صُحُفٍ مُطَهَّرَه

احادیث اهل بیت علیهم السلام در موضوعات مختلف
مشخصات بلاگ
صُحُفٍ مُطَهَّرَه

عمده مطالب این سایت که با نام نویسنده "صُحُفٍ مُطَهَّرَه" مشخص شده است برگرفته از کانال تلگرام به نشانی (https://t.me/sohof2) و در جهت نشر احادیث اهل بیت علیهم السلام می باشد.

نویسندگان

۹۱ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «امام» ثبت شده است

سلیم از امیر مومنان نقل می کند که در پاسخ به پرسش از معناى سنّت، بدعت، وحدت و تفرقه فرمودند: به خدا سوگند، سنّت، همان سنّت محمّد صلى‏ الله ‏علیه‏ و ‏آله است. و بدعت آنچه خلاف آن باشد .و به خدا قسم، وحدت، همراهی با اهل حق است هر چند اندک باشند و تفرقه، همدستى با اهل باطل است هر چند بسیار باشند.

و قَدْ سُئِلَ عَنْ تَفسیرِ السُّنَّةِ وَ الْبِدْعَةِ وَ الْجَماعَةِ وَ الْفُرْقَهِ ـ : اَلسُّنَّةُ ـ و اللّه‏ِ ـ سُنَّةُ مُحمِّدٍ صلى ‏الله‏ علیه ‏و ‏آله وَ الْبِدْعَةُ ما فارَقَها وَ الْجَماعَةُ ـ وَ اللّه‏ِ ـ مُجامَعَةُ اَهْلِ الْحَقِّ وَ اِنْ قَلّوا وَ الْفُرقَةُ مُجامَعَةُ اَهْلِ الْباطِلِ وَ اِنْ کَثُروا؛
کتاب سلیم بن قیس الهلالی ج‏ ۲ ، صفحه ۹۶۴

و در الإحتجاج على أهل اللجاج(للطبرسی)، ج‏1، ص: 168 از یَحْیَى بْنُ عَبْدِ اللَّهِ‏ بْنِ الْحَسَنِ المثنّی از پدرش از امیر المؤمنین ع مشابه آن روایت شده است:

 ... أَمَّا إِذَا سَأَلْتَنِی فَافْهَمْ عَنِّی وَ لَا عَلَیْکَ أَنْ تَسْأَلَ عَنْهَا أَحَداً بَعْدِی أَمَّا أَهْلُ الْجَمَاعَةِ فَأَنَا وَ مَنْ تَبِعَنِی وَ إِنْ قَلُّوا وَ ذَلِکَ الْحَقُّ عَنْ أَمْرِ اللَّهِ تَعَالَى وَ عَنْ أَمْرِ رَسُولِهِ وَ أَهْلُ الْفُرْقَةِ الْمُخَالِفُونَ لِی وَ لِمَنِ اتَّبَعَنِی وَ إِنْ کَثُرُوا وَ أَمَّا أَهْلُ السُّنَّةِ فَالْمُتَمَسِّکُونَ بِمَا سَنَّهُ اللَّهُ لَهُمْ وَ رَسُولُهُ وَ إِنْ قَلُّوا وَ أَمَّا أَهْلُ الْبِدْعَةِ فَالْمُخَالِفُونَ لِأَمْرِ اللَّهِ وَ لِکِتَابِهِ وَ لِرَسُولِهِ الْعَامِلُونَ بِرَأْیِهِمْ وَ أَهْوَائِهِمْ وَ إِنْ کَثُرُوا وَ قَدْ مَضَى مِنْهُمُ الْفَوْجُ الْأَوَّلُ وَ بَقِیَتْ أَفْوَاجٌ وَ عَلَى اللَّهِ قَبْضُهَا وَ اسْتِیصَالُهَا عَنْ جَدَدِ الْأَرْض.

که خلاصه آن چنین است:

اهل جماعت=امام و شیعیان

اهل تفرقه=مخالفِ امام و شیعیان

اهل سنت=متمسکین به سنت خدا و رسولش

اهل بدعت=مخالفین با امر خدا و رسولش و عامل به رای و هوی خودشان

صُحُفٍ مُطَهَرَه
بخشی از دعای افتتاح

اللَّهُمَّ إِنَّا نَشْکُو إِلَیْکَ فَقْدَ نَبِیِّنَا وَ غَیْبَةَ وَلِیِّنَا وَ شِدَّةَ الزَّمَانِ عَلَیْنَا وَ وُقُوعَ الْفِتَنِ بِنَا وَ تَظَاهُرَ الْأَعْدَاءِ عَلَیْنَا وَ کَثْرَةَ عَدُوِّنَا وَ قِلَّةَ عَدَدِنَا اللَّهُمَّ فَافْرُجْ ذَلِکَ بِفَتْحٍ مِنْکَ تُعَجِّلُهُ وَ نَصْرٍ مِنْکَ تُعِزُّهُ وَ إِمَامِ عَدْلٍ تُظْهِرُه‏...
بار الها! به درگاه تو از فقدان پیامبر و غیبت ولىّ خود و سختى زمانه و وقوع فتنه ‏ها و چیرگى دشمنان و کثرت دشمنان و کمى عددمان شکایت مى ‏کنیم. بار الها! با فتح عاجل و نصرت عزّتمند خود و امام عادلى که ظاهر مى‏ سازى‏ فرج را برسان‏...
کمال الدین و تمام النعمة، ج‏2، ص: 514، در توقیعات وارده از حضرت

بنا بر روایات و آیات بسیار، مقدار، بلکه اکثریت و چیره بودن هرگز ملاک و معیار حق نیست.

آیات: اکثر الناس لا یعلمون، اکثرهم یجهلون، اکثرهم لا یومنون. و ما اکثر الناس و لو حرصت بمومنین. و ما یومن اکثرهم بالله الا و هم مشرکون...

و حتی بسیاری از آیات انبیاء حاکی از کمی اهل حق است.

روایات بسیار مانند: در راه هدایت از کمی اهل آن وحشت نکنید.
لا تستوحشوا فی طریق الهدی لقلة اهله...
الغارات، المسترشد، الغیبة للنعمانی، نهج البلاغه عن امیر المومنین ع.

صُحُفٍ مُطَهَرَه
امام صادق علیه السّلام فرمودند:ای شیعیان، (که به ما منسوب هستید) مایه زینت ما باشید نه مایه آبرو ریزی ما. با مردم نیک سخن بگویید، و از سخن بیهوده و زشت بپرهیزید.1

امام صادق سلام الله علیه در پاسخ به پرسش از معناى خوش اخلاقى فرمودند: نرمخو و مهربان باشى، گفتارت پاکیزه و مؤدبانه باشد و با برادرت با خوشرویى برخورد کنى.2


رسول خدا صلی الله علیه و آله:داناترین مردم کسى است که با مردم بیشتر مدارا کند و خوارترین مردم کسى است که به مردم اهانت کند.3

امام صادق سلام الله علیه فرمودند: مردم را با رفتارتان [به دین] فرا خوانید.4

1.یَا مَعْشَرَ الشِّیعَةِ کُونُوا لَنَا زَیْناً وَ لَا تَکُونُوا لَنَا شَیْناً قُولُوا لِلنَّاسِ حُسْناً وَ احْفَظُوا أَلْسِنَتَکُمْ وَ کُفُّوهَا عَنِ الْفُضُولِ وَ قُبْحِ الْقَوْلِ. الأمالی( للصدوق)، ص: 400، الحکایات (للمفید)، ص: 93، الأمالی (للطوسی)، ص: 440، مشکاة الأنوار، ص67 و بسیاری از کتب دیگر به اسناد مختلف.

2.مَا حَدُّ حُسْنِ الْخُلُقِ قَالَ تُلِینُ جَانِبَکَ وَ تُطِیبُ کَلَامَکَ وَ تَلْقَى أَخَاکَ بِبِشْرٍ حَسَن‏.
من لا یحضره الفقیه ج 4 ، ص 412 ،

3.اَعْقَلُ النّاسِ اَشَدُّهُمْ مُداراةً لِلنّاسِ،وَاَذَلُّ النّاسِ مَنْ اَهانَ النّاسَ.من لایحضره الفقیه،ج 4، ص 394.

4.کُونُوا دُعَاةَ النَّاسِ بِأَعْمَالِکُم‏. قرب الاسناد(ط-الحدیثه) ص 77 .

صُحُفٍ مُطَهَرَه
مجازات عبادت به روشی که خداوند دستور نداده:

امام صادق علیه السلام : یکی از بزرگان دین بنی اسرائیل آن قدر خداوند را عبادت کرد که مثل چوب باریک شد. خداوند به پیامبر آن زمان وحی کرد که به او بگو خداوند می فرماید: به عزت، بزرگی و عظمتم سوگند اگر آن قدر مرا عبادت کنی که مانند پیه در دیگ آب شوی، از تو قبول نخواهم کرد، مگر این که از دری که دستور داده ام بسوی من بیایی.1
عبادت شیطانی!!!
به سند معتبر از امام صادق علیه السلام: چون ابلیس به سجده برای آدم علیه السلام امر شد، گفت: پروردگارا به عزتت سوگند که اگر مرا از سجده برای آدم معاف بداری، چنان عبادتی تو را خواهم نمود که ابدا هرگز کسی تو را مثل آن عبادت نکرده باشد. خداوند تعالی فرمود: «براستی که من دوست دارم به آن نحو که اراده کرده ام عبادت شوم.»2

نکته ای که در روایات فوق هست، در روایات زیادی هم به این نحو آمده:
... عمل اندک در سنت، بهتر از عمل بسیار در بدعت است.3

و عمل مخالف سنت در واقع بدعت است.4

و لذاست که بنا بر روایات متواتر همواره باید کارمان را با کتاب و سنت تطبیق بدهیم، و صرف عبادت بلکه تعبد ظاهری اشخاص، دلیل بر جایگاه بالای آنان نیست. و حتی از جهت دیگر فرموده اند: به طولانی بودن رکوع و سجود افراد نگاه نکنید. (کافی1؛ باب1) چه برسد به  روش هایی که در شرع نیست!

قال الله: انما یتقبل الله من المتقین

1.عنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: عَبَدَ اللَّهَ حِبْرٌ مِنْ أَحْبَارِ بَنِی إِسْرَائِیلَ حَتَّى صَارَ مِثْلَ الْخِلَالِ فَأَوْحَى اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَى نَبِیِّ زَمَانِهِ قُلْ لَهُ وَ عِزَّتِی وَ جَلَالِی وَ جَبَرُوتِی لَوْ أَنَّکَ عَبَدْتَنِی حَتَّى تَذُوبَ کَمَا تَذُوبُ الْأَلْیَةُ فِی الْقِدْرِ مَا قَبِلْتُ مِنْکَ حَتَّى تَأْتِیَنِی مِنَ الْبَابِ الَّذِی أَمَرْتُکَ.
ثواب الاعمال و عقاب الاعمال ص۴۷۷ باب عقاب من اتی الله من غیر باب، بسند صحیح

2. عن الصادق ع:  أُمِرَ إِبْلِیسُ بِالسُّجُودِ لِآدَمَ فَقَالَ یَا رَبِّ وَ عِزَّتِکَ إِنْ أَعْفَیْتَنِی مِنَ السُّجُودِ لِآدَمَ ع لَأَعْبُدُکَ عِبَادَةً مَا عَبَدَکَ أَحَدٌ قَطُّ مِثْلَهَا قَالَ اللَّهُ جَلَّ جَلَالُهُ إِنِّی أُحِبُّ أَنْ أُطَاعَ مِنْ حَیْثُ أُرِید. قصص الأنبیاء للراوندی ص۴۳ بنقل از کتاب النبوة للصدوق ره عن ثقاته

3. إنَّ کُلَّ بِدْعَةٍ ضَلَالَةٌ وَ کُلَّ ضَلَالَةٍ سَبِیلُهَا إِلَى النَّارِ ... قَلِیلٌ فِی سُنَّةٍ خَیْرٌ مِنْ کَثِیرٍ فِی بِدْعَةٍ. (تهذیب الأحکام (تحقیق خرسان)، ج‏3، ص: 70)

4. أمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ ع: السُّنَّةُ مَا سَنَّ رَسُولُ اللَّهِ ص وَ الْبِدْعَةُ مَا أُحْدِثَ مِنْ بَعْدِه‏... (معانی الأخبار، ص: 155)

صُحُفٍ مُطَهَرَه
امام صادق (علیه السلام): آن کس که بدون بصیرت (و بى‏ شناخت و دانایى) عمل مى‏ کند، همچون کسى است که بر راه درست پیش نمى‏ رود، این است که هر چه تندتر برود از مقصود دورتر مى‏ شود.
عَنْ أَبِیهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ وَ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْمُغِیرَةِ عَنْ طَلْحَةَ بْنِ زَیْدٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع یَقُولُ‏ الْعَامِلُ‏ عَلَى‏ غَیْرِ بَصِیرَةٍ کَالسَّائِرِ عَلَى غَیْرِ طَرِیقٍ لَا یَزِیدُهُ سُرْعَةُ السَّیْرِ إِلَّا بُعْدا.

الکافی عن المحاسن، ج‏1، ص: 198/ 24

بر انسان عاقل لازم است، که آگاه به زمانش باشد....
أَبُو عَلِیٍّ الْأَشْعَرِیُّ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِیٍّ الْکُوفِیِّ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِیسَى عَنْ سَعِیدِ بْنِ یَسَارٍ عَنْ مَنْصُورِ بْنِ یُونُسَ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: فِی حِکْمَةِ آلِ دَاوُدَ عَلَى الْعَاقِلِ أَنْ یَکُونَ عَارِفاً بِزَمَانِهِ‏ مُقْبِلًا عَلَى شَأْنِهِ حَافِظاً لِلِسَانِهِ.
الکافی (ط - الإسلامیة)، ج‏2، ص: 116/ 20

صُحُفٍ مُطَهَرَه

امام سجّاد علیه السلام از رسول خدا صلی الله علیه و آله روایت کرد: هرکس مرد یا زن مؤمنی را خوار کند یا به خاطر فقر و نداری کوچک بشمرد؛ خداوند او را در روز قیامت شهره و رسوا می گرداند. و هر کس به مرد یا زن مؤمنی تهمت بزند یا درباره اش چیزی بگوید که در او نیست؛ خداوند او را بر تپه ای از آتش می ایستاند تا از [عهده یا گناه] آن چه گفته بیرون رود. و مؤمن نزد خداوند بزرگتر و گرامی تر از ملک مقرّب است و هیچ چیز نزد خدا دوست داشتنی تر از مرد یا زن مؤمن توبه کار نیست و مؤمن را در آسمان آن چنان می شناسند که انسان زن و فرزند خود را می شناسد.

عن علی بن الحسین عن أبیه عن جدّه قال: قال رسول الله صلّى اللّه علیه و سلّم: «من استذلّ مؤمنا أو مؤمنة أو حقّره لفقره و قلة ذات یده شهّره الله یوم القیامة ثم فضحه، و من بهت مؤمنا أو مؤمنة أو قال فیه ما لیس فیه، أقامه الله على تل من نار حتّى یخرج مما قال فیه، و إن المؤمن أعظم عند الله و أکرم علیه من ملک مقرب، و لیس شی‏ء أحبّ إلى الله من مؤمن تائب أو مؤمنة تائبة، و إن المؤمن لیعرف فی السماء کما یعرف الرجل أهله و ولده»
الکشف و البیان عن تفسیر القرآن، ثعلبی، دار احیاء التراث العربی، بیروت، ج‏2، صص 131 و 132

«حتی یخرج ممّا قال فیه» یعنی تا تهمتی را که زده است؛ ثابت کند و از عهده اش بیرون رود و چون نمی تواند ثابت کند؛ در عذاب می ماند. و یا این که یعنی آن قدر عذاب بچشد تا پاک شود و معنای اول به عرف زبان نزدیکتر است.

صُحُفٍ مُطَهَرَه
از حضرت عبد العظیم رحمة الله علیه از امام هادی علیه السلام نقل است که فرمود: خداوند از آن رو ابراهیم علیه السلام را خلیل خود قرار داد که بسیار بر محمد و اهل بیت او صلوات می فرستاد.
حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ الشَّیْبَانِیُّ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ أَحْمَدَ الْأَسَدِیُّ الْکُوفِیُّ عَنْ سَهْلِ بْنِ زِیَادٍ الْآدَمِیِّ عَنْ عَبْدِ الْعَظِیمِ‏ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ الْحَسَنِیِّ قَالَ سَمِعْتُ عَلِیَّ بْنَ مُحَمَّدٍ الْعَسْکَرِیَّ ع یَقُولُ‏ إِنَّمَا اتَّخَذَ اللَّهُ‏ عَزَّ وَ جَلَ‏ إِبْراهِیمَ خَلِیلًا لِکَثْرَةِ صَلَاتِهِ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ أَهْلِ بَیْتِهِ ص.
علل الشرائع ؛ مکتبة داوری ؛ ج‏1 ؛ ص34

صُحُفٍ مُطَهَرَه

از امام باقر علیه السلام درباره کلام خدای عزوجل که فرموده " وَ نَفَخْتُ فِیهِ مِنْ رُوحِی"(و در او از روح خودم دمیدم) پرسیدم که این دمیدن چگونه بود؟ فرمود: روح، متحرکی چون باد است و از آن روی روح می گویند که نامش از ریح مشتق شده است. از آن روی از واژه روح استفاده کرده است که روح با ریح هم جنس هستند و از آن روی به خودش منتسب ساخته است که چون آن را بر دیگر روح ها برگزیده است همانگونه که خانه ای از خانه ها را برگزیده است و فرموده: خانه من. و به یکی از پیامبرانش فرموده، دوست من. و امثال این موارد. همه اینها مخلوق، ساخته شده، پدید آمده، پرورش یافته و تدبیر شده هستند.

حَدَّثَنَا عَلِیُّ بْنُ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِمْرَانَ الدَّقَّاقُ رَحِمَهُ اللَّهُ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ الْکُوفِیُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِیلَ الْبَرْمَکِیِّ قَالَ حَدَّثَنَا الْحُسَیْنُ بْنُ الْحَسَنِ قَالَ حَدَّثَنَا بَکْرُ بْنُ صَالِحٍ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ عُرْوَةَ عَنْ عَبْدِ الْحَمِیدِ الطَّائِیِّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ ع عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ- وَ نَفَخْتُ فِیهِ مِنْ رُوحِی کَیْفَ هَذَا النَّفْخُ فَقَالَ إِنَّ الرُّوحَ مُتَحَرِّکٌ کَالرِّیحِ وَ إِنَّمَا سُمِّیَ رُوحاً لِأَنَّهُ اشْتُقَّ اسْمُهُ مِنَ الرِّیحِ وَ إِنَّمَا أَخْرَجَهُ عَلَى لَفْظِ الرُّوحِ لِأَنَّ الرُّوحَ مُجَانِسٌ لِلرِّیحِ وَ إِنَّمَا أَضَافَهُ إِلَى نَفْسِهِ لِأَنَّهُ اصْطَفَاهُ عَلَى سَائِرِ الْأَرْوَاحِ کَمَا اصْطَفَى بَیْتاً مِنَ الْبُیُوتِ فَقَالَ بَیْتِیَ وَ قَالَ لِرَسُولٍ مِنَ الرُّسُلِ خَلِیلِی وَ أَشْبَاهِ ذَلِکَ وَ کُلُّ ذَلِکَ مَخْلُوقٌ مَصْنُوعٌ مُحْدَثٌ مَرْبُوبٌ مُدَبَّرُ

الکافی جلد 1 / کِتَابُ التَّوْحِیدِ‏ / /بَابُ الرُّوح

هو الهادی

8-امام صادق علیه السّلام فرمود: در شگفتم از مرد مسلمان که خداى عز و جل برایش سرنوشتى نکند، جز آنکه خیر او باشد، اگر بدنش را با قیچى‏ ها ببرند خیر اوست و اگر هم تمام خاور و باختر روى زمین را مالک شود خیر اوست.

أَبُو عَلِیٍّ الْأَشْعَرِیُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ یَحْیَى عَنْ فُضَیْلِ بْنِ عُثْمَانَ عَنِ ابْنِ أَبِی یَعْفُورٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: عَجِبْتُ لِلْمَرْءِ الْمُسْلِمِ‏  لَا یَقْضِی اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لَهُ قَضَاءً إِلَّا کَانَ خَیْراً لَهُ وَ إِنْ قُرِضَ بِالْمَقَارِیضِ کَانَ خَیْراً لَهُ وَ إِنْ مَلَکَ مَشَارِقَ الْأَرْضِ وَ مَغَارِبَهَا کَانَ خَیْراً لَهُ.

 

9-امام باقر علیه السّلام فرمود: در میان مخلوق خدا سزاوارترین کس بتسلیم بودن قضاء خداى عز و جل کسى است که خداى عز و جل را بشناسد و هر که به قضاء راضى باشد، قضا بر او وارد شود و خداى اجر او را بزرگ فرماید و هر که قضا را ناخوش دارد، قضا بر او وارد شود و خدا اجرش را تباه سازد.

مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَى عَنِ ابْنِ سِنَانٍ عَنْ صَالِحِ بْنِ عُقْبَةَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُحَمَّدٍ الْجُعْفِیِّ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ: أَحَقُّ خَلْقِ اللَّهِ أَنْ یُسَلِّمَ لِمَا قَضَى اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ مَنْ عَرَفَ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ وَ مَنْ رَضِیَ بِالْقَضَاءِ أَتَى عَلَیْهِ الْقَضَاءُ وَ عَظَّمَ اللَّهُ أَجْرَهُ وَ مَنْ سَخِطَ الْقَضَاءَ مَضَى عَلَیْهِ الْقَضَاءُ وَ أَحْبَطَ اللَّهُ أَجْرَهُ.


12- مردى گوید: به امام صادق علیه السّلام عرض کردم: با چه علامت دانسته مى‏ شود که شخص مؤمن است؟ فرمود: به تسلیم خدا بودن، و راضى بودن به آنچه برایش پیش مى‏ آید، از شادى و ناخرسندى.

البرقی عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ سِنَانٍ عَمَّنْ ذَکَرَهُ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: قُلْتُ لَهُ بِأَیِّ شَیْ‏ءٍ یُعْلَمُ الْمُؤْمِنُ بِأَنَّهُ مُؤْمِنٌ قَالَ بِالتَّسْلِیمِ لِلَّهِ وَ الرِّضَا فِیمَا وَرَدَ عَلَیْهِ مِنْ سُرُورٍ أَوْ سَخَطٍ.

 

13- امام صادق علیه السّلام فرمود: رسول خدا صلى اللَّه علیه و آله هیچ گاه نسبت به امرى که می گذشت نمی فرمود: کاش غیر این می بود.

عَنْهُ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ سِنَانٍ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ الْمُخْتَارِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ أَبِی یَعْفُورٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: لَمْ یَکُنْ رَسُولُ اللَّهِ ص یَقُولُ لِشَیْ‏ءٍ قَدْ مَضَى لَوْ کَانَ غَیْرُهُ.

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج‏2، ص: 60/ بَابُ‏ الرِّضَا بِالْقَضَاءِ

صُحُفٍ مُطَهَرَه

هشام بن حکم گوید: روزى ابن أبى العوجاء و أبو شاکر دیصانى و عبد الملک بصرى و ابن مقفّع (مترجم کلیله و دمنه) در مسجد الحرام جمع شده و حاجیان را مسخره می کردند و بر قرآن عیب مى‏ گرفتند. ابن أبى العوجاء گفت: دوستان! بیایید هر کدام از ما یک چهارم قرآن را نقض کنیم و  سال دیگر همین جا جمع شویم در حالی که همه قرآن را نقض کرده ایم؛ زیرا نقض قرآن یعنی ابطال نبوّت محمّد (صلی الله علیه و آله)  و ابطال نبوّت او  یعنی ابطال اسلام و اثبات حقّانیّت ما. همگی پذیرفتند و از هم جدا شدند.
سال بعد دوباره در مسجد الحرام جمع شدند. ابن أبى العوجاء گفت: من از آن روز که با شما وداع کردم؛ تا امروز غرق اندیشه در این آیه هستم: «فَلَمَّا اسْتَیْأَسُوا مِنْهُ خَلَصُوا نَجِیًّا»(یوسف/80) و نتوانستم هیچ چیزى با این فصاحت و این همه معانى کنارش قرار دهم، و تفکّر در همین یک آیه مرا از آیات دیگر بازداشت.

عبد الملک گفت: من نیز از هنگامى که از شما جدا شده‏ ام غرق اندیشه در این آیه هستم: «یا أَیُّهَا النَّاسُ ضُرِبَ مَثَلٌ فَاسْتَمِعُوا لَهُ إِنَّ الَّذِینَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ لَنْ یَخْلُقُوا ذُباباً وَ لَوِ اجْتَمَعُوا لَهُ وَ إِنْ یَسْلُبْهُمُ الذُّبابُ شَیْئاً لا یَسْتَنْقِذُوهُ مِنْهُ ضَعُفَ الطَّالِبُ‏ وَ الْمَطْلُوبُ‏»(الحج/73) و قادر به آوردن مثل آن نشدم.

أبو شاکر گفت: من نیز غرق این آیه شدم: «لَوْ کانَ فِیهِما آلِهَةٌ إِلَّا اللَّهُ لَفَسَدَتا»(الانبیاء/22) و نتوانستم آیه‏ اى مانند آن بیاورم.

ابن مقفّع (مترجم کلیله و دمنه) گفت: دوستان، این قرآن از جنس سخن بشر نیست. من نیز از هنگام جدایى تا کنون، حیران این آیه ام: «وَ قِیلَ یا أَرْضُ ابْلَعِی ماءَکِ وَ یا سَماءُ أَقْلِعِی وَ غِیضَ الْماءُ وَ قُضِیَ الْأَمْرُ وَ اسْتَوَتْ عَلَى الْجُودِیِّ وَ قِیلَ بُعْداً لِلْقَوْمِ الظَّالِمِینَ‏»(هود/44) و به ژرفای آن دست نیافتم و نتوانستم مانند آن را بیاورم.

هشام بن حکم گوید: این چهار نفر گرم صحبت بودند که ناگاه امام جعفر صادق علیه السّلام از کنارشان عبور کرد و این آیه را تلاوت فرمود: «قُلْ لَئِنِ اجْتَمَعَتِ الْإِنْسُ وَ الْجِنُّ عَلى‏ أَنْ یَأْتُوا بِمِثْلِ هذَا الْقُرْآنِ لا یَأْتُونَ بِمِثْلِهِ وَ لَوْ کانَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ ظَهِیراً»!!(الاسراء/88) آنان نگاهى به هم انداخته و گفتند: اگر اسلام را حقیقتى باشد؛ وصیّ محمّد (صلی الله علیه و آله)  کسی جز جعفر بن محمّد نیست! تا کنون هر گاه به او نگریسته ایم؛ هیبتش ما را گرفته و پوستمان به لرزه درآمده! سپس به ناتوانى و عجز خود اقرار کرده و پراکنده شدند.

الاحتجاج، نشر المرتضی ، ج2، ص377

صُحُفٍ مُطَهَرَه


امام صادق علیه السلام فرمود: هر کس قبل از طلوع و غروب خورشید، ده مرتبه بگوید: «لا إِلهَ‏ إِلَّا اللَّهُ‏ وَحْدَهُ‏ لا شَرِیکَ لَهُ‏ لَهُ‏ الْمُلْکُ‏ وَ لَهُ الْحَمْدُ یُحْیِی‏ وَ یُمِیتُ‏ وَ هُوَ حَیٌّ لَا یَمُوتُ بِیَدِهِ الْخَیْرُ وَ هُوَ عَلى‏ کُلِّ شَیْ‏ءٍ قَدِیرٌ» کفاره گناهانش در آن روز خواهد بود.

این دستور العمل به اسناد مختلف از ائمه اطهار علیهم السلام نقل شده و حتی در برخی روایات تعبیر وجوب و فرض برای آن به کار رفته و آیه شریفه «سَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّکَ قَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ وَ قَبْلَ غُرُوبِها» (طه 130) بر آن تطبیق شده است.

عَنْ عَبْدِ الْکَرِیمِ بْنِ عُتْبَةَ الْهَاشِمِیِّ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع یَقُولُ‏ مَنْ قَالَ عَشْرَ مَرَّاتٍ قَبْلَ أَنْ تَطْلُعَ الشَّمْسُ وَ قَبْلَ غُرُوبِهَا لا إِلهَ‏ إِلَّا اللَّهُ‏ وَحْدَهُ‏ لا شَرِیکَ لَهُ‏ لَهُ‏ الْمُلْکُ‏ وَ لَهُ الْحَمْدُ یُحْیِی‏ وَ یُمِیتُ‏ وَ هُوَ حَیٌّ لَا یَمُوتُ بِیَدِهِ الْخَیْرُ وَ هُوَ عَلى‏ کُلِّ شَیْ‏ءٍ قَدِیرٌ کَانَتْ کَفَّارَةً لِذُنُوبِهِ فِی ذَلِکَ الْیَوْم.
المحاسن ؛ دار الکتب الاسلامیة ؛ ج‏1 ؛ ص30

1. الکافی ؛ دار الکتب الاسلامیة ؛ ج‏2 ؛ صص518 و 527 و 532 و ج‏3 ؛ ص345

2. من لا یحضره الفقیه ؛ جامعه مدرسین ؛ ج‏1 ؛ ص335

3. الخصال ؛ جامعه مدرسین ؛ ج‏2 ؛ ص452

4. تفسیر العیاشی ؛ المطبعة العلمیة ؛ ج‏2 ؛ ص45

5. المجازات النبویة ؛ دار الحدیث ؛ ص355

6. مصباح المتهجد؛ مؤسسة فقه الشیعة ؛ ج‏1 ؛ صص83 و 211

و ...

صُحُفٍ مُطَهَرَه

مردی از امام صادق علیه السلام درباره اینکه آیا خدای تبارک و تعالی خشنودی و خشم دارد پرسید، حضرت فرمود: آری. ولی آن گونه که در مخلوق ها یافت می شود، نیست. زیرا خشم و خشنودی عارض شونده ای است که بر شخص عارض می شود و او را از حالی به حال دیگر منتقل می سازد. (انسان) اثر پذیر و مرکب است و اشیاء در او اثر می گذارند، در حالیکه در آفریننده ما چیزی تأثیر گذار نیست، (زیرا) او هم در ذات و هم در معنا یگانه است. بنابراین خشنودی او پاداش دهی و خشم او کیفردهی است، بدون آنکه چیزی بر او عارض شده و او را تحریک کند و او را از حالی به حال دیگر منتقل سازد. اینها صفت آفریده های ناتوان و محتاج است و خداوند تبارک و تعالی قدرتمند و بزرگواری است که نیازی به آنچه  که آفریده ندارد و آفریده های او، همه نیازمند به او هستند. اشیاء را بدون نیاز (به آنها) و بدون سبب آفرید و اختراع کرد و به وجود آورد.

حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ مُوسَى بْنِ الْمُتَوَکِّلِ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنَا عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ بْنِ هَاشِمٍ عَنْ أَبِیهِ عَنِ الْعَبَّاسِ بْنِ عَمْرٍو الْفُقَیْمِیِّ عَنْ هِشَامِ بْنِ الْحَکَمِ أَنَّ رَجُلًا سَأَلَ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنِ اللَّهِ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى لَهُ رِضًى وَ سَخَطٌ فَقَالَ نَعَمْ وَ لَیْسَ ذَلِکَ عَلَى مَا یُوجَدُ مِنَ الْمَخْلُوقِینَ وَ ذَلِکَ أَنَّ الرِّضَا وَ الْغَضَبَ دِخَالٌ یَدْخُلُ عَلَیْهِ فَیَنْقُلُهُ مِنْ حَالٍ إِلَى حَالٍ مُعْتَمَلٌ مُرَکَّبٌ لِلْأَشْیَاءِ فِیهِ مَدْخَلٌ وَ خَالِقُنَا لَا مَدْخَلَ لِلْأَشْیَاءِ فِیهِ وَاحِدٌ أَحَدِیُّ الذَّاتِ وَ أَحَدِیُّ الْمَعْنَى فَرِضَاهُ ثَوَابُهُ وَ سَخَطُهُ عِقَابُهُ مِنْ غَیْرِ شَیْ‏ءٍ یَتَدَاخَلُهُ فَیُهَیِّجُهُ وَ یَنْقُلُهُ مِنْ حَالٍ إِلَى حَالٍ فَإِنَّ ذَلِکَ صِفَةُ الْمَخْلُوقِینَ الْعَاجِزِینَ الْمُحْتَاجِینَ وَ هُوَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى الْقَوِیُّ الْعَزِیزُ الَّذِی لَا حَاجَةَ بِهِ إِلَى شَیْ‏ءٍ مِمَّا خَلَقَ وَ خَلْقُهُ جَمِیعاً مُحْتَاجُونَ إِلَیْهِ إِنَّمَا خَلَقَ الْأَشْیَاءَ مِنْ غَیْرِ حَاجَةٍ وَ لَا سَبَبٍ اخْتِرَاعاً وَ ابْتِدَاعاً.

التوحید، باب معنى رضاه - عزوجل - و سخطه‏،ح3.

هو الهادی

یکی از اصحاب امام صادق علیه السلام به ایشان عرضه داشت: پسری دارم که دوست دارد درباره حلال و حرام از شما بپرسد و نمی خواهد از چیزهایی که به او نامربوط و برایش بی اهمیت است؛ سؤال کند. امام فرمود: «هَلْ یَسْأَلُ النَّاسُ عَنْ شَیْ‏ءٍ أَفْضَلَ مِنَ الْحَلَالِ‏ وَ الْحَرَامِ‏.» آیا چیزی بهتر از حلال و حرام هم هست که مردم از آن بپرسند؟

علل الشرائع ؛ مکتبة داوری؛ ج‏2 ؛ ص394 و المحاسن ؛ دار المعارف السلامیة؛ ج‏1 ؛ ص229

صُحُفٍ مُطَهَرَه

بخشی از توقیع شریف امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف به محمد بن علی بن هلال: «من تو را و هر که خبرِ نامه ی مرا بشنود؛ شاهد می گیرم بر این که بیزارم به سوی خدا و رسولش (صلی الله علیه و آله) از کسی که بگوید ما علم غیب داریم ... و شما را شاهد می گیرم بر این که هر کس ما از او بیزاری جوییم؛ خداوند و ملائکه و رسولان و اولیاءش نیز از او بیزارند و من این توقیع را که در این نامه است؛ امانتی قرار دادم بر گردن تو و گردن هر کس که آن را بشنود؛ تا آن را از هیچ از یک موالی و شیعیان ما مخفی نکند؛ تا همه ی موالی از این توقیع مطلع شوند؛ شاید که خدا آنان را دریابد و به دین خدا که حق است باز گردند ... پس هر کس نامه مرا بفهمد و به آن چه امر و نهی کردم باز نگردد؛ لعنت خدا بر او فرود آید ...»

 الإحتجاج على أهل اللجاج، شیخ طبرسی، نشر المرتضی، ج‏2، ص473

به ضرورت مذهب شیعه، علم غیب مخصوص خداوند است و خبر دادن اهل بیت علیهم السلام از پنهانی ها مصداق «علم غیب» نیست؛ چنان که امیرالمؤمنین علیه السلام فرمود: «لَیْسَ هُوَ بِعِلْمِ‏ غَیْبٍ‏ وَ إِنَّمَا هُوَ تَعَلُّمٌ مِنْ ذِی عِلْمٍ» (نهج البلاغة؛ نشر الهجرة؛ ص186)

این معنا در روایات شیعه متواتر است.


علم موروث
یحیی بن عبدالله بن حسن به امام کاظم (علیه السلام) عرض کرد: فدایت شوم، مردم ادّعا می کنند شما غیب می دانید. فرمود: سبحان الله! دست خود را بر سرم بگذار. به خدا سوگند هیچ مویی در سر و بدنم نیست مگر آن که سیخ شد! سپس فرمود: نه به خدا سوگند. آن نیست مگر علمی که از رسول خدا صلی الله علیه و آله به ارث رسیده است.

الأمالی، شیخ مفید، کنگره شیخ مفید، ص23/رجال الکشّی، دانشگاه مشهد، ص298

علمی که افزوده می شود نه علم غیب

امام باقر (علیه السلام) فرمود: عالِمِ ما غیب نمی داند و اگر خداوند عالم ما را به خود واگذارد؛ مانند یکی از شما خواهد بود ولی ساعت به ساعت به علم او می افزاید. بصائر الدرجات، محمد بن حسن صفار، کتابخانه آیت الله مرعشی، ج1، ص325

«تعلّم من ذی علم»

عمار ساباطی گوید: از امام صادق علیه السلام پرسیدم: آیا امام غیب می داند؟ فرمود: نه ولی هر گاه که بخواهد چیزی بداند؛ خداوند او را آگاه می کند.
الکافی، دار الکتب الاسلامیة، ج1، ص257

قبض و بسط
مردی از امام رضا (علیه السلام) پرسید: شما غیب می دانید؟ فرمود: ابوجعفر (
علیه السلام) فرموده است: علم برای ما گسترده می شود پس می دانیم و از ما گرفته و منقبض می شود پس نمی دانیم.
الکافی؛ دار الکتب الإسلامیة ؛ ج‏1 ؛ ص256

وحی است نه علم غیب ...

صُحُفٍ مُطَهَرَه
امام صادق علیه السلام : به خدا سوگند مؤمن، [مؤمن] محسوب نمی شود؛ مگر اینکه نسبت به برادر(دینی)اش، هر دو مانند یک پیکر [واحد] باشند که هرگاه به رگی (یک عضوش)، کوچک ترین دردی رسد؛ سایر عضوها نیز متأثر می شوند.
عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: لَا وَ اللَّهِ لَا یَکُونُ [الْمُؤْمِنُ] مُؤْمِناً أَبَداً حَتَّى یَکُونَ لِأَخِیهِ مِثْلَ الْجَسَدِ إِذَا ضَرَبَ عَلَیْهِ عِرْقٌ وَاحِدٌ تَدَاعَتْ لَهُ سَائِرُ عُرُوقِهِ.
المؤمن، باب ما جعل الله بین المؤمنین من الإخاء، ص39 و مشابه آن در ص: 38 و نیز الکافی (ط - الإسلامیة)، ج‏2، ص: 166 و از آن بحارالانوار: 71/ 274 ح 17
و در بعضی نقل ها: «إِذَا اشْتَکَى شَیْئاً مِنْهُ وَجَدَ أَلَمَ ذَلِکَ فِی سَائِرِ جَسَدِه‏»
صُحُفٍ مُطَهَرَه
امام باقرالعلوم سلام الله علیه به اباحمزه فرمودند:
ای ابا حمزه ! کسی از شما که قصد سفری چند فرسخی دارد ، دنبال دلیل و راهنمایی می گردد و تو به راه های آسمان نا آگاهتر از راه های زمین هستی؛ حال که چنین است، برای خود دلیل و راهنمایی به دست آور .
یا اَبا حَمزَةَ ، یَخرُجُ اَحَدُکُم فَراسِخَ فَیَطلُبُ لِنَفسِهِ دَلیلاً، وَ اَنتَ بِطُرُقّ السَّماءِ اَجهَلُ مِنکَ بِطُرُقِ الاَرضِ ؛ فاطلُب لِنَفسِکَ دلیلاً .
الکافی (ط - الإسلامیة)، ج‏1، ص: 184

صُحُفٍ مُطَهَرَه

امام باقر علیه السّلام در تفسیر آیه «وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِیعاً وَ لا تَفَرَّقُوا» فرمود: خداوند می دانست که مردم بعد از پیامبرشان (صلی الله علیه و آله) فرقه فرقه شده و اختلاف خواهند کرد. برای همین آنان را از تفرقه نهی کرد؛ چنان که گذشتگان را نهی کرده بود و آنان را امر نمود که بر ولایت آل محمّد علیهم السلام گرد آیند و تفرقه نکنند.

عن أبی جعفر علیه السّلام، أنه قال فی قول اللّه تعالى: «وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِیعاً وَ لا تَفَرَّقُوا». قال: علم اللّه عز و جل انّهم سیفترقون بعد نبیّهم صلّى اللّه علیه و آله و یختلفون، فنهاهم اللّه عن التفرّق کما نهى من کان قبله و أمرهم أن یجتمعوا على ولایة آل محمد علیهم السّلام و لا یتفرقوا.
شرح الأخبار فی فضائل الأئمة الأطهار علیهم السلام ؛ مؤسسه نشر اسلامی وابسته به جامعه مدرسین؛ ج‏1 ؛ ص239

صُحُفٍ مُطَهَرَه
شخصی از شیخ مفید پرسید: وقتی امام در طول این مدت غایب باشد و مردم از او بهره نبرند؛ چه فرقی میان وجود و عدم او است؟
شیخ مفید پاسخ داد: هر گاه خداوند راهنما و حجتی بر آفریدگان خود قرار دهد و ظالمان او را بترسانند (و او را مجبور به مخفی شدن کنند) حجّت بر کسانی است که او را ترسانده اند نه بر خداوند؛ ولی اگر خداوند چنین حجت و راهنمایی قرار ندهد؛ حجّت بر خداوند خواهد بود نه بر ظالمان و این است فرق بودن و نبودن چنین امامی.

فقال السائل فإذا کان الإمام ع غائبا طول هذه المدة لا ینتفع به فما الفرق بین وجوده و عدمه. قال له إن الله سبحانه إذا نصب دلیلا و حجة على سائر خلقه فأخافه الظالمون کانت الحجة على من أخافه لا على الله سبحانه و لو أعدمه الله کانت الحجة على الله لا على الظالمین و هذا الفرق بین وجوده و عدمه.

رسائل فی الغیبة؛ الشیخ المفید ؛ مؤتمر الشیخ المفید ؛ ج‏2 ؛ ص15

صُحُفٍ مُطَهَرَه
از عبدالله بن فضل هاشمی نقل است که به امام صادق علیه السلام عرض کرد: ای پسر رسول خدا (ص)  چرا سنّیان روز عاشوراء را روز برکت نامیدند؟ امام گریست و سپس فرمود: وقتی حسین علیه السلام کشته شد؛ در شام مردم به یزید تقرّب جستند و برای او حدیث جعل کردند و به خاطر این کار جایزه می گرفتند. از جمله چیزهایی که برای او جعل کردند؛ همین بود که این روز، روز برکت است؛ تا مردم از بی تابی و گریه و مصیبت و اندوه در روز عاشوراء به شادی و سرور و تبرک و توشه بر چیدن روی آورند. خدا میان ما و آنان داوری خواهد کرد. سپس فرمود: ای پسر عمو، ولی این احادیث جعلی ضررش بر اسلام و مسلمین کمتر از احادیثی است که گروهی جعل کردند که دوستی ما را به خود می بندند و ادعا می کنند که ولایت ما را دین خود قرار داده اند و به امامت ما معتقدند. اینان ادّعا کردند که حسین علیه السلام کشته نشده و مانند عیسی (علیه السلام) امرش بر مردم مشتبه شده است. اگر چنین باشد که ادّعا می کنند؛ دیگر هیچ سرزنش و توبیخی بر بنی امیه نیست! ای پسر عمو هر کس ادّعا کند که حسین (علیه السلام) کشته نشده است؛ رسول خدا (صلی الله علیه و آله) و علی (علیه السلام) و امامان پس از او را تکذیب نموده که از کشته شدن حسین (علیه السلام) خبر داده اند و هر کس آنان را تکذیب کند؛ به خداوند بزرگ کافر شده و ریختن خونش بر هر کس که این سخن را از او بشنود؛ حلال است. عبدالله بن الفضل گفت: ای پسر رسول خدا (صلی الله علیه و آله) چه می فرمایید درباره گروهی از شیعیانت که چنین اعتقادی دارند؟ امام فرمود: اینان از شیعیان من نیستند و من از آنان بیزارم.

«قَالَ عَبْدُ اللَّهِ بْنُ الْفَضْلِ الْهَاشِمِیُّ فَقُلْتُ لَهُ یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ فَکَیْفَ سَمَّتِ الْعَامَّةُ یَوْمَ عَاشُورَاءَ یَوْمَ بَرَکَةٍ فَبَکَى ع ثُمَّ قَالَ لَمَّا قُتِلَ الْحُسَیْنُ ع تَقَرَّبَ النَّاسُ بِالشَّامِ إِلَى یَزِیدَ فَوَضَعُوا لَهُ الْأَخْبَارَ وَ أَخَذُوا عَلَیْهِ الْجَوَائِزَ مِنَ الْأَمْوَالِ فَکَانَ مِمَّا وَضَعُوا لَهُ أَمْرُ هَذَا الْیَوْمِ وَ أَنَّهُ یَوْمُ بَرَکَةٍ لِیَعْدِلَ النَّاسُ فِیهِ مِنَ الْجَزَعِ وَ الْبُکَاءِ وَ الْمُصِیبَةِ وَ الْحُزْنِ إِلَى الْفَرَحِ وَ السُّرُورِ وَ التَّبَرُّکِ وَ الِاسْتِعْدَادِ فِیهِ حُکْمُ اللَّهِ‏ مَا بَیْنَنَا وَ بَیْنَهُمْ قَالَ ثُمَّ قَالَ ع یَا ابْنَ عَمِّ وَ إِنَّ ذَلِکَ لَأَقَلُّ ضَرَراً عَلَى‏ الْإِسْلَامِ‏ وَ أَهْلِهِ ممّا وَضَعَهُ قَوْمٌ انْتَحَلُوا مَوَدَّتَنَا وَ زَعَمُوا أَنَّهُمْ یَدِینُونَ بِمُوَالاتِنَا وَ یَقُولُونَ بِإِمَامَتِنَا زَعَمُوا أَنَّ الْحُسَیْنَ ع لَمْ یُقْتَلْ وَ أَنَّهُ شُبِّهَ لِلنَّاسِ أَمْرُهُ کَعِیسَى ابْنِ مَرْیَمَ فَلَا لَائِمَةَ إِذَنْ عَلَى بَنِی أُمَیَّةَ وَ لَا عَتْبَ عَلَى زَعْمِهِمْ یَا ابْنَ عَمِّ مَنْ زَعَمَ أَنَّ الْحُسَیْنَ ع لَمْ یُقْتَلْ فَقَدْ کَذَّبَ رَسُولَ اللَّهِ ص وَ عَلِیّاً وَ کَذَّبَ مَنْ بَعْدَهُ الْأَئِمَّةَ ع فِی إِخْبَارِهِمْ بِقَتْلِهِ وَ مَنْ کَذَّبَهُمْ فَهُوَ کَافِرٌ بِاللَّهِ الْعَظِیمِ وَ دَمُهُ مُبَاحٌ لِکُلِّ مَنْ سَمِعَ ذَلِکَ مِنْهُ قَالَ عَبْدُ اللَّهِ بْنُ الْفَضْلِ فَقُلْتُ لَهُ یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ فَمَا تَقُولُ فِی قَوْمٍ مِنْ شِیعَتِکَ یَقُولُونَ بِهِ فَقَالَ ع مَا هَؤُلَاءِ مِنْ شِیعَتِی وَ إِنِّی بَرِی‏ءٌ مِنْهُمْ.»
علل الشرائع، شیخ صدوق، مکتبة داوری، ج‏1، ص 226 و 227
صُحُفٍ مُطَهَرَه

قال الامام الشهید الحسین بن علیّ علیه السلام :

مَا الْإِمَامُ‏ إِلَّا الْحَاکِمُ بِالْکِتَابِ الْقَائِمُ بِالْقِسْطِ الدَّائِنُ بِدِینِ الْحَقِّ الْحَابِسُ نَفْسَهُ عَلَى ذَاتِ اللَّهِ.

امام نیست مگر کسی که به کتاب خدا حکم کند و عدالت را بر پا دارد و به دین حقّ عمل کند و خود را بر رضای خدا مقیّد سازد.

الإرشاد فی معرفة حجج الله على العباد ؛ مؤتمر الشیخ المفید؛ ج‏2 ؛ ص39

صُحُفٍ مُطَهَرَه

امام صادق علیه السلام فرمود: در پایان روز پنجشنبه و شب جمعه، گروهی از ملائکه، با قلم های زرین و ورق های سیمین از آسمان فرود آیند و تا غروب روز جمعه تنها ثواب صلوات بر رسول خدا صلی الله علیه و آله را می نویسند.

قَالَ الصادق علیه السلام: إِذَا کَانَتْ عَشِیَّةُ الْخَمِیسِ وَ لَیْلَةُ الْجُمُعَةِ نَزَلَتْ مَلَائِکَةٌ مِنَ السَّمَاءِ وَ مَعَهَا أَقْلَامُ‏ الذَّهَبِ‏ وَ صُحُفُ الْفِضَّةِ لَا یَکْتُبُونَ عَشِیَّةَ الْخَمِیسِ وَ لَیْلَةَ الْجُمُعَةِ وَ یَوْمَ الْجُمُعَةِ إِلَى أَنْ تَغِیبَ الشَّمْسُ إِلَّا الصَّلَاةَ عَلَى النَّبِیِّ ص‏..

من لا یحضره الفقیه ؛ جامعه مدرسین ؛ ج‏1 ؛ ص424


صُحُفٍ مُطَهَرَه
خدا و مخلوقات هر دو موجود هستند اما دو سنخ موجود مباین با هم. مباین یعنی به لحاظ ذاتی کاملا متفاوت با هم. یعنی بدون هیچ سنخیت و شباهتی با هم. زیرا مخلوقات موجوداتی مقداری و عددی، متجزی، متغیر، دارای مکان و زمان هستند اما خدا هیچ یک از این اوصاف را ندارد. مقدار، تجزی، تغیر، مکان و زمان در خدا راه ندارد خدا منزه از این اوصاف و تمام اوصاف ذاتی مخلوقات است. آنچه در مخلوق رواست در خدا روا نیست. کمالات مخلوق برای خدا نقص است چه رسد به نقائصشان. اگر اینگونه نبود و خدا اوصاف مخلوقات را داشت خود مخلوقی می شد و نیازمند خالق. پس خدا هم سنخ مخلوقات نیست چه رسد به اینکه عینِ مخلوقات باشد.
روایات:
1. قَالَ اللَّهُ جَلَّ جَلَالُهُ:...مَا عَرَفَنِی مَنْ شَبَّهَنِی بِخَلْقِی‏. (توحید صدوق ص68)
رسول خدا صلی الله علیه و آله: خدای والا مرتبه فرمود: نشناخت مرا کسیکه به خلقم تشبیه کرد.
2. التَّوْحِیدُ أَنْ‏ لَا تُجَوِّزَ عَلَى رَبِّکَ مَا جَازَ عَلَیْکَ. (إعلام الوری ص291)

امام صادق علیه السلام: توحید آن است که آنچه بر تو رواست بر پروردگارت روا ندانی.

3. إِنَّ اللَّهَ خِلْوٌ مِن ْخَلْقِهِ وَ خَلْقَهُ خِلْوٌ مِنْه‏. (کافی ج1 ص82)

امام باقر علیه السلام: خداوند جدا از خلقش است، و خلقش جدا از او می ‏باشند.

4. فَکُلُّمَا فِی الْخَلْقِ لَا یُوجَدُ فِی خَالِقِهِ وَ کُلُّمَا یُمْکِنُ فِیهِ یَمْتَنِعُ مِن ْصَانِعِه‏.
(توحید صدوق ص40)
امام رضا علیه السلام: آنچه در خلق است در خالقش یافت نشود و آنچه در خلق ممکن است از صانعش ممتنع است.

5. جَلَّ وَ عَزَّ عَنْ أَدَاةِ خَلْقِهِ وَ سِمَاتِ بَرِیَّتِهِ وَ تَعَالَى عَنْ ذَلِکَ عُلُوّاً کَبِیرا.
(کافی ج1ص117)
امام جواد علیه السلام: خداوند فراتر و والاتر است از داشتن اجزا و نشانه‏ های خلقش.

6. لَایَلِیقُ بِالَّذِی هُوَخَالِقُ کُلِّ شَیْ‏ءٍإِلَّاأَنْ یَکُونَ مُبَایِناًلِکُلِّ شَیْ‏ءٍمُتَعَالِیاًعَنْ کُلِّ شَیْ‏ءٍسُبْحَانَهُ وَتَعَالَى‏. (بحار الأنوار ج3 ص148)

امام صادق علیه السلام: خالق همه چیز را نمی سزد مگر اینکه مخالف با همه چیز ، و متعالی از وجودِ همه اشیا باشد.

7. مُبَایِنٌ لِجَمِیعِ مَاأَحْدَثَ فِی الصِّفَات‏. (عیون أخبار الرضا ج1 ص121)

امام رضا علیه السلام: با اوصاف تمام چیزهایی که خلق نموده است مخالف و جدا است.

8. أَنَّهُ رَبُّنَاوَأَنَّهُ شَیْ‏ءٌبِخِلَافِ الْأَشْیَاء. (عیون أخبار الرضا ج1 ص132)

امام رضا علیه السلام: او پروردگار ماست و او چیزی است بر خلاف همه چیزها.

9. لَیْسَ هُوَفِی الْخَلْقِ وَلَاالْخَلْقُ فِیه‏ تَعَالَى عَنْ ذَلِک‏. (توحید صدوق ص434)

امام رضا علیه السلام: نه خدا در خلق است و نه خلق در خدا هستند. خدا والاتر از این است.

10. لَوْکَانَ کَمَایَقُولُ الْمُشَبِّهَةُلَمْ یُعْرَفِ الْخَالِقُ مِنَ الْمَخْلُوقِ وَلَاالْمُنْشِئُ مِنَ الْمُنْشَأ. (توحید صدوق ص61)

امام رضا علیه السلام: اگر چنان بود که مُشبِّهه می گویند خالق و آفریننده با مخلوق و آفریده شده تفاوتی نداشت.


گزیده ای از مطلبی با عنوان: "خلاصه ای از اصول اعتقادی در باب توحید، خلقت و ..."
مطالب مرتبط:

حقیقت ذات خداوند متعال چیست؟

این فعل خداست که متجلی و نمایان است نه ذات خدا
آنچه در ذهن و قلب ما پدید آید خود مخلوقی بیش نیست...
کسی که ادعای دیدن و رؤیت خداوند در دنیا و آخرت را بکند، دین ندارد!
هرچه به ذهن آید حتی اگر دقیق ترین معانی باشد مخلوق است ...

هو الهادی

«مردی نزد آقا امام صادق علیه السلام آمد و از فقر شکایت کرد. امام فرمود: چنین نیست که میگویی و من تو را فقیر نمی دانم! مرد گفت: آقا به خدا سوگند دروغ نگفتم و سپس شمّه ای از فقر خود را شرح داد؛ اما امام صادق علیه السلام همچنان سخنش را رد می کرد! تا این که فرمود: بگو ببینم اگر صد دینار به تو بدهند که از ما برائت جویی؛ آن را میگیری؟ مرد گفت: نه. امام پیوسته مبلغ را بالا برد تا به چند هزار دینار رسید و آن مرد همچنان سوگند می خورد که حاضر نیست از ایشان برائت جوید. پس امام فرمود: کسی که چنین کالایی دارد که حاضر نیست با این قیمت گزاف بفروشد؛ فقیر است؟!»

«... عن موسی بن جعفر علیه السلام قال: إِنَّ رَجُلًا جَاءَ إِلَى سَیِّدِنَا الصَّادِقِ ع فَشَکَا إِلَیْهِ الْفَقْرَ فَقَالَ لَیْسَ الْأَمْرُ کَمَا ذَکَرْتَ وَ مَا أَعْرِفُکَ فَقِیراً قَالَ وَ اللَّهِ یَا سَیِّدِی مَا کَذَبْتُ وَ ذَکَرَ مِنَ الْفَقْرِ قِطْعَةً وَ الصَّادِقُ ع یُکَذِّبُهُ إِلَى أَنْ قَالَ لَهُ أَخْبِرْنِی لَوْ أُعْطِیتَ بِالْبَرَاءَةِ مِنَّا مِائَةَ دِینَارٍ کُنْتَ تَأْخُذُ قَالَ لَا إِلَى أَنْ ذَکَرَ لَهُ أُلُوفَ الدَّنَانِیرِ وَ الرَّجُلُ یَحْلِفُ أَنَّهُ لَا یَفْعَلُ فَقَالَ مَنْ مَعَهُ سلعة یُعْطَى بِهَا هَذَا الْمَالَ لَا یَبِیعُهَا هُوَ فَقِیرٌ؟»
بشارة المصطفى لشیعة المرتضى؛ المکتبة الحیدریة؛ ص190. أمالی الشیخ الطوسی؛ دار الثقافة؛ ص298


صُحُفٍ مُطَهَرَه

امام سجاد علیه السلام: هر که در زمان غیبت قائم ما (علیه السلام) بر ولایت ما پایدار بماند؛ خداوند ثواب هزار شهید بدر و احد را به او عطا می کند.

عن زین العابدین علیه السّلام: من ثبت على موالاتنا فى غیبة قائمنا، اعطاه اللّه ثواب الف شهید بدر و احد.
کمال الدین و تمام النعمة، (ط - الإسلامیة)، ج‏1، ص: 323 و مناقب الطاهرین، عماد طبری، (سازمان چاپ و نشر)، ج‏2 ، ص891 و...

صُحُفٍ مُطَهَرَه

«قُلْ یَوْمَ الْفَتْحِ لا یَنْفَعُ الَّذینَ کَفَرُوا إیمانُهُمْ وَ لا هُمْ یُنْظَرُونَ‏. فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ وَ انْتَظِرْ إِنَّهُمْ مُنْتَظِرُونَ‏.» (السجدة، 29 و30)
«بگو: روز فتح، ایمان کسانى که کافر شده‌اند سود نمى‌بخشد و آنان مهلت نمى‌یابند.پس، از ایشان روى برتاب و منتظر باش که آنها نیز در انتظارند.»

آیا در فتح مکه یا دیگر فتوحات رسول خدا صلی الله علیه و آله اسلام و ایمان کافران پذیرفته نمی شد؟! پس این کدام روز فتح است که ایمان کافران و معاندان دیگر فایده ای ندارد؟! این کدام روز فتح است که باید منتظر آن بود؟!

از امام صادق علیه السلام روایت است که در تفسیر این آیه فرمود: «یوم الفتح» روزی است که دنیا برای قائم (عج) گشوده می شود ...
عن أَبی عَبْدِ اللَّهِ ع قال:‏ فِی قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَ‏ قُلْ یَوْمَ الْفَتْحِ لا یَنْفَعُ الَّذِینَ کَفَرُوا إِیمانُهُمْ وَ لا هُمْ یُنْظَرُونَ‏ قَالَ یَوْمُ الْفَتْحِ یَوْمٌ تُفَتَّحُ الدُّنْیَا عَلَى الْقَائِمِ ...
تأویل الآیات الظاهرة فی فضائل العترة الطاهرة ؛ مؤسسة النشر الاسلامی؛ ص438
مؤیدات:مختصر البصائر ؛ مؤسسة النشر الاسلامی؛ ص474
تفسیر القمی ؛ دار الکتاب؛ ج‏2 ؛ ص171

همچنین آیه زیر و روایات متعدّدی که آن را به «رجعت» تأویل کرده است؛ مؤیّد تفسیر فوق می باشد:
«هَلْ یَنْظُرُونَ إِلاَّ أَنْ تَأْتِیَهُمُ الْمَلائِکَةُ أَوْ یَأْتِیَ رَبُّکَ أَوْ یَأْتِیَ بَعْضُ آیاتِ رَبِّکَ یَوْمَ یَأْتی‏ بَعْضُ آیاتِ رَبِّکَ لا یَنْفَعُ نَفْساً إیمانُها لَمْ تَکُنْ آمَنَتْ مِنْ قَبْلُ أَوْ کَسَبَتْ فی‏ إیمانِها خَیْراً قُلِ انْتَظِرُوا إِنَّا مُنْتَظِرُونَ‏ »(الانعام، 158)

صُحُفٍ مُطَهَرَه
از زراره نقل است که گفت: به امام صادق علیه السلام عرض کردم: مردی از فرزندان «عبد الله بن سبا» قائل به تفویض است.
امام فرمود: تفویض چیست؟
زراره گفت: می گوید: «خداوند محمد صلی الله علیه و آله و سلمّ و علی علیه السلام را خلق کرد و سپس امر را به آنان سپرد؛ پس خلق کردند و روزی دادند و زنده کردند و میراندند.»
امام فرمود: دروغ گفته دشمن خدا. هر گاه نزد او بازگشتی؛ این آیه را بخوان که در سوره رعد است: «أَمْ جَعَلُوا لِلَّهِ شُرَکاءَ خَلَقُوا کَخَلْقِهِ فَتَشابَهَ الْخَلْقُ عَلَیْهِمْ قُلِ اللَّهُ خالِقُ کُلِّ شَیْ‏ءٍ وَ هُوَ الْواحِدُ الْقَهَّار.»
زراره گوید: نزد آن مرد برگشتم و سخن امام صادق علیه السلام را برایش بازگو کردم؛ پس گویی سنگ در گلویش انداخته ام یا گفت: گویی لال شد. [شک از راوی است و این تعبیر یعنی نتوانست جوابی بدهد و ساکت شد.]
 (إعتقادات الإمامیة، شیخ صدوق، مؤتمر الشیخ المفید، چاپ دوم، ص100)

امام رضا علیه السلام فرمود: «اللَّهُمَّ مَنْ زَعَمَ أَنَّنَا أَرْبَابٌ فَنَحْنُ إِلَیْکَ مِنْهُ بِرَاءٌ وَ مَنْ زَعَمَ أَنَّ إِلَیْنَا الْخَلْقَ وَ عَلَیْنَا الرِّزْقَ فَنَحْنُ إِلَیْکَ مِنْهُ بِرَاءٌ کَبَرَاءَةِ عِیسَى- عَلَیْهِ السَّلَامُ- مِنَ النَّصَارَى.»
خداوندا هر کس مدّعی شود که ما «ربّ» هستیم؛ از او به سوی تو برائت می جوییم و هر که مدّعی شود که «خلق» به ما سپرده شده و «رزق» بر عهده ما است؛ ما از او به سوی تو بیزاری می جوییم چنان که عیسی علیه السلام از نصاری بیزاری جست.

اعتقادات الامامیة، شیخ صدوق، چاپ کنگره شیخ مفید، ص 100

صُحُفٍ مُطَهَرَه
امام صادق علیه السلام فرمود: در روز قیامت خداوند روزها را برمی انگیزد و روز جمعه را در پیشاپیش آنها مانند عروسی زیبا و با کمال که برای داماد دیندار و ثروتمندی [در شب زفاف] هدیه برده می شود؛ محشور می نماید. پس او بر در بهشت می ایستد؛ در حالی که روزهای دیگر پشت سر او هستند و برای هر کس که در روز جمعه بر محمّد و آل محمّد زیاد صلوات فرستاده است؛ شفاعت می نماید.
عبد الله بن سنان گفت: زیاد چه قدر است و در چه وقتی از روز جمعه بهتر است؟
امام فرمود: صد بار و بهتر است بعد از نماز عصر باشد. ابن سنان گفت: چگونه صلوات بفرستم؟ فرمود: صد بار بگو: اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ.

حَدَّثَ أَبُو الْمُفَضَّلِ مُحَمَّدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ قَالَ حَدَّثَنَا عِصْمَةُ بْنُ نُوحٍ قَالَ حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَى قَالَ حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِی نَصْرٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ‏ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: إِذَا کَانَ یَوْمُ الْقِیَامَةِ بَعَثَ اللَّهُ تَعَالَى الْأَیَّامَ وَ یَبْعَثُ الْجُمُعَةَ أَمَامَهَا کَالْعَرُوسِ‏ ذَاتَ‏ کَمَالٍ وَ جَمَالٍ تُهْدَى إِلَى ذِی دِینٍ وَ مَالٍ فَتَقِفُ عَلَى بَابِ الْجَنَّةِ وَ الْأَیَّامُ خَلْفَهَا فَیَشْفَعُ لِکُلِّ مَنْ أَکْثَرَ الصَّلَاةَ فِیهَا عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ ع قَالَ ابْنُ سِنَانٍ فَقُلْتُ کَمِ الْکَثِیرُ فِی هَذَا وَ فِی أَیِّ زَمَانِ أَوْقَاتِ یَوْمِ الْجُمُعَةِ أَفْضَلُ قَالَ مِائَةُ مَرَّةٍ وَ لْیَکُنْ ذَلِکَ بَعْدَ الْعَصْرِ قَالَ وَ کَیْفَ أَقُولُهَا قَالَ تَقُولُ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ مِائَةَ مَرَّةٍ.
جمال الأسبوع بکمال العمل المشروع ؛ السید علی بن طاوس ؛ دار الرضیّ ؛ ص449 و 450 و کتاب العروس ؛ الفقیه ابی محمد جعفر بن احمد القمّیّ ؛ نشر آستان قدس

تمثّل و ظاهر شدن حقایقی چون اعمال انسان، قرآن، روزها و ... در روز قیامت از معارف صحیح شیعه است که البته کیفیت دقیق آن بر ما روشن نیست.

صُحُفٍ مُطَهَرَه
امام صادق علیه السلام به هشام بن حکم فرمود: ای هشام هر کس گمان کند خداوند با حجّتی بر بندگان خود احتجاج می کند که به همه چیزهایی که به آن نیاز دارند؛ علم ندارد؛ بر خداوند دروغ بسته است.
عن ابی عبد الله علیه السلام قال: یَا هِشَامُ مَنْ شَکَّ أَنَّ اللَّهَ یَحْتَجُّ عَلَى خَلْقِهِ بِحُجَّةٍ لَا یَکُونُ عِنْدَهُ کُلُّ مَا یَحْتَاجُونَ إِلَیْهِ فَقَدِ افْتَرَى عَلَى اللَّهِ.
بصائر الدرجات فی فضائل آل محمد صلى الله علیهم ؛ کتابخانه آیت الله مرعشی ؛ ج‏1 ؛ ص123

صُحُفٍ مُطَهَرَه

از امام باقر علیه السلام از پدرش روایت است که امام حسن علیه السلام فرمود: من و حارث اعور همراه امیرالمؤمنین علیه السلام بودیم که فرمود: از رسول خدا صلی الله علیه و آله شنیدم که فرمود: در آخر الزمان گروهی خواهند آمد که قبر پسرم حسین علیه السلام را زیارت می کنند. هر کس او را زیارت کند؛ گویی مرا زیارت کرده و هر که مرا زیارت کند؛ گویی خدای را -سبحانه و تعالی- زیارت کرده است. بدانید هر کس حسین را زیارت کند گویی خدای را در عرش زیارت کرده است.
فضل زیارة الحسین؛ محمد بن علی الشجری؛ حدیث دهم
توضیح: خداوند قابل مشاهده نیست؛ اما زیارت حجّتهای خود را به منزله ی زیارت خود قرار داده است؛ چنان که رفتن به سوی کعبه را به منزله رفتن به سوی خود دانسته و فرموده: «فِرُّوا إِلَى اللَّهِ» (الذاریات، 50) و نیز دست ندارد که بیعت کند ولی دست رسول خدا (صلی الله علیه و آله) را به منزله دست خود قرار داده است: «إِنَّ الَّذینَ یُبایِعُونَکَ إِنَّما یُبایِعُونَ اللَّهَ یَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَیْدیهِمْ» (الفتح، 10)
مطالب مرتبط:
فضل زیارت سیدالشهداء علیه السلام

پاداش زیارت حضرت سیّدالشّهداء علیه السلام

حدیث بسیار زیبا در فضیلت زیارت امام حسین (صلوات الله علیه)

پاداش و بعضی از شرایط زیارت حضرت سیّدالشّهدا علیه السلام

صُحُفٍ مُطَهَرَه

ابن ابی عمیر از ابراهیم کرخی نقل می کند که به امام صادق علیه السلام گفتم: همانا مردی  پروردگارش را در خواب می بیند، این چه تعبیری دارد؟
حضرت فرمود: این مرد دین ندارد، چون خداوند متعال در بیداری و در خواب و در دنیا و در آخرت دیده نمی شود.

عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ إِبْرَاهِیمَ الْکَرْخِیِّ قَالَ: قُلْتُ لِلصَّادِقِ ع إِنَّ رَجُلًا رَأَى رَبَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ فِی مَنَامِهِ فَمَا یَکُونُ ذَلِکَ فَقَالَ ذَلِکَ رَجُلٌ لَا دِینَ لَهُ إِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى لَا یُرَى فِی الْیَقَظَةِ وَ لَا فِی الْمَنَامِ وَ لَا فِی الدُّنْیَا وَ لَا فِی الْآخِرَةِ.
الأمالی( للصدوق) ص 611
بحار الأنوار(ط - بیروت)ج‏4ص32

صُحُفٍ مُطَهَرَه