا کُنْتُ إِمَاماً مِنْ قِبَلِ اللَّهِ تَعَالَى ذِکْرُهُ لَمْ یَجِبْ أَنْ یُسَفَّهَ رَأْیِی فِیمَا أَتَیْتُهُ مِنْ مُهَادَنَةٍ أَوْ مُحَارَبَةٍ وَ إِنْ کَانَ وَجْهُ الْحِکْمَةِ فِیمَا أَتَیْتُهُ مُلْتَبِساً أَ لَا تَرَى الْخَضِرَ ع لَمَّا خَرَقَ السَّفِینَةَ وَ قَتَلَ الْغُلَامَ وَ أَقَامَ الْجِدَارَ سَخِطَ مُوسَى ع فِعْلَهُ لِاشْتِبَاهِ وَجْهِ الْحِکْمَةِ عَلَیْهِ حَتَّى أَخْبَرَهُ فَرَضِیَ هَکَذَا أَنَا سَخِطْتُمْ عَلَیَّ بِجَهْلِکُمْ بِوَجْهِ الْحِکْمَةِ فِیهِ وَ لَوْ لَا مَا أَتَیْتُ لَمَا تُرِکَ مِنْ شِیعَتِنَا عَلَى وَجْهِ الْأَرْضِ أَحَدٌ إِلَّا قُتِلَ.
علل الشرائع، شیخ صدوق ره؛ ط- داوری؛ جلد1؛ صفحه211، به سند ضعیف. و در همین باب کتاب به سندی قوی تر در تأیید بخش پایانی خبر آمده است.
صُحُفٍ مُطَهَرَه
شیخ مفید روایت نموده در زمانی که امام صادق علیه السلام در حیره بودند، زراره بر ایشان وارد شد. زراره گوید: وقتی نماز عصر خواندیم به حضرت عرص کردم، اجازه می دهید که من بروم؟ حضرت فرمود: چرا عجله داری؟ گفت: جمعی از موالیان شما برای افطار نزد من هستند. پس فرمود: «ای زراره بشتاب بشتاب بشتاب» سپس رو به عقبه نموده و فرمود هرکس مومنی را افطاری دهد، کفاره گناهش تا یک سال خواهد بود، و هرکس دو تن را افطاری دهد، حق بر خداوند است که او را داخل بهشت گرداند.
رُوِیَ‏ أَنَّ زُرَارَةَ دَخَلَ عَلَى أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع وَ هُوَ بِالْحِیرَةِ قَالَ فَلَمَّا صَلَّیْتُ الْعَصْرَ قُلْتُ‏  جُعِلْتُ فِدَاکَ لِی حَاجَةٌ فَأْذَنْ‏  لِی أَنْ‏ أَذْهَبَ قَالَ وَ مَا عَجَلَتُکَ‏  قُلْتُ قَوْمٌ مِنْ مَوَالِیکَ یُفْطِرُونَ عِنْدِی فَقَالَ یَا زُرَارَةُ بَادِرْ بَادِرْ بَادِرْ  ثَلَاثاً ثُمَ‏  أَقْبَلَ عَلَى عُقْبَةَ فَقَالَ‏  یَا عُقْبَةُ مَنْ‏  فَطَّرَ مُؤْمِناً کَانَ کَفَّارَةً لِذَنْبِهِ إِلَى قَابِلٍ وَ مَنْ فَطَّرَ اثْنَیْنِ کَانَ حَقّاً عَلَى اللَّهِ أَنْ یُدْخِلَهُ الْجَنَّةَ . المقنعة، ص: 343، باب 8 فضل التطوع بالخیرات وتفطیر أهل الإیمان فی شهر رمضان.
امام کاظم علیه السلام فرمود: افطار دادنت به برادر روزه دارت، از روزه ات با فضیلت تر است.
البرقی، عَنْ سَعْدَانَ عَنْ مُوسَی بْنِ بَکْرٍ عَنْ أَبِی الْحَسَنِ مُوسَی علیه‌السلام قَالَ: فِطْرُکَ أَخَاکَ الصَّائِمَ أَفْضَلُ مِنْ صِیَامِکَ .المحاسن ص 396، الکافی (ط - الإسلامیة)، ج‏4، ص: 68، تهذیب الأحکام (تحقیق خرسان)، ج‏4، ص: 201
صُحُفٍ مُطَهَرَه

عیص بن قاسم گفت: از امام صادق علیه السلام شنیدم که می فرمود: بر شما باد به تقوای الهی، مواظب خودتان باشید؛ زیرا سزاوارترین کسی که باید مواظب آن باشید خود شما هستید؛ هرگاه برای یکی از شما دو جان بود که یکی را مقدّم می داشت و تجربه می آموخت و با دیگری به استقبال توبه می رفت (خوب) بود، ولی آدمی یک جان دارد که هرگاه برود، به خدا سوگند، توبه (نیز) رفته است.
اگر از خاندان ما به سراغ شما آمد تا شما را به شخص پسندیده از آل محمّد صلی الله علیه و آله فراخواند، پس ما شما را گواه می گیریم که راضی نیستیم؛ امروز در حالی که او تنها و بی کس است از ما فرمان نمی برد، چه رسد به زمانی که پرچم ها و بیرق ها برافراشته شود، که در آن حال سزاوار تر است که سخن ما را نپذیرد!

بأسانید متعددة عن العیص بن القاسم، قال: سمعت أباعبد اللّه علیه السلام یقول: «إتَّقُوا اللَّهَ وَ انْظُرُوا لِأَنْفُسِکُمْ فَإِنَّ أَحَقَّ مَنْ نَظَرَ لَهَا أَنْتُمْ لَوْ کَانَ لِأَحَدِکُمْ نَفْسَانِ فَقَدَّمَ إِحْدَاهُمَا وَ جَرَّبَ بِهَا اسْتَقْبَلَ التَّوْبَةَ بِالْأُخْرَى کَانَ وَ لَکِنَّهَا نَفْسٌ وَاحِدَةٌ إِذَا ذَهَبَتْ فَقَدْ وَ اللَّهِ ذَهَبَتِ التَّوْبَةُ إِنْ أَتَاکُمْ مِنَّا آتٍ لِیَدْعُوَکُمْ إِلَى الرِّضَا مِنَّا فَنَحْنُ نُشْهِدُکُمْ أَنَّا لَا نَرْضَى إِنَّهُ لَا یُطِیعُنَا الْیَوْمَ وَ هُوَ وَحْدَهُ وَ کَیْفَ یُطِیعُنَا إِذَا ارْتَفَعَتِ الرَّایَاتُ وَ الْأَعْلَامُ.»
علل الشرائع، ج‏2، ص: 578، الکافی (ط - الإسلامیة)، ج‏8، ص: 264/ 381 به سند صحیح.

در ادامه روایت کامل تر کتاب شریف کافی، حضرت از استناد کردن به قیام زید نهی کرده (لَا تَقُولُوا خَرَجَ‏ زَیْدٌ) و فرموده اند به صاحب حق در ماه رجب روی آورید، (که تا ماه رمضان پیوستن به آن نیز اشکالی ندارد) و علامت آن سفیانی است. (همان)

هم چنین روایات متعددی در نهی زید از قیام، (رجال الکشی، ص: 360، الأمالی للصدوق، ص: 40 ) و یا تأیید احتجاج های بزرگان اصحاب مانند زراره‌ها و مؤمن‌الطاق‌ها در برابر زید، (رجال الکشی، ص: 153 و ص: 186/ 328 و الکافی، ج‏1، ص174 به سند صحیح) و عدم همراهی ایشان با او (رجال النجاشی، ص: 183/ 484) در دست است؛ که البته با جلالت و نیت خیر مرحوم زید بن علی و استضعاف احتمالی او منافاتی ندارد. (ر.ک معانی الأخبار، ص: 392/ 39)

اما باید دانست که زیدیه بر خلاف زید با شیعه دشمنی می ورزیدند. (الکافی، ج‏8، ص: 235)

بزرگان زیدیه با ادعای ظلم ستیزی بر بزرگان امامیه طعن زده و می‌گفتند امام کسی نیست که در خانه بنشیند! امام باید وسط میدان باشد! (رجال الکشی، ص: 416/ 788)

اما ائمه‌ی امامیه علیهم السلام در روایات بیشماری پاسخ آنان را داده و موضع صحیح را تبیین فرموده اند. (الکافی، ج‏8، ص: 264/ 383، الغیبة للنعمانی، ص: 194، وسائل الشیعة، ج‏15، ص: 45 و 50 و...)

صُحُفٍ مُطَهَرَه
امام صادق علیه السلام: روزه، فقط از خوردن و نوشیدن نیست. سزاوار است انسان زبان خود، و جوارح و جمیع اعضائش را از گفتار بیهوده و باطل در ماه رمضان و در دیگر ماهها (آن گاه که روزه دار است) حفظ نماید.
عن ابی عبد الله علیه السلام: لَیْسَ الصَّوْمُ مِنَ الطَّعَامِ وَ الشَّرَابِ وَ الْإِنْسَانُ یَنْبَغِی لَهُ أَنْ یَحْفَظَ لِسَانَهُ وَ جَارِحَتَهُ وَ جَمِیعَ أَعْضَائِهِ مِنْ قَوْلِ اللَّغْوِ وَ الْبَاطِلِ فِی شَهْرِ رَمَضَانَ وَ غَیْرِهِ یَعْنِی إِذَا کَانَ صَائِماً فِی غَیْرِهِ.

النوادر للاشعری ص ۲۴ و مانند آن در التهذیب

صُحُفٍ مُطَهَرَه
 أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ عَنْ عَلِیِّ بْنِ أَسْبَاطٍ عَنِ الْحَکَمِ بْنِ مِسْکِینٍ قَالَ حَدَّثَنَا عَمْرُو بْنُ شِمْرٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام یَقُولُ کَانَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ صَلَوَات‏ اللَّهِ عَلَیْهِ إِذَا أَهَلَّ هِلَالَ شَهْرِ رَمَضَانَ أَقْبَلَ إِلَى الْقِبْلَةِ ثُمَّ قَالَ:
اللَّهُمَّ أَهِلَّهُ عَلَیْنَا بِالْأَمْنِ وَ الْإِیمَانِ وَ السَّلَامَةِ وَ الْإِسْلَامِ وَ الْعَافِیَةِ الْمُجَلِّلَةِ اللَّهُمَّ ارْزُقْنَا صِیَامَهُ وَ قِیَامَهُ وَ تِلَاوَةَ الْقُرْآنِ فِیهِ اللَّهُمَّ سَلِّمْهُ لَنَا وَ تَسَلَّمْهُ مِنَّا وَ سَلِّمْنَا فِیهِ.


عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنْ إِسْمَاعِیلَ بْنِ مَرَّارٍ عَنْ یُونُسَ عَنْ مُعَاوِیَةَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام أَنَّهُ کَانَ إِذَا أَهَلَّ هِلَالَ شَهْرِ رَمَضَانَ قَالَ :
اللَّهُمَّ أَدْخِلْهُ عَلَیْنَا بِالسَّلَامَةِ وَ الْإِسْلَامِ وَ الْیَقِینِ وَ الْإِیمَانِ وَ الْبِرِّ وَ التَّوْفِیقِ لِمَا تُحِبُّ وَ تَرْضَى.


یُونُسُ عَنْ عَلِیِّ بْنِ أَبِی حَمْزَةَ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: إِذَا حَضَرَ شَهْرُ رَمَضَانَ فَقُلِ:
اللَّهُمَّ قَدْ حَضَرَ شَهْرُ رَمَضَانَ وَ قَدِ افْتَرَضْتَ عَلَیْنَا صِیَامَهُ وَ أَنْزَلْتَ فِیهِ الْقُرْآنَ هُدىً لِلنَّاسِ وَ بَیِّناتٍ مِنَ الْهُدى‏ وَ الْفُرْقانِ اللَّهُمَّ أَعِنَّا عَلَى صِیَامِهِ اللَّهُمَّ تَقَبَّلْهُ مِنَّا وَ سَلِّمْنَا فِیهِ وَ تَسَلَّمْهُ مِنَّا فِی یُسْرٍ مِنْکَ وَ عَافِیَةٍ إِنَّکَ عَلى‏ کُلِّ شَیْ‏ءٍ قَدِیرٌ یَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِینَ.

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج‏4، ص: 74 بَابُ مَا یُقَالُ فِی مُسْتَقْبَلِ شَهْرِ رَمَضَان‏، احادیث 4، 5، 6 در همین باب دعاهای متعدد دیگری نیز وجود دارد.
صُحُفٍ مُطَهَرَه
رمضان نامی است از نام های خداوند عزّ و جلّ؛ بنابراین نباید گفت: «رمضان آمد» ، «رمضان رفت» ، «رمضان پیش آمد». ماه رمضان، ماه خدا است و به او اضافه و نسبت داده شده است. (یعنی «شهر رمضان» مضاف و مضاف الیه است به معنای «شهر الله».)
امام رضا علیه السلام فرمود:  «إِنَّ رَمَضَانَ‏ اسْمٌ‏ مِنْ أَسْمَاءِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَلَا یُقَالُ لَهُ جَاءَ وَ ذَهَبَ وَ اسْتَقْبَلَ وَ الشَّهْرُ شَهْرُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ هُوَ مُضَافٌ إِلَیْهِ.»
فضائل الأشهر الثلاثة؛ شیخ صدوق؛ مکتبة داوری ؛ ص98
بنابر روایات بسیار «رمضان» نام خداوند است و «شهر رمضان» به معنای «ماه خدا» است. بنابراین باید حرمت این نام مانند دیگر نام های خداوند رعایت شود. مثلاً نباید به جای «رمضان» گفت: «رمضون».
صُحُفٍ مُطَهَرَه
از عبدالسلام بن صالح هروی نقل شده که می گوید: «در آخرین جمعه شعبان به دیدن ابی الحسن علی بن موسی الرضا علیه السلام رفتم، حضرت فرمودند: ای ابوصلت! بیشتر شعبان گذشته است و این، آخرین جمعه از آن است؛ پس در آنچه از آن مانده، کوتاهی هایت را در آنچه گذشته است، جبران کن. به کاری روی آور که برایت مفید باشد و آنچه را بیهوده است و به تو مربوط نیست، واگذار. زیاد دعا و استغفار و تلاوت قرآن داشته باش و از گناهانت به درگاه خدا توبه کن، تا در حالی ماه خدا سوی تو آید که برای خدا خالص شده باشی. هیچ امانتی را بر عهده خویش باقی نگذار، مگر آن که ادا کرده باشی و هیچ کینه ای را در دلت نسبت به مومنی نگاه مدار، مگر آن که از دل به در آورده باشی، و هیچ گناهی را که مرتکب می شدی، رها مکن، مگر این که از آن، دست برداشته باشی.
از خدا پروا کن و در نهان و آشکار کارت، بر او توکل کن؛ و هر کس بر خدا توکل کند، او برایش بس است. خداوند، فرمان خویش را پیش خواهد برد. به یقین خداوند برای هر چیزی اندازه ای قرار داده است. و در باقی مانده این ماه، زیاد بگو:«اللَّهُمَّ إِنْ لَمْ تَکُنْ قَدْ غَفَرْتَ لَنَا فِی مَا مَضَى مِنْ شَعْبَانَ فَاغْفِرْ لَنَا فِیمَا بَقِیَ مِنْهُ خدایا ! اگر ما را در آنچه از شعبان گذشته است، نیامرزیده ای، پس ما را در باقیمانده آن ببخشای!»
همانا خداوند متعال، در این ماه به احترام ماه رمضان، بسیاری را از آتش آزاد می کند.


عیون اخبار الرضا علیه السلام، 198/51/2.
صُحُفٍ مُطَهَرَه
حضرت فاطمه علیها السلام: اى اباالحسن! من از پروردگارم شرم دارم که چیزى از تو درخواست کنم که توان برآوردن آن را نداشته باشى.
عن فاطمة الزهراء: یا أباالحَسَنِ! إنّی لأَستَحیی مِن إلهی أن اُکَلِّفَ نَفسَکَ مالاتَقدِرُ عَلَیهِ؛
تفسیر فرات الکوفی، ص: 83. مناقب آل أبی طالب علیهم السلام (لابن شهرآشوب)، ج‏2، ص: 77 رَوَتِ الْخَاصَّةُ وَ الْعَامَّةُ مِنْهُمْ ابْنُ شَاهِینٍ الْمَرْوَزِیُّ وَ ابْنُ شِیرَوَیْهِ الدَّیْلَمِیُّ عَنِ‏ الْخُدْرِیِّ وَ أَبِی هُرَیْرَة...
صُحُفٍ مُطَهَرَه